1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

همش میگفتم با خودم نکنه بمیرمو نیاد

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏22/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng

    ​
    گفتم شاید ندیدنت از خاطرم دورت کنه​
    ​
    دیدم ندیدنت فقط میتونه که کورم کنه ​
    ​
    گفتم صدا تو نشنوم شاید که از یادم بری ​
    ​
    دیدم تو گوشام جز صدات نیستش صدای دیگری​
    ​
    ندیدن و نشنیدنت عشقتو از دلم نبرد ​
    ​
    فقط دونستم بی تو دل پرپر شد و گم شد و مرد​
    ​
    بعد از تو باغ لحظه هام حتی یک غنچه گل نداد ​
    همش میگفتم با خودم نکنه بمیرمو نیاد
    ​
    ​
    این روزها محتاج توام من نمیگم دلم میگه ​
    ​
    فردا اگه مردم نیاد چه فایده توش داره دیگه...​
    ​
     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    پاسخ : همش میگفتم با خودم نکنه بمیرمو نیاد

    خدایا چه سخته جدایی چه سخته دوری از یار و تنهایی ولی​
    ولی سخت تر از اون همون انتظاری که به امید ​
    من اتصال میده​
    یعنی ممکنه یه بار دیگه خوشبختی با اون بودن رو در آغوش بگیرم​
    ممکنه یه بار دیگه طعم شیرین با اون بودن رو بچشم​
    خدایا جرم من دوست داشتنه​
    من این جرم رو با جون و دل میپذیرم به شرط اینکه مجازات رسیدن به اون باشه​
    خدایا من اونو با ذره ذره وجودم دوست دارم ​
    اونو با قلبم می پرستم و با نگاهم ستایش می کنم​
    خدایا منو با گناه دوست داشتن در آتش دوزخ بسوزون ولی با ننگ بی وفایی به بهشت پریان مبر​
    خدایا این عشق از آن من است تا قیام قیامت به انتظار اویم​
    من این لحظه سخت و تلخ انتظار رو به امید وصال تحمل می کنم​
    خدایا من اونو بعد از تو می پرستم اونو به من بازگردون......​
    او را به من​
    ​