بنيامين*) خواننده* جواني* است* كه* با ترانه* دنيا ديگه* مثل* تو نداره* نداره*، نه* مي*تونه* بياره* به* شهرت* رسيد، پس* از اين*كه* چند سال* بازار موسيقي* از تب* هميشگي* برخوردار نبود، و به* نوعي* راكد بود، بنيامين* آلبوم* (سال* 85) را روانه* بازار كرد، گرچه* ترانه*هاي* اين* آلبوم* پيش* از اين*كه* مجوزدار روانه* بازار شود، دست* به* دست* مي*چرخيد و همه* از يك* آلبوم* بدون* مجوز صحبت* مي*كردند، اما وقتي* در سال* 85 آلبوم* روانه* بازار شد، همان* افراد متوجه* شدند كه* آلبوم* (بنيامين*) مجوز دارد... پس* از تعطيلات* نشريات* زيادي* به* سراغ* بنيامين* رفتند و با او مصاحبه* كردند، از اين* رو سعي* كرديم* كه* با او گفتگويي* متفاوت* انجام* دهيم*، گپي* دوستانه* روي* پشت* بام* خانه* بنيامين* انجام* پذيرفت*. (گفتگو با بنيامين*) را بخوانيد: - بنيامين* چطور وارد دنياي* هنر شد؟ بنيامين*: 14 سالم* بود كه* اولين* شعرم* را گفتم*، كلاسيك*، سپيد و بعد هم* ترانه*. در سن* نوزده* سالگي* هم* نواختن* گيتار را فرا گرفتم* و از اين* رو با هنر آهنگسازي* آشنا شدم*، خوانندگي* هم* كه* عمر طولاني* ندارد، حدودا 7 ماه* است*. - چه* كارهايي* را به* طور مشخص* براي* آهنگسازي* انجام* داديد؟ بنيامين*: تعدادي* كار را براي* چند خواننده* از جمله* (ناصر عبدالهي*) ساختم* به* نام* (منو ببخش*) كه* خيلي* از اين* كارها در مرحله* توليد و انتشار آلبوم* قرار داشته* و توزيع* نشده*، پيش* از اين* هم* كارهاي* متعددي* را براي* گروه* كودك* انجام* دادم*، مثل* برخي* آهنگ*هاي* چرا و چيه* در آلبومي* به* نام* (گل*هاي* رنگين* كمان*) كه* دست*اندركاران* معتقد بودند كار متفاوتي* شده* است*، حالا نمي*دانم* در اين* زمينه* تا چه* اندازه* موفق* ظاهر شدم*. - كدام* يك* از آهنگ*هاي* چرا و چيه* كار شما بود؟ بنيامين*: چيكه* چيكه*، آب* تني*. - آهنگسازي* يا خوانندگي*، كدام* يك* را بيشتر دوست* داريد؟ بنيامين*: آهنگسازي* را به* مراتب* بيشتر دوست* دارم*. - به* عنوان* شنونده* موسيقي*، كارهايي* را كه* در زمينه* خوانندگي* انجام* دادي* را مي*پسندي* يا آهنگسازي*؟ بنيامين*: چون* تمام* كارها را انتخاب* كرده* بعد انجام* دادم* به* يك* اندازه* دوست* مي*دارم*. - شهرت* چند درصد از هدف* بنيامين* بود؟ بنيامين*: هيچكس* (به* خصوص* افرادي* كه* كار هنري* مي*كنند) از شهرت* بدشان* نمي*آيد ولي* شهرت* آخر چيزي* نبود كه* من* مي*خواستم*، دايره* هنر وسيع*تر از اين* مسايل* است*. - سقف* كار يك* خواننده* كجاست*؟ بنيامين*: به* عقيده* من* اگر يك* هنرمند براي* خودش* سقف* بزند آن* روز، لحظه* مرگش* خواهد بود، يعني* سقف* هنر مرگ* است*. - شهرتي* كه* امروز به* دست* آوردي* را چطور حفظ خواهي* كرد؟ بنيامين*: تنها راه* حفظ شهرت*، محبوبيت* است*. - چطور؟ بنيامين*: وقتي* ما مردم* را دوست* بداريم* و برخورد درستي* با آنها داشته* و در خصوص* آنها مثبت* فكر كنيم*، مسلما برايشان* احترام* قايل* خواهيم* بود و در توليد كارهاي* بعدي* دقت* مي*كنيم* تا كاري* بد تحويلشان* نداده* و چيزي* در شان* و مقام* خودشان* ارايه* دهيم* و اين* در درجه* اول* باعث* محبوبيت* و در وهله* دوم* نيز حفظ شهرت* خواهد شد. - پس* با اين* تفاسير اصول* اخلاقي* را رعايت* مي*كنيد...؟ بنيامين*: تا جايي* كه* بتوانم*، در برخوردهايم* رعايت* اصول* اخلاقي* را مي*كنم*، هيچ*گاه* دوست* ندارم* كاري* كنم* تا كسي* از من* رنجيده* خاطر شود، مردم* ما در اين* خصوص* اين* موضوع* (اصول* اخلاقي*) خيلي* دقيق* و حساس* هستند، از اين* رو در جامعه* ما محبوبيت* پيش* و بيش* از شهرت* مطرح* است*، از طرفي* محبوبيت* حاصل* نخواهد شد مگر با رعايت* اصول* اخلاقي*، همواره* معتقدم* قيمت* ارتباط و دوست* داشتن* بسيار بسيار بالاتر از توليد كار است*. - در اين* مدت* هفت* ماه* كه* خواننده* شديد، چقدر در بين* مردم* چهره* شناخته* شده*اي* هستيد؟ بنيامين*: تا پيش* از انتشار رسمي* و مجاز آلبوم*، درصد خيلي* كمي* از مخاطبين* با چهره*ام* آشنا بودند، اما حالا... - تا به حال* امضا هم* داديد؟ بنيامين*: (بلند مي*خندد و...) يك* كمي*... - معمولا چه* جمله*اي* را كنار امضا مي*نويسيد؟ بنيامين*: هميشه* به* دنبال* جمله*اي* هستم* كه* تناسب* شخصيت* و شان* مخاطبم* باشد و خداي* ناكرده* بي*احترامي* صورت* نگيرد. - اگر مايليد يك* بار ديگر توزيع* غيرمجاز كار را توضيح* دهيد؟ بنيامين*: براي* دو شركت* آواي* نكيسا و ترانه* شرقي* آهنگسازي* مي*كردم*، خب* مديران* به* دنبال* ارايه* كاري* متفاوت* و مردم*پسند در زمينه* موسيقي* پاپ* بودند، از اين* رو تيمي* را تشكيل* دادند كه* من* نيز عضو كوچكي* از آن* به* حساب* مي*آمدم*. براي* شروع*، به* صورت* امتحاني* دو كار را بر روي* آهنگ*هايي* كه* ساخته* بودم*، خواندم* كه* متاسفانه* لو رفت*; نمي*دانم* از چه* طريقي*... - واسطه*اي* در بين* بود؟ بنيامين*: به* كسي* تهمت* نمي*زنم*، به* هر حال* مثل* آبي* است* كه* روي* زمين* ريخته* شده* بود ديگر هيچ* كاري* نمي*شد كرد. - در هر صورت* اين* اتفاق* بدي* براي* شما نبود...؟ بنيامين*: البته* با وضعيت* امروز موسيقي* نمي*شود پيش*بيني* كرد كه* اتفاق* خوبي* بوده* يا نه*... اما خيلي* از اتفاقات* را جلو انداخت*. -در نهايت* خوب* به* سرانجام* رسيد... بنيامين*: بله* به* سرانجام* رسيد، ولي* خيلي* سخت*، قصد نداشتم* به* اين* زودي*ها بخوانم*، ولي* اين* حادثه* خيلي* ناخواسته* و زود برايم* پيش* آمد. - مگر الان* از اين* جريان* ناراضي* هستيد؟ بنيامين*: نه*... (با خنده*) نمي*گذارم* هيچگاه* به* خودم* بد بگذره*.... اما در برنامه*اي* كه* داشتم* حالا حالاها خوانندگي* در ليست* نبود. - و بعد از لو رفتن* آن* دو كار چه* اتفاقي* افتاد...؟ بنيامين*: مدير شركت* پيشنهاد داد كه* تمام* كارها را خودم* بخوانم*. - مهمترين* ويژگي* آلبوم* (85) معرفي* يك* عشق* فرا زميني* و يا عشقي* كه* شايد خيلي* نمي*بينيم* و كمتر شاهدش* هستيم*، مي*باشد...؟ بنيامين*: شايد به* همين* دليل* از اين* كار خيلي* استقبال* شد، آدم*ها به* نوعي* گمشده* خود را پيدا كردند، آنقدر عشق*هاي* پاپ* امروزي* برايشان* تلقين* شده* كه* كلام* اين* اثر همه* را جذب* نمود. - اما هميشه* برخلاف* موج* حركت* كردن* نتيجه* خوبي* نمي*دهد...؟ بنيامين*: ما هيچگاه* نخواستيم* كه* برخلاف* جريان* آب* حركت* كنيم*، بلكه* تنها آنچه* را كه* فكر مي*كرديم* درست* است* و به* نوعي* اعتقادمان* بود را نشان* داديم*، امكان* دارد يك* روز ما هم*، حرف*هاي* ديگران* را تكرار كنيم*، باز به* دليل* اين*كه* به* آن* ايمان* داريم* و مهم* اين* است* كاري* را انجام* مي*دهيم* كه* اعتقاد داريم* درست* است*. - عشق* آلبوم* 85، عشق* نزديك* و قابل* دسترسي* است*، در دنياي* امروز؟ بنيامين*: عشق* ما خيلي* دور هم* نيست*، مي*گويد: دنيا ديگه* مثل* تو نداره*... اين* جمله* را هر عاشقي* بايد به* معشوقش* بگويد، در غير اين* صورت* كه* ديگر عاشق* نخواهد بود، عاشق* بايد معشوق* را تك* ببيند، يا اين*كه* يك* عاشق* وقتي* به* عشقش* مي*خواهد ابراز علاقه* كند، امكان* دارد زبونش* گرفته* و يا دست* و پاهايش* بلرزد، اين* موضوعات* مطرح* شده*، خيلي* عجيب* و رويايي* است*... - شايد به* اين* دليل* غيرقابل* دسترس* مي*نمايد، كه* براي* ما عينيت* نداشته* و يا كمتر شاهدش* هستيم*...؟ بنيامين*: شايد هم* خودمان* از اين* فضا دور شديم*. - و شايد دورمان* كرده* باشند... بنيامين*: چه* كسي* مي*تواند در اين* قضيه* دخيل* باشد؟! - قبول* كنيد كه* موسيقي* پاپ* امروز در اين* جريانات* چندان* بي*تاثير هم* نبوده*...؟ بنيامين*: به* اميد خدا و اگر مردم* قبول* كنند، ما آمديم* و خواستيم* كه* تاثير مثبت* در اين* جريانات* بگذاريم*، راستش* را بخواهيد از ابتدا چنين* هدفي* نداشتيم*، يعني* خود را خيلي* دخيل* نمي*ديديم*... اما مي*خواستيم* كار درستي* انجام* دهيم* كه* نتيجه* دهد. - خودتان* هم* در ترانه*ها دخالت* داشتيد؟ بنيامين*: سراينده* اين* كارها (فريد احمدي*) است*، اما به* دليل* سابقه* من* در زمينه* شعر و ترانه*، پيشنهاداتم* را مي*پذيرفت*.