[TABLE="align: center"] [TR] [TD="bgcolor: #eeeeee, colspan: 2"] [/TD] [/TR] [TR] [TD="bgcolor: #ffffff, colspan: 2"]پوپکم پوپک شیرین سخنم اینچنین فارغ از این شاخه به آن شاخه مپر اینهمه قصه شوم از کس و ناکس مشنو غافل از دام هوس در بر هر کس و ناکس منشین پوپکم پوپک شیرین سخنم تویی آن شبنم لغزندهی گلبرگ امید من از آن دارم بیم کاین لجنزار تو را -پوپکم- آلوده کند اندرین دشت مخوف که تو آزادیش ای پوپک من می خوانی زیر هر بوتهی گل لب هر جویه آب پشت هر کهنه فسونگر دیوار که کمین کرده تو را زیر درختان کهن پوپکم دامی هست گرگ خونخوارهی بدکارهی بدنامی هست سالها پیش دل من که به عشق دل تو ایمان داشت اندرین مزرع آفت زدهی شوم حیات شاخ امیدی کاشت چشم به راه تو بودم که تو کی می آیی بر سر شاخهی سرسبز امید دل من که تو کی می خوانی پوپکم یادت هست در دل آن شب افسانه ایه مهتابی که بر آن شاخه پریدی لحظه ای چند نشستی نغمه ای چند سرودی گفتم این دشت سیه خوابگه غولان است همه رنگ است و ریا همه فسون است و فریب صید هم چون تویی ای پوپک خوش پروازم مرغ خوش الحان خوش آوازم بخدا آسان است اینهمه برق که روشنگر این صحراست پرتو مهری نیست نور امیدی نیست آتشین برق نگاهی ز کمینگاهیست همه گرگ و همه دیو در کمین تو زیبایی تو پاکی و سادگی و رعنایی تو مرو ای مرغک زیبا که به هر رهگذری همه دیوند کمین کرده نبینند تو را دور از دست وفا پنهان از دیده عشق نفریبند تو را [/TD] [/TR] [/TABLE]