[TABLE="align: center"] [TR] [TD="bgcolor: #eeeeee, colspan: 2"] [/TD] [/TR] [TR] [TD="bgcolor: #ffffff, colspan: 2"]نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیس تصور کن یه مردو با چشمای خیس نمیخوام،نباید تو شعرم به تو جسارت کنم نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم شکسته میرم امشب بانو خدانگهدارت اگرچه میشکنه اون دل سبز و سپیدارت واس من که پنجره یه آرزوی مبهم بود ولی تو پنجره باش و تموم دیوارت ببخش منو اگه بوی زخم چرکینمو زجههای کبودم میشه موجب آزارت دیگه صدای گریهی بیوقتم نمیشکنه سکوت سرد و پر از انبساط افکارت خیلی انتظار کشیدم که شاید بیای باز برای بدرقم با اون لباس گلدارت و دلخوشم کنی با یه دروغ مصلحتی که میشه شاید بازم بیام برای دیدارت ولی چه فایده که خوابت عجیب سنگین بود صدای خاطرههامون که نکرد بیدارت؟! میگن روزه گرفتی و دیگه غزل نمینوشی بمونه این آخرین غزلم واسه افطارت شکسته میرم و خاطرات سبز تو رو به یادگار میبرم امشب خدانگهدارت [/TD] [/TR] [/TABLE]