1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

رحیل

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت ​
    دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت ​
    شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ ​
    زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت ​
    آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند ​
    وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت ​
    از پیش و پس قافله ی عمر میندیش​
    گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت ​
    ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم ​
    دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت ​
    رفتی و فراموش شدی از دل دنیا ​
    چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت ​
    رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد ​
    بیدادگری آمد و فریادرسی رفت ​
    این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست ​
    دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت​

    ​

    ​

    ​
    هوشنگ ابتهاج
    ​