1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دیدن با چشم بسته

شروع موضوع توسط para3to ‏5/10/11 در انجمن علوم متفرقه

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    [h=2]دیدن با چشم بسته [/h]
    یکی دیگر از خصیصه های روانی دیدن با چشم بسته یا چشم سوم است. در" ساموا" مردان نایبنایی وجود داشتند که می توانستند با نگاه داشتن دست روی یک شئ آن را ببینند و جزئیات آن را توضیح دهند.

    ژول رومن در فرانسه چندین نفر نابینا را کشف کرد که می توانستند تفاوت بین روشنایی و تاریکی را تشخیص دهند. بینایی انها روی نوک بینی و نوک انگشتانشان متمرکز بوده است.
    سزار لومبروزو دختر نابینایی پیدا کرد که می توانست با نوک بینی و نرمه ی گوش چپش ببیند. وقتی نور درخشانی به طور ناگهانی روی گوشش تابیده میشد، فورا خود را عقب می کشید.

    در اسکاتلند پسر بچه ی نابینایی وجود داشت که تفاوت بین نورهای رنگی را تشخیص میداد و اشیا درخشان را از فاصله ی حدود 1 متر می دید.

    یک هیئت طبی در ویرجینیا از دختری که قادر بود با چشمان بسته ببیند آزمایشاتی به عمل آورده و متوجه شدند که این دختر حتی با چندین لایه باند و نواری که بر روی چشمانش بسته شده رنگهای مختلف را تشخیص داده و قادر است نوشته های درشت را بخواند.

    روزا کوله شووا از شوروی هم قادر بود با چشمان بسته ببیند. او یک فرد نابینا نبود ولی در خانواده ای بزرگ شده بود که افراد آن همه کور بودند.

    شفر، عصب شناس معروف، آزمایشات زیادی روی روزا انجام داده و معلوم داشت که وی با چشمان بسته شده در حلی که دستهایش از میان پرده ای رد شده است ، می تواند بوسیله ی آنها 3 رنگ اصلی را تشخیص دهد. وی همچنین معلوم داشت که روزا می تواند با چشمان بسته روزنامه یا نت موسیقی را در زیر شیشه بخواند... .

    از دیگر افرادی که قادر به دیدن با چشم بسته بوده اعجوبه ی پاکستانی "کودابوکس" می باشد.
    برخی از آزمایشات که توسط یک گروه پزشکی در لندن در حضور پروفسور ادواردز بر روی کودابوکس انجام گرفت بشرح زیر می باشد:

    آزمایش کنندگان ابتدا چشم کودابوکس را با دستمال ضخیمی بسته ، مقداری خمیر بر روی آن گذاشته و روی آن را با یک ورق نازک آلومینیوم گرفتند و بعد روی همه ی آنها را با یک پارچه ی پشمی بسته و چند لایه باند نیز دور سر او پیچاندند. به این ترتیب مسلم شد که او دیگر نمی تواند با چشمتن خود ببیند.

    پس از این مقدمه برای این که احتمال انتقال تله پاتیک نیز برطرف گردد چند کتاب که هیچ یک ازآزمایش کنندگان قبلا آن را نخوانده بودند... تهیه گردید و مقابل کودابوکس روی میز گذاشته شد. کودابوکس دستش را به طرف یکی از کتابها برده آن را باز کرد و در حالی که انگشت خود را روی سطور کتاب به حرکت در آورده بود با روانی و بدون اشکال شروع به خواندن کرد. پروفسور ادواردز کتاب را عوض کرده کتاب دیگری در مقابل او گذاشت. کودابوکس صفحات این کتاب را نیز به خوبی قرائت کرد... .

    در آزمایش دیگری ... یکی از پزشکان چند قطره اتروپین توی چشمهای او ریخت و این دارو موقتا چشم را نابینا ساخت. در همان حال کودابوکس توانست جملاتی را که روی تکه کاغذهای مختلف نوشته شده بود، بخواند. کودابوکس تا مدته سوژه ی آزمایشی دانشمندان و پزشکان شده بود، همگی دانشمندان و محققین را با کارهای خارق العاده خود مات و متحیر می ساخت و آنها نمی دانستند با توجه به معیارهای علمی ، چه نامی بر عملیات شگفت انگبز او بگذارند!... .
    کودابوکس در یکی از نمایشهای خود که در انگلستان انجام گرفت، با چشمان بسته به بالای ساختمانی به ارتفاع 60 متر رفت و روی لبه ی نازکی از شیروانی که حرکت بر روی آن حتی برای آدم بینا دشوار بود شروع به راه رفتن کرد. حال آنکه یک اشتباه کوچک کافی بود تا از آن بالا سوق,ط کند و در صورت سقوط هم مرگ او حتمی بود.

    ​
     
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : دیدن با چشم بسته

    کودابوکس درباره ی قدرت خود میگوید: " تنها چیزی که میدانم این است که قدرت من مربوط به استعداد درونی ذهن من است و من با دیده ی باطن و به وسیله ی نیروهای متمرکز درون خود همه چیز را میبینم."

    وی ضمن شرح خاطرات خود می گوید: " پس از آشنا شدن با یک مرتاض هندی مدتی در یک تاتر سیار مشغول به کار شدم . در خلال کار با شخصی ملاقات کردم که نقش معلم و استاد را بر عهده داشت. این شخص پذیرفت که اسرار تمرکز فکر را به من بیاموزد. من زیر دست استاد آموختم که چگونه افکار خود را فقط بر روی یک چیز متمرکز سازم. اکنون من می توانم در یک لحظه ذهنم را از افکار مختلف پاک سازم و تمام حواس خود را فقط بر روی یک شئ بخصوص متمرکز نمایم. این کار ظاهرا آسان بنظر می رسد، ولی تمرکز فکر آنهم در شرایطی که افکار و تصاویر مختلف وجود دارد کار بسیار دشواری است و از قدرت بیشتر مردم خارج است... من ابتدای کار چهره ی برادرم را به عنوان وسیله ای برای تمرکز در خاطرم مجسم می کردم و پس از 2 سال و نیم تمرین، تازه توانستم مدت 1 دقیقه فکر خود را روی یک موضوع بخصوص متمرکزکنم. این البته اول کار بود و من بعدها توانستم به موفقیت چشمگیری دست یابم...

    دیدن اشیا با چشم کاملا بسته با موضوع تمرکز ارتباط دارد و رسیدن به این مرحله مستلزم برخورداری از اراده ای عالی برای عینیت بخشیدن به آن چیزی است که چشم عملا نمی تواند آن را ببیند. که البته این کار نیازمند تمرینهای بسیار است... من پس از آن که زیر دست استادم رموز این فن را آموختم نزد خود به ادامه تمرین تمرکز مشغول شدم. هرچند برای امرار معاش مجبور بودم روزی 4 ساعت به نمایش و شعبده بازی بپردازم، ولی بقیه موارد را به مطالعه و تمرین درباره ی تمرکز فکر می پرداختم.

    هر شب با در نظر آوردن چهره ی برادرم می توانستم چند قلم از اشیا اتاق را در ذهنم نشان کنم، آنگاه با دستمالی چشمان خود را می بستم و می کوشیدم تصویر آن را در خاطر مجسم سازم. پس از مدتها تمرین در این رشته ، بین من و اشیایی که در برابر من قرار داشتند، ارتباطی برقرار شد که به بینایی معمولی من مربوط نبود. به عبارت دیگر من می توانستم اشیایی را در ذهن خود مشاهده کنم که از لحاظ فیزیکی قادر به دیدن آنها نبودم.

    من همچنان تمرینات خود را با اثاثیه ی منزل، تابلوهای نقاشی، نقشه های جغرافیا، گلها، و بالاخره با کلمات چاپی ادامه میدادم تا آنکه پس از گذشت بیش از ده سال، سرانجام توانستم متن کتابها را با چشم یسته بخوانم."

    وقتی به کودابوکس گفته شد ممکن است چشمان او از اشعه ی ایکس برخوردار باشد، گفت: " مفهوم این حرف این است که من می توانم از پشت خمیر و دستمال و غیره که به چشم من بسته شده است، ببینم و به عبارت دیگر نگاه من مانند اشعه ی ایکس از هر مانعی عبور می کند. حال آنکه چنین نیست و من با چیز دیگری غیر از چشم میبینم. من باطن اشیا را می بینم و هر کس پس از گذراندن مراحلی دشوار و با تمریناتی منظم، قادر به این کار خواهد شد . مشروط به اینکه ایمانی عمیق به این کار داشته باشد. ایمانی که با ذرات وجود انسان عجین شده باشد."