ღღ_______ yakamoz _______ღღ کفشات رو در بیار ، جدی میگم کفشات رو در بیار ! چرا؟ آخه تو توی یک سرزمین مقدسی ! آره شک نکن تو توی قلب منی ! . . . در کاخ مجلل خبر از عشق مجو / که سعادت همه در کلبه درویشان است . . . آه مکش و اشک مریز ، غصه مخور ، شب در میان است ، خدا مهربان است . . . . . . چشم ماه تو عجب جلوه گه بیداد است / خدا به روی تو سر عشق کدام استاد است خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود / صید را زنده گرفتن هنر صیاد است . . . . . . نبردی از وفا یک ذره بویی / به هر ساعت شوی مایل به سویی فقط یک نکته میگویم قبول کن / عزیزم واقعا بی چشم و رویی !!! . . . خانه دل جای بیگانه نیست ، زود بیا تو میخوام در رو ببندم ! ღღ_______ yakamoz _______ღღ