1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. با من صنما دل یک دله کن
    گر سر ننهم آنگه گله کن

    مجنون شده‌ام از بهر خدا
    زان زلف خوشت یک سلسله کن

    سی پاره به کف در چله شدی
    سی پاره منم ترک چله کن

    مجهول مرو با غول مرو
    زنهار سفر با قافله کن

    ای مطرب دل زان نغمه خوش
    این مغز مرا پرمشغله کن

    ای زهره و مه زان شعله رو
    دو چشم مرا دو مشعله کن

    ای موسی جان شبان شده‌ای
    بر طور برو ترک گله کن​

    مولانا دیوان شمس
     
    Anoosh، SiavashBaran، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,100
    تشکر شده:
    84,761
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    دارم صنم چهره برافروخته‌ای
    وز خرمن دهر دیده بر دوخته‌ای

    او عاشق دیگری و من عاشق او
    پروانه صفت سوختۀ سوخته‌ای

    منتسب به ابوسعید ابوالخیر
     
    Anoosh، SiavashBaran، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. صنما با غم عشق تو چه تدبير کنم
    تا به کي در غم تو ناله شبگير کنم
    دل ديوانه از آن شد که نصيحت شنود
    مگرش هم ز سر زلف تو زنجير کنم
    آن چه در مدت هجر تو کشيدم هيهات
    در يکي نامه محال است که تحرير کنم
    با سر زلف تو مجموع پريشاني خود
    کو مجالي که سراسر همه تقرير کنم
    آن زمان کآرزوي ديدن جانم باشد
    در نظر نقش رخ خوب تو تصوير کنم
    گر بدانم که وصال تو بدين دست دهد
    دين و دل را همه دربازم و توفير کنم
    دور شو از برم اي واعظ و بيهوده مگوي
    من نه آنم که دگر گوش به تزوير کنم
    نيست اميد صلاحي ز فساد حافظ
    چون که تقدير چنين است چه تدبير کنم​
     
    Anoosh، SiavashBaran، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    آهنگ قدیمی با من صنما با صدای شهرام ناظری فراموش نشدنی هست

    با من صنـــما؛ دل، یک دله کن…♯♫♪
    گر سر نَنَهم؛ آنگه گِله کـــن…♯♫♪

    مجنون شـــده ام، از بهر خدا…♯♫♪
    زان زلف و مَرام یک سـلسله کن…♯♫♪

    آخر تو شــــبی، رحمی نکنی…♯♫♪
    بر رنــــگ و رُخِ همچون زرِ مـــــن…♯♫♪

    تو سرو و گلی؛ من ســــایه یِ تو…♯♫♪
    من کُشـــته یِ تو؛ تو حــــیدرِ من…♯♫♪
     
    Anoosh، SiavashBaran، M @ H @ K و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. تکه سنگی شبیه صنم

    شهامت نداری که باور کنی
    در اندوه شب بی صدا مرده ام
    و َاز قصه ات تکه ای سنگ را
    شبیه " صنم " تا ابد برده ام

    شهامت نداری که خاکم کنی
    نوشتی مرا در دل ِ قصه ها
    همان دختر ِ خفته از زهر سیب
    و بیداری اش در پس ِ بوسه ها

    ولی "عشق ِ من" مردنم واقعیست!
    هدرشد دلت در شب ِ تیره ام
    تو محکم بمان و ُمرا دفن کن
    که مثل ِ جسد بر خلاء خیره ام

    در اوج هراست چرا زل زدی
    به سنگی شکسته، تنی نیمه جان
    به روحی که از جسم ِ بیمار ِ من
    فراری شده ، رفته تا آسمان

    شهامت نداری که باور کنی
    در اندوه ِ شب بی صدا مرده ام
    و از قصه ات تکّه ای سنگ را
    شبیه " صنم" تا ابد برده ام

    صنم میرزازاده نافع
     
    Anoosh، m naizar، SiavashBaran و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    .

    دوستت دارم
    چون زیباترین لحظات زندگی منی.
    دوستت دارم
    چون زیباترین رویای خواب منی.
    دوستت دارم
    چون زیباترین خاطرات منی.
    دوستت دارم
    چون دوست داشتن تو نه دلیلی دارد و نه قانونی…


    .
     
    m naizar، SiavashBaran، Anoosh و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم
    در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم

    شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم
    چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم

    آنجا روم آنجا روم بالا بدم بالا روم
    بازم رهان بازم رهان کاینجا به زنهار آمدم

    من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم
    دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم

    من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکم مختصر
    آخر صدف من نیستم من دُرّ شهوار آمدم

    ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببین
    آنجا بیا ما را ببین کآنجا سبکبار آمدم

    از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم
    من گوهر کانی بدم کاینجا به دیدار آمدم
     
    M @ H @ K، m naizar، SiavashBaran و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    غلام نرگس مست تو تا جدار نند*خراب باده لعل تو هوشیارانند
    ترا صبا و مرا آب دیده شد غماز*وگرنه عاشق و معشوق راز دارنند
    ز زیر زلف تو تا چون گذر کنی بنگر*که از یمین و یسارت چه بیقرانند
    گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین*که از تطاول زلفت چه سوگوارانند
    نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو*که مستحق کرامت گناه کارانند
    نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس*که عندلیب تو از هرطرف هزارانند
    تودستگیر شو ای خضرپی خجسته که من*پیاده می روم و همرهان سوارانند
    بیا به میکده و چهره ارغوانی کن*مرو به صومعه کانجا سیاه کارانند
    خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد*که بستگان کمند تو رستگارانند
     
    M @ H @ K، SiavashBaran و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد


    ساقی به نور باده برافروز جامِ ما
    مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما

    ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
    ای بی‌خبر ز لذتِ شربِ مدامِ ما

    هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
    ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما

    چندان بُوَد کرشمه و نازِ سَهی‌قدان
    کآید به جلوه سروِ صنوبرخرام ما

    ای باد اگر به گلشن اَحباب بگذری
    زِنهار عرضه دِه بَرِ جانان پیام ما

    گو نام ما ز یاد به عمداً چه می‌بری؟!
    خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

    مستی به چشمِ شاهدِ دلبندِ ما خوش است
    زآن رو سپرده‌اند به مستی زمام ما

    ترسم که صَرفه‌ای نَبَرَد روز بازخواست
    نانِ حلالِ شیخ، ز آب حرام ما

    حافظ ز دیده، دانهٔ اشکی همی‌فشان
    باشد که مرغِ وصل کُند قصدِ دام ما

    دریای اَخضَر فلک و کَشتی هِلال
    هستند غرق نعمتِ حاجی‌قوام ما​
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    حسنت باتّفاق ملاحت جهان گرفت
    آری باتّفاق جهان می‌توان گرفت ۷۳
    افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
    شکر خدا که سرّ دلش در زبان گرفت
    زین آتش نهفته که در سینهٔ منست
    خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت
    میخواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
    از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت
    آسوده بر کنار چو پرگار میشدم
    دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
    آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
    کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
    خواهم شدن بکوی مغان آستین فشان
    زین فتنه ها که دامن آخر زمان گرفت
    می خور که هر که آخر کار جهان بدید
    از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت
    بر برگ گل بخون شقایق نوشته‌اند
    کانکس که پخته شد می چون ارغوان گرفت
    حافظ چو آب لطف ز نظم تو میچکد
    حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

    خافظ​
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.