این چیست چنین شگفت و بهت انگیز؟ این چیست ؟ خدای من ! چه می بینم ؟ چون هیچ ، ولی در او همه هر چیز ؟ این چیست ؟ الا دلا ؟ بگو با من " دل بی خبر است " ، این خرد می گفت هان ، پس تو بگو. تو ای خرد ! این چیست ؟ " مات است خرد " ، خیال چابك بال گفت این و نگفت خود چه درمانده است چالاكترین پرنده آمال . این چیست چنین شگفت و جادویی ؟ این یاد گزاره فراموشی است ؟ یا فر طلوع جاودانیادی ؟ گنجی است شگرف ، در خراب آباد؟ یا در شب غم بشارت شادی ؟ سر رشته بی گم و گره ، بی گیر ز آغاز كلاف تا به انجامش روشنگر لجظه های یادایاد راهی به سوی محال ها ، اما بی معجز غیب و یاری یاور از جاده آشنایی روشن تا قله روشنایی باور از جام جهان نمای جم پرسم ؟ یا آینه نهاد كیخسرو ؟ آن جام همه جهان در او پیدا وآن آینه در او نهان هر چیز ؟ این چیست ؟ چرا یكی نمی گوید آخر این چیست ، این شگفت انگیز ؟ اخوان ثالث