[TABLE="align: center"] [TR] [TD="bgcolor: #eeeeee, colspan: 2"] [/TD] [/TR] [TR] [TD="bgcolor: #ffffff, colspan: 2"] دردی نیست در این غم کده و جام بلا که به هر جاش ، نه کس می نالد ، ونه کس می زارد و به جز شادی و عطر افشانی نبوَد پستی و سرگردانی من پر از خوشحالی که به من گفتی نی و ندانم که چرا با همه ی شادانی می فشارد به گلویم غم بی هجرانی شاید اصلا بوَد این خوشحالی که فزودست به این ناکامی من به هر گونه که سعیم کردم تا به هر سختی و زوریست ، بگویم حرفم لیکن افسوس کزین چشمه ی پر درد و خراب کم نشد حتی یک قطره ی آب من پر از خاموشی ، من پر از تشویشم من تهی از امید ، من تهی از خویشم[/TD] [/TR] [/TABLE]