دوباره پلک دلم خیس می شود آرام و ضمیرم نغمه می خواند لحظه هایم بوی باران می دهد انگار روی ساحل نقش شادی می کشیدم من موج دریا بی وفایی کرد خنده هایم را بشست آرام رد پایم روی شن ها نیست روح در جانم نمی لرزد سردی دریا به قلبم رخنه می دارد من نفس هایم تو را خواهد انتظارت می کشد آغوش من، بی تاب آتشی بشکافت گور لحظه هایم را آغوش می بندم ناجی ام اینجاست