ღღ_______ yakamoz _______ღღ با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله من و تو ماهی و آبیم که جداییمون محاله دل تو اولین روز بهار... دل من آخرین جمعه سال... و چه دورند و چه نزدیک به هم! مي شود اي دوست آيا آن نگاهت را خريد ؟ يا براي آسمان ها روي ماهت را خريد؟ من دلم لبريز از آشوب و زنگار رو غم است مي شود آيينه وش يه لحظه آهت را خريد؟ اگه خرابي خرابتم اگه مستي شرابتم اگه هستي كنارتم اگه نيستي به يادتم اگر باغ نگاهم پر ز خار است ، گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است. عاشق آن نيست كه عشق تكه كلامش باشد. عاشق آن است كه وفاداري مرامش باشد. زندگي درك همين امروز است . ظرف ديروز پر از بودن توست . شايد اين خنده كه امروز دريغم كردي ، آخرين فرصت همراهي ماست. رو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن به اينكه من دوستت دارم حتي يه لحظه شك نكن... پروانه نمي ميرد تا گل به بغل دارد اين سينه نمي ميرد تا عشق تورا دارد. اي نگاهت رونق فرداي من ، در تو معنا مي شود دنياي من اي كلامت بهترين اثبات عشق ، با تو ماندن آرزوي روياي من سيل دريا ديده هرگز بر نمي گردد به جوي نيست ممکن هرکه عاشق شد دگر عاقل شود در پاسخ نامه ام گل يخ دادي هربار مرا وعده دوزخ دادي يک بار برو کلاس خياطي عشق شايد که خدا کرد و به ما نخ دادي ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد و آخرین کسی که منو فراموش میکند کیست؟ ღღ_______ yakamoz _______ღღ