1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تـا کــی بـه تمنـــــای وصـال تــو یگانــه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه؟

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏22/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    (( ای تیـــر غمــت را دل عشــاق نشــانــه! ))




    تـا کــی بـه تمنـــــای وصـال تــو یگانــه


    اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه؟


    خواهد به سر آید شب هجران تو یا نه؟
    ای تیـر غمـت را دل عشـاق نشــانـه!


    ( (جمعی بـه تـو مشغول و تـو غایت ز میانه))




    رفتـم بـه در صـومعـه ی عـابـد و زاهــد
    دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد


    در میکـده رهـبانـم و در صـومعه عابـد
    گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد


    ( (یعنـی که تـو را می طلبم خانه بـه خانـه))



    آن دم که عـزیـزان بـــرونـدی پی هــر کار

    زاهد به سوی مسجد و من جانب خمار


    حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
    من یــار طلب کردم و او جلـوه گر یار


    (( او خانه همی جوید و من صاحب خانه ))




    هر درکه زنم صاحب آن خانه تویی تو


    هر جا که روم پـرتـو کاشـانـه تویی تـو


    در میکـده و دیـر که جـانـانه تویی تـو
    مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تـو


    (( مقصـود تــویـی کعبـه و بتخانــه بهـانــه))





    بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
    پـروانـه در آتـش شد و اسرار عیـان دید


    عارف صفت روی تو درپیر و جوان دیـد
    یعنی همه جا عکس رخ یـار توان دیـد


    ( (دیـوانـه نیم من که روم خانـه بـه خانـه))
    عـاقـل بـه قـوانیـن خرد راه تـو پــویـــد
    دیـوانـه بـرون از همـه آییـن تـو جـویــد


    تا غنچه ی بشکفته ی ای باغ که بوید؟
    هر کس به زبانی صفت و حمد تـوگویـد


    ( (بلبـل بـه غزل خوانی و قمـری بـه ترانـه ))

    ​


    شـاعر»» شیـخ بهـائـی