1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تــو بمــان

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏22/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    شب عاشقان بي دل ، چه شبي دراز باشد
    تــو بمــان كـز اول شـب ، در صبـح بـاز باشـد

    عجب است اگر توانم ، كه سفر كنم ز کویت
    بكجـا رود كـبوتــر ، كـــه اسيـر بـاز بـاشــد ؟!

    ز محبتـت نخـواهـم كـه نظـر كنـم بـه رويـــت !
    كـه محـب صادقا نـت همـه پـاكبــاز باشــد

    بـه كرشمه ي عنايت ، نگهي به سوي ما كن
    كـه دعـاي دردمنـدان ز ســر نيــاز باشــــــــد

    همه شب در اين خيالم كه حديث وصل جانان
    بـه كدام دوست گـويـم ، كـه محـل راز بـاشـد

    چـه نمـاز باشد آن را ، كه تـو در خيال باشـي
    تـو صنـم نمـي گـذاري ، كـه مـرا نمـاز بـاشـــد

    نه چنين حساب كردم ، چو تو دوست مي گرفتم
    كــه ثنــا و حمـد گـوييـم و ، جفـا و نــاز بـاشـد...

    دگـرش چـو بـاز بينـي ، غـم دل مگـوي سعــدي
    كـه شـب وصـال كـوتـاه و ، سخـن دراز بـاشــد

    قـدمـي كـه بـر گـرفتـي ، بـه وفـا و عهـد يـاران

    اگــــر از بلا بتــرسـي ، قـدمــي مَجـاز بــاشـــد

    ​
    شــاعــر»» سعــدی​