1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دلسرد

شروع موضوع توسط minaaa ‏21/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    قصه ام دیگر زنگار گرفت:
    با نفس های شبم پیوندی است.
    پرتویی لغزد اگر بر لب او،
    گویدم دل : هوس لبخندی است.

    خیره چشمانش با من گوید:
    كو چراغی كه فروزد دل ما؟
    هر كه افسرد به جان ، با من گفت:
    آتشی كو كه بسوزد دل ما؟

    خشت می افتد از این دیوار.
    رنج بیهوده نگهبانش برد.
    دست باید نرود سوی كلنگ،
    سیل اگر آمد آسانش برد.

    باد نمناك زمان می گذرد،
    رنگ می ریزد از پیكر ما.
    خانه را نقش فساد است به سقف،
    سرنگون خواهد شد بر سر ما.

    گاه می لرزد باروی سكوت:
    غول ها سر به زمین می سایند.
    پای در پیش مبادا بنهید،
    چشم ها در ره شب می پایند!

    تكیه گاهم اگر امشب لرزید،
    بایدم دست به دیوار گرفت.
    با نفس های شبم پیوندی است:
    قصه ام دیگر زنگار گرفت



    سهراب سپهری
    ​