1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    "نیایش"
    آفتابت

    -که فروغِ رخِ "زردتشت" در آن گل کرده ست
    آسمانت
    -که ز خمخانۀ "حافظ" قدحی آورده ست
    کوهسارت
    -که بر آن همتِ "فردوسی"پر گسترده ست
    بوستانت
    -کز نسیمِ نفسِ"سعدی "جان پرورده ست
    همزبانانِ من اند.

    مردم خوبِ تو؛ این دل به تو پرداختگان
    سر و جان باختگان؛غیرِ تو نشناختگان
    پیشِ شمشیرِ بلا ؛قد بر افراختگان؛ سینه سپر ساختگان
    مهر بانانِ من اند.

    نفسم را پرِ پرواز از توست
    به دماوندِ تو سوگندکه گر بگشایند
    بندم از بند ببینند که :
    آواز از توست!

    همه اجزایم با مهرِ تو آمیخته است
    همه ذراتم با جانِ تو آمیخته باد
    خونِ پاکم که در آن عشقِ تو می جوشد وبس
    تا تو آزاد بمانی
    به زمین ریخته باد!

    "فریدون مشیری"
     
  2. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    چشم من روشن
    آخر اي دوست نخواهي پرسيد
    كه دل از دوري رويت چه كشيد
    سوخت در آتش و خاكستر شد
    وعده هاي تو به دادش نرسيد
    داغ ماتم شد و بر سينه نشست
    اشك حسرت شد و بر خاك چكيد
    ن همه عهد فراموشت شد
    چشم من روشن روي تو سپيد
    جان به لب آمده در ظلمت غم
    كي به دادم رسي اي صبح اميد
    آخر اين عشق مرا خواهد كشت
    عاقبت داغ مرا خواهي ديد
    دل پر درد فريدون مشكن
    كه خدا بر تو نخواهد بخشيد
    ​
     
  3. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    ----------------------------------------------------------------------------------------



    آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
    اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ

    شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد

    گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ


    کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی

    وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ


    رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان

    جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ


    وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی

    گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ
     
  4. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را

    نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را

    توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم

    که در دست اختیاری نیست مرغ بند بر پا را


    من از کافرنهادیهای عشق ، این رشک می‌بینم

    که با یعقوب هم خصمی بود جان زلیخا را


    به گنجشگان میالا دام خود، خواهم چنان باشی

    که استغنا زنی ، گر بینی اندر دام ، عنقا را


    اگر دانی چو مرغان در هوای دامگه داری

    ز دام خود به صحرا افکنی، اول دل ما را


    نصیحت اینهمه در پرده ، با آن طور خودرایی

    مگر وحشی نمی‌داند، زبان رمز و ایما را
     
  5. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    راندی ز نظر، چشم بلا دیدهٔ ما را

    این چشم کجا بود ز تو، دیدهٔ ما را

    سنگی نفتد این طرف از گوشهٔ آن بام

    این بخت نباشد سر شوریدهٔ ما را


    مردیم به آن چشمهٔ حیوان که رساند

    شرح عطش سینهٔ تفسیدهٔ ما را


    فریاد ز بد بازی دوری که برافشاند

    این عرصهٔ شطرنج فرو چیدهٔ ما را


    هجران کسی، کرد به یک سیلی غم کور

    چشم دل از تیغ نترسیدهٔ ما را


    ما شعلهٔ شوق تو به صد حیله نشاندیم

    دامن مزن این آتش پوشیدهٔ ما را


    ناگاه به باغ تو خزانی بفرستند

    خرسند کن از خود دل رنجیدهٔ ما را


    با اشک فرو ریخت ستمهای تو وحشی

    پاشید نمک، جان خراشیدهٔ ما را
     
  6. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را

    در ته دوزخ افکنم جان پر اضطراب را

    تافته عشق دوزخی ز اهل نصیحت اندرو

    بر من و دل گماشته سد ملک عذاب را


    شوق ، به تازیانه گر دست بدین نمط زند

    زود سبک عنان کند صبر گران رکاب را


    آنکه خدنگ نیمکش می‌خورم از تغافلش

    کاش تمام کش کند نیمکش عتاب را


    خیل خیال کیست این کز در چشمخانه‌ها

    می‌کشد اینچنین برون خلوتیان خواب را


    می‌جهد آهم از درون پاس جمال دار، هان

    صرصر ما نگون کند مشعل آفتاب را


    وحشی و اشک حسرت و تف هوای بادیه

    آب ز چشم تر بود ره سپر سراب را
     
  7. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    تازه شد آوازهٔ خوبی ، گلستان ترا

    نغمه سنج نو، مبارک باد، بستان ترا

    خوان زیبایی به نعمتهای ناز آراست، حسن

    نعمت این خوان گوارا باد مهمان ترا


    مدعی خوش کرد محکم در میان دامان سعی

    فرصتش بادا که گیرد سخت دامان ترا


    باد، پیمان تو با اغیار یارب استوار

    گرچه امکان درستی نیست پیمان ترا


    سد چو وحشی بستهٔ زنجیر عشقت شد ز نو

    بعد از این گنجایش ما نیست زندان ترا
     
  8. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    من آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را

    به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را

    نه دستی داشتم بر سر، نه پایی داشتم در گل

    به دست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را


    چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم

    که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را


    گر این وضع است می‌ترسم که با چندین وفاداری

    شود لازم که پیشت وانمایم بیوفا خود را


    چو از اظهار عشقم خویش را بیگانه می‌داری

    نمی‌بایست کرد اول به این حرف آشنا خود را


    ببین وحشی که در خوناب حسرت ماند پا در گل

    کسی کو بگذراندی تشنه از آب بقا خود را


    ​
     
  9. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را

    چون قد خود بلند کن پایهٔ قدر ناز را

    عشوه پرست من بیا، می زده مست و کف زنان

    حسن تو پرده گو بدر پردگیان راز را


    عرض فروغ چون دهد مشعلهٔ جمال تو

    قصه به کوتهی کشد شمع زبان دراز را


    آن مژه کشت عالمی تا به کرشمه نصب شد

    وای اگر عمل دهی چشم کرشمه ساز را


    نیمکش تغافلم کار تمام ناشده

    نیم نظر اجازه ده نرگس نیم باز را


    وعدهٔ جلوه چون دهی قدوهٔ اهل صومعه

    در ره انتظار تو فوت کند نماز را


    وحشیم و جریده رو کعبهٔ عشق مقصدم

    بدرقه اشک و آه من قافلهٔ نیاز را
     
  10. پاسخ : اشعار منتخب و زیبا از شاعران ایرانی -

    نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را

    شیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز را

    پیش تو من کم ز اغیارم و گرنه فرق هست

    مردم بی‌امتیاز و عاشق ممتاز را


    صید بندانت مبادا طعن نادانی زنند

    بهر صید پشه، بند از پای بگشا باز را


    انگبین دام مگس کردن ز شیرین پیشه‌ایست

    برگذر نه دام، مرغ آسمان پرواز را


    حیف از بازو نیاید، دست بر سیمرغ بند

    تیر بر گنجشگ مشکن چشم تیر انداز را


    بر ده ویران چه تازی، کشوری تسخیر کن

    شوکت شاهی مبر حسنی به این اعزاز را


    مهر بر لب باش وحشی این چه دل پردازی است

    بیش از این رخصت مده طبع سخن پرداز را