فیزک نجومی در اواسط قرن نوزدهم، کانون توجه ستاره شناسی تغییر یافت. بجای توجه نمودن به موقعیت اجرام سماوی آسمان، ستاره شناسان درباره ماهیت آن اجرام کنجکاو شدند. دیگر، ستارگان،نقاط تحرک نور نبودند و جرم، اندازه و ترکیب فیزیکیشان مهم محسوب می شد. اختراع طیف نما، که ابزاری برای تجزیه نور بود، علم فیزیک را به ستاره شناسی پیوند داد و فیزیک نجومی آغاز شد. تجزیه نور خورشید با استفاده از طیف نما، ستاره شناسان نور خورشید را جهت تشکیل طیف تجزیه می کنند. هر ستاره طیف منحصر بفردی دارد که شامل الگوی خطوطی است که نمایانگر ترکیب شیمیایی ستاره اند. در اواخر قرن نوزدهم، گروهی از رصد خانه هاروارد آمریکا طیف صدها هزار ستاره را مطالعه کردند و بعد آنها را به هفت طیف اصلی طبقه بندی کردند. هنوز از سیستم طبقه بندیشان استفاده می شود. طیف بینی نقطه عطف درک ماهیت ستارگان بود . ستاره شناسان با طبقه بندی ستارگان بر اساس ویژگیهای طیف شان به چگونگی تولد و مرگ و منبع انرژی آنها پی بردند.