1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ای سکوتت لحظه لحظه مرگ من

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏19/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    ای سکوتت لحظه لحظه مرگ من

    آسمانی! با توام، حرفی بزن
    بوی باران می دهد نجوای تو
    گفتگوی سبز و بی پروای تو
    می توان در بستر یادت شکفت
    می توان همچون تو شعری تازه گفت
    با غزل، با مثنوی، با انتظار!
    یاد تو باغی است سرشار از بهار
    بی ستاره

    تو دور می شوی

    و انگار ابرها ستاره ام را می چینند
    و تک شقایقم در مرداب می میرد
    و حال در بطن این لحظه های سرد
    سبد های سیب پر از خالی است
    ومن اهسته زیر سایه ی درخت ها تب می کنم
    و در اغتشاش توهم برگ ها هذیان می گویم
    اه تو هرکجا هستی سری به خواب من بزن
    [FONT=&quot]وببین که هنوز بی شقایق بی ستاره در چشم سیب ها رنگ می بازم[/FONT]