در عمق تیره ی هرشب درهر طلوع در هر غروب چشم به راه آمدن توام بیا هر شب بیا از ستاره ها نشان مرا بپرس از مهتاب سراغ مرا بگیر از سکوت کهکشان هازمزمه ی مهر جوی مرا با خود بشنو! بیا هر شب بیا ! در خلوت هر مهتاب تنهایم. در سایه هر شب چشم به راه گشوده ام در پس هر ستاره پنهانم در پس پرده ی هرابر در کمینم بر سر کهکشان ایستاده ام بر ساحل هر افق منتظرم دکترشریعتی