نفس می زند موج ... *** نفس می زند موج، ساحل نمی گیردش دست، پس می زند موج . فغانی به فریادرس می زند موج ! من آن رانده مانده بی شكیبم، كه راهم به فریادرس بسته، دست فغانم شكسته، زمین زیر پایم تهی می كند جای، زمان در كنارم عبث می زند موج ! نه درمن غزل می زند بال، نه در دل هوس می زند موج ! *** رها كن، رها كن، كه این شعله خرد، چندان نپاید، یكی برق سوزنده باید، كزین تنگنا ره گشاید؛ كران تا كران خار و خس می زند موج ! *** گر این نغمه، این دانه اشك، درین خاك روئید و بالید و بشكفت، پس از مرگ بلبل، ببینیدچه خوش بوی گل در قفس می زند موج ! فریدون مشیری