1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ای فدای جلوهٔ مستانه‌ات میخانه‌ها

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    ای فدای جلوهٔ مستانه‌ات میخانه‌ها

    گرد سرگردیدهٔ چشمت خط پیمانه‌ها


    سوخت باهم برق بی‌پروایی عشق غیور

    خواب چشم شمع و بالین پر پروانه‌ها


    گردباد ایجادکرد آخر به صحرای جنون

    بر هوا پیچیدن موی سر دیوانه‌ها


    رازعشق ازدل برون‌افتاد و رسوایی‌کشید

    شد پریشان‌گنج تا غافل شد از ویرانه‌ها


    عاقبت‌در زلف خوبان جای آرایش نماند

    تخته‌گردید از هجوم دل دکان شانه‌ها


    تا رسد خوابی به فریاد دماغ ما چوشمع

    تا سحر زین انجمن باید شنید افسانه‌ها


    جوهرکین خنده‌می‌چیند به‌سیمای حسد

    نیست برهم خوردن شمشیر بی‌دندانه‌ها


    تاطبایع نیست‌مألوف‌،‌انجمن‌ویرا نه است

    ناقص افتدخوشه چون‌بی‌ربط بالددانه‌ها


    خلق‌گرمی داشت‌شرم چشم‌پرخاشی نبود

    عرصهٔ شطرنج شداز بی‌دری‌این خانه‌ها


    نا توانی قطع‌کن بیدل ز ابنای زمان

    آشنای‌کس نگردند این حیا بیگانه‌ها

    بیدل دهلوی
    ​