1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

کو قطره وهم

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    سر برداشتم :​
    زنبوری در خیالم پر زد​
    یا جنبش ابری خوابم را شكافت؟​
    در بیداری سهمناك​
    آهنگی دریا - نوسان شنیدم، به شكوه لب بستگی یك ریگ​
    و از كنار زمان برخاستم.​
    هنگام بزرگ​
    بر لبانم خاموشی نشانده بود.​
    در خورشید چمن ها خزنده ای دیده گشود:​
    چشمانش بیكرانی بركه را نوشید.​
    بازی، سایه پروازش را به زمین كشید​
    و كبوتری در بارش آفتاب به رؤیا بود.​
    پهنه چشمانم جولانگاه تو باد، چشم انداز بزرگ!​
    در این جوش شگفت انگیز، كو قطره وهم؟​
    بال ها، سایه پرواز را گم كرده اند.​
    گلبرگ، سنگینی زنبور را انتظار می كشد.​
    به طراوت خاك دست می كشم،​
    نمناكی چندشی بر انگشتانم نمی نشیند.​
    به آب روان نزدیك می شوم ،​
    نه پیدایی دو كرانه را زمزمه می كند.​
    رمزها چون انار ترك خورده نیمه شكفته اند.​
    جوانه شور مرا دریاب، نو رسته زود آشنا!​
    درود، ای لحظه شفاف! در بیكران تو زنبوری پر می زند.​

    ​
    سهراب
    ​