1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شب شد و من توی سکوت نگاه گرمت رو دیدم

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏19/10/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    زیبا تو که با مژت یه دنیا رو مات می کنی
    یه دنیا رو قربونی چشمک چشمات می کنی
    تو که اگه کسی نخواد با تو مث آینه باشه
    با داغی لحن نگات اون و مجازات می کنی
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ، ترانه ی اردیبهشت
    زیبا اگه موج صدات ، بلرزه ، رنگ غم بشه
    از اون طراوت چشات اگه یه ذره کم بشه
    چیکار می تونم بکنم ، جز اینکه آرزو کنم
    تمام غصه های تو ، فقط مال خودم بشه
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت
    زیبا کی گفته تو نخوای ، تو کوچه ها بهار میاد
    وقتی بهاره که جهان با حرف تو کنار بیاد
    اگه یه غم به هم زده دنیای ارغوانیتو
    الهی که بره به جاش ، برای من هزار بیاد
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت
    زیبا شاید بگی حالا صحبت دیوونگی نیست
    اما می گم بی عشق تو اسم چیزی زندگی نیست
    دریای طوفان زده تو ببینمو چیزی نگم
    خوب می دونیم من و تو که این رسم پروانگی نیست
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت
    زیبای من دنیای ما طلوع داره ، غروب داره
    نقشه ی سرنوشتمون ، شمال داره ، جنوب داره
    تو اونا که پشت نقاب ، از نسل دور آدمن
    هم آدمای بد داره ، هم آدمای خوب داره
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت
    زیبا نگین عشق تو ، صد تا طبق جواهره
    یه قایق بادی داره پر از نگاه و خاطره
    میون این شهر غریب ، با چهره های آشنا
    یکی می میره واسه تو که یه جورایی شاعره
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاست ترانه ی اردیبهشت
    زیبا با یک چکه غمت ، می ریزه هفت تا آسمون
    می شکنه از غصه ی تو ، یه بار دیگه رنگین کمون
    نمی دونم که خزون نشسته رو کدوم گلت
    می خوای بهم نگی ، نگو اما همینجوری نمون
    نبیمنت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت
    یه عمریه تو میدونا چشما به تو خیره می شه
    با رنگ روشن نگات ، روز همه تیره می شه
    قصه ی هر کس که به تو بد کنه و خوب نباشه
    حکایت مجرمیه که دایم تو زنجیر ، می شه
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت
    زیبا جای تو ، آسمون بارید و کلی خالی شد
    ماه هم از این غصه ی اون ، دلش گرفت ، هلالی شد
    دخترکی که زندگیش با رؤیای تو می گذره
    دچار کابوس بد و خط خطی و خیالی شد
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت
    زیبا به جون همه چیم ، آره جون خودت قسم
    بدون لبخند تو من به هیچ جایی نمی رسم
    به خاطر خود خودت ابرو یه کم کنار بزن
    بذار که ماه طلوع کنه از چش مثل هیچکسم
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت
    زیبا جونم خوشم باشی نمی شه باز از تو نوشت
    چه برسه به اینکه نه ، بگذریم از خیال زشت
    نبینمت یه وقت بشی تسلیم دست سرنوشت
    به عشق تو سرش بالاس ترانه ی اردیبهشت
    مریم حیدرزاده
    گلایه هات زیاد شده
    دیدگاه شمامیخوام برات قصه بگم قصه ی آشنا شدن
    عاشق شدن ، سکوت و غم قصه ی مبتلا شدن
    میخوام برات قصه بگم، بگم از روزا و شبا
    خون به دل ما میکنن اون آدمای پر جفا
    گریه ی خون و درد وغم سکوت بین عقل و دل
    نداره حرفی عاشقا ،عقلم شده بی آبو گل
    قصه ی آشنا شدن، قصه ی آرزو شدن
    یادم اومد غریبه ای ، تنها شدن تنها شدن
    شب شد و من توی سکوت نگاه گرمت رو دیدم
    میون تاریکی شب گریه ی چشماتو دیدم
    اما تو ای رفیق خوب ، ندیدی گریه های من
    اون روز و اون شب ندیدی گریه ی بی صدای من
    اون کسی که خوند تو چشات درداتو فهمید با نگاه
    اون کسی که دوست میداشت ، مواظبت بود با دعا
    اون من بودم عزیزکم اما تو نشناختی منو
    دعا میکردم واسه تو دعای اون مسافر رو
    سفر به خیر مسافرم دعای من همراهته
    نگاه من به آسمون دعای من به راهته
    یادت باشه حرفای من، اون شب که گفتم نازنین
    کاشکی بدونی تو یه روز منظور من چی بودهمین
    نمیتونم چیزی بگم وقتی پر از گلایه ای
    منم پر از گلایمو نمونده حرف ساده ای
    تنها سکوته بین ما، حرفی نمونده همزبون
    گلایه هات زیاد شده از دست من ، نامهربون