1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مکالمه یک سوسک غمگین با خدا

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    ​
    گفت : کسی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ، این که کسی دوستت نداشته باشد ؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی . حتی تو هم بدون دوست داشتن …
    خدا هیچ نگفت .
    گفت
    : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار می دهم .
    دنیا را کثیف می کنم . آدم هایت از من می ترسند . مرا می کشند . برای این
    که زشتم . زشتی جرم من است .
    خدا هیچ نگفت .
    گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها . مال قاصدک ها . مال من نیست .
    خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست .
    خدا
    گفت : دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندانی نیست .
    اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن " تو " کاری دشوار است .
    دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه کس ، رنج آموختن را نمی برد .
    ببخش ، کسی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ، زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ، او ابتدای راه است .
    مومن

    ​