چه روز ابری زشتی ترشرو، تنگ و تار آنگه نه بارانی، نه خورشیدی نه چشمانداز دلخواهی نه چشمی را توان و خواهش دیدی اگر ابرست این تاریك چرا برحال ما اشكی نمیبارد؟ و ما را اینچنین در انتظاری خشك و طاقت سوز بكردار كویری تشنه میدارد؟ تو هم خورشید پنهان كاش گاهی میدرخشیدی و میدیدی چه دهشتناك روز ابری زشتیست همان روز مبادایی كه میگویند امروزست بد و بیراه پیروزست نه دیروز و نه فردایی نه ایمانی، نه امّیدی نه بارانی، نه خورشیدی. * كیان ، شمارهء 8 ، سال دوم ، مرداد و شهریور 1371 ؛ ص 53. اخوان ثالث