1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ای همه سیماها

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    در سرای ما زمزمه ای ، در كوچه ما آوازی نیست.

    شب، گلدان پنجره ما را ربوده است.

    پرده ما ، در وحشت نوسان خشكیده است.

    اینجا، ای همه لب ها ! لبخندی ابهام جهان را پهنا می دهد.

    پرتو فانوس ما ، در نیمه راه ، میان ما و شب هستی مرده است.

    ستون های مهتابی ما را ، پیچك اندیشه فرو بلعیده است.

    اینجا نقش گلیمی ، و آنجا نرده ای ، ما را از آستانه ما بدر برده است.

    ای همه هشیاران ! بر چه باغی در نگشودیم ، كه عطر فریبی به تالار نهفته ما

    نریخت ؟

    ای همه كودكی ها ! بر چه سبزه ای ندویویم، كه شبنم اندوهی بر ما نفشاند ؟

    غبار آلوده راهی از فسانه به خورشیدیم.

    ای همه خستگان ! در كجا شهپر ما ، از سبكبالی پروانه نشان خواهد گرفت ؟

    ستاره زهر از چاه افق بر آمد.

    كنار نرده مهتابی ما ، كودكی بر پرتگاه وزش ها می گرید.

    در چه دیاری آیا ، اشك ما در مرز دیگر مهتابی خواهد چكید؟

    ای همه سیماها ! در خورشیدی دیگر، خورشیدی دیگر.


    سهراب سپهری
    ​