1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

از مجموعه گفتم بمان،نماند

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    مادربزرگ می گفت
    در عمق صندوق بی قفل خود
    نشان و نقشه ی دیار دوری را نهان کرده است
    که در آنجا
    بادی از بیشه ی بوسه ها نمی گذرد
    می گفت وقتی در آن دیار
    نام سار و صنوبر را فریاد می زنی
    کوه ها صدای تفنگ و تیشه را برنمی گردانند
    آنجا
    سف سبز سپیدارها بلند
    و حنجره ی خروسها
    پر از صدای فانوس و صبح و ستاره است
    حالا
    گاهی هوس می کنم سراغ صندوق بروم
    بازش کنم
    و نشان آن وادی دور را بیابم
    اما می ترسم ستاره جان
    می ترسم حکایت آن جزیره ی رؤیا
    تنهاخیال خامی در دایره ی بی مدار دریا باشد




    یغما گلرویی
    ​