1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دل نوشته

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏24/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng

    دوستت داشتم بی هیچ بهانه ای که در آن جدایی باشد

    افسوس که نه تو ونه هیچکس مرا نمیفهمد

    کاش میدانستی که چقدر منتظر مهربانی نگاهت بودم ونیامدی

    افسوس که پنداشتی مهربانیت لایق من نیست

    کاش میدانستی در عمق وجودم به تودلبستم وتوتنهاشقایق صحرای دلم هستی

    افسوس که دلم را لایق روییدن ندانستی

    نمیتوانم چیزی بگوییم بغضی گلویم را میفشاردوآزارم میدهد

    افسوس که این بغض هم بامن غریبی میکند

    دلم شکست ولی این بغض قصد شکستن ندارد

    میگوییند دلشکستگان نزد خدا آبرویی دارد

    افسوس که دل شکسته من بارها ترک برداشت ودم نزد

    کاش میدانستی چقدر تنهایم

    کاش میدانستی صداقتم را در آن هنگام که عاشقانه صدایت میکردم

    ای عشق گفته بودی میمانی

    اما اینبارهم اجباری دفترزندگیم را ورق زد

    نمیدانم چرا هنگامی که دراوج غم هاییم از اجبار خبری نیست اما

    آنهنگام که احساس میکنیم خوشبختیم باید آنرا به اجبار بدهیم

    ماسربازان مطیع اجباریم انگار روزگار قصد ندارد مارا از این اجبار رها کند

    آری بی سرکردن هم اجباریست اما خوشحالم که فراموش نکردنت اختیاریست ومن بایادت بااین اجبارمیجنگم

    دوستت دارم تا هرزمانی
    ​