خیال حقیقت مبهم را می بیندوجایی را که گذشته،اکنون و آینده به هم می رسند....... خیال نه با واقعیت ظاهر محدود است و نه به یک مکان. همه جا می زید.در کانون است و ارتعاش های تمامی حلقه هایی را احساس می کند که شرق و غرب به گونه ای مجازی درآن جای دارند. خیال،حیات ازادی ذهن است. به جنبه های گوناگون هر چیز تحقق می بخشد......خیال رو به تعالی ندارد: نمی خواهیم رو به تعالی داشته باشد، فقط می خواهیم اگاه تر باشیم. دوست دارم سراسر زندگی ای را که در من هست، بزیم و هر لحظه را تا نهایتش درک کنم. نامه های عاشقانه یک پیامبر جبران خلیل جبران