من مثل یه پروانه ، همش دورو برت بودم مثه سایَت تو تنهاییت، همش پشت سرت بودم به آتیش می کشم هرجا ، که میبینم ازم دوری هنوز پشت سرت هستم ، مثه سابق همونجوری از این دنیای بی احساس ، یه روز حقتو میگیریم چه فایده وقتی میدونم ، یه روز از یاده تو میرم هنوزم مثل اون روزا ، هواتو دارم و بازم امیدی که بهت دارم ، به این زودی نمی بازم
پاسخ : ازم دوری دیگر نخواهی دانست در دلم چه غوغایی برپاست... من برای دلتنگی ام، به گریه های شبانه بسنده می کنم و لبخندی تلخ در برابرت... دیگر از حسرت هایم برایت هیچ نخواهم گفت و رویایی که برای خود ساخته بودم... در کنارت آرام می گیرم! نه سکوت می کنم و نه حرفی برای گفتن دارم... تنها در انتظار می مانم تا پایان که شاید دور باشد و شاید هم خیلی نزدیک... ...بد جور حوصلم سر رفته.....