[TABLE="align: center"] [TR] [TD="bgcolor: #eeeeee, colspan: 2"] [/TD] [/TR] [TR] [TD="bgcolor: #ffffff, colspan: 2"]یک عمر خوانده بودیم دارا انار دارد در دستهایش امروز سارا تفنگ دارد با دشمنان دارا او قصد جنگ دارد هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا هم کوچه های ایران،مشگین ز اشگ سارا سارا لباس پوشید با جبهه ها اجین شد در فکه وشلمچه دارا به روی مین شد چندین هزار دارا با خود یا سربند یا تکه تکه گشته یا که اسیر در بند سارای دیگری درمهران شده شهیده دارا کجاست او در اروند آرمیده صدها هزار سارا چشم به حلقه در از یک طرف ودیگر چشمها زخون دل تر سارا سوال میکرد دارا کجاست اکنون دیدن شعله ها را در قایقش به اکنون خون گلگون دارا آب حیات دین است روحش به عرش وجسمش در زمین است در آن زمانه رفتند صدها هزار دارا دراین زمانه گشتند ده ها هزار دارآ هنگام جنگ گشته دارا اسیر در بند دارای این زمانه با بنزش رود به دربند دارای آن زمانه بی سر درون کرخه سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه در آن زمانه سارا با جبهه ها اجین شد در این زمانه چادر ناگه لباس جین شد با چفیه ای گلگون از خون صد چون داراست سارا خود را از برای جلب نظر بیاراست آن مقنعه ور افتاد جایش فکول درآمد سارا به قول دشمن از املی در آمد دارا و گوشواره حقا که شرم دارد در دستهایش امروز او بند چرم دارد با خون و چنگ و دندان دشمن ز خانه راندیم اما به ماهواره در خانه اش کشاندیم جای شهید اسم خواننده روی دیوار آنها جبهه رفتند اینها شدند طلب کار [/TD] [/TR] [/TABLE]