1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خنده مستانه

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    با عزیزان می نیامیزد دل دیوانه ام

    در میان آشنایانم ولی بیگانه ام

    از سبک روحی گران ایم یه طبع روزگار

    در سرای اهل ماتم خنده مستانه ام

    نیست در این خاکدانم آبروی شبنمی

    گر چه بحر مردمی را گوهر یکدانه ام

    از چو من آزاده ای الفت بریدن سهل نیست

    می رود با چشم گریان سیل از ویرانه ام

    آفتاب آهسته بگذارد درین غمخانه پای

    تا مبادا چون حباب از هم بریزد خانه ام

    بار خاطر نیستم روشندلان را چون غبار

    بر بساط سبزه و گل سایه پروانه ام

    گرمی دلها بود از ناله جانسوز من

    خنده گلها بود از گریه مستانه ام

    هم عنانم با صبا سرگشته ام سرگشته ام

    همزبانم با پری دیوانه ام دیوانه ام

    مشت خاکی چیست تا راه مرا بند رهی ؟

    گرد از گردون بر آرد همت مردانه ام


    رهی معیری
    ​