1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

یک غزل تازه

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    سلام : خوشه ی تاک به هم فشرده ی من

    شراب کهنه ی مهر حرام خورده ی من



    مرا به یاد بیاور من آن سپیدارم
    که سروها همه بودند کشته مرده ی من



    همان درخت تناور همان که مورچه ها

    شب و سحر رژه رفتند روی گرده ی من



    تبر به دوش کزو زخم مشترک داریم

    چه کرد با رفقای سیاه چرده ی من ....


    ببین به ریش من دل شکسته می خندند

    مترسکان سیه روز دل سپرده ی من



    اگر چه پیر و زمینگیری ای رفیق ! بیا

    به دستگیری جالیز آب برده ی من



    به پای بوسی آتش تو نیز خواهی رفت

    غمت مباد رفیق تبر نخورده ی من !




    سعید بیابانکی
    ​