1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ای نزدیک

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    در نهفته ترین باغ ها ، دستم میوه چید.

    و اینك ، شاخه نزدیك ! از سر انگشتم پروا مكن.

    بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست ، عطش آشنایی است.

    درخشش میوه ! درخشان تر.

    وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید.

    دورترین آب

    ریزش خود را به راهم فشاند.

    پنهان ترین سنگ


    سایه اش را به پایم ریخت.

    و من ، شاخه نزدیك !

    از آب گذشتم ، از سایه بدر رفتم.

    رفتم ، غرورم را بر ستیغ عقاب- آشیان شكستم

    و اینك ، در خمیدگی فروتنی، به پای تو مانده ام.

    خم شو ، شاخه نزدیك!


    سهراب سپهری
    ​