اختفا occultation پديده اي که در آن يک جسم آسماني توسط جسم ديگر پوشيده مي شود به بيان ديگر زمانيکه يک جسم دور توسط يک جسم نزديک تر مخفي شود. البته لازم نيست تمام آن توسط جسم نزديکتر مخفي شود.مانند: پديده خورشيدگرفتگي که در آن قرص خورشيد توسط قرص ماه پوشيده مي شود. بيشتر اختفا هاي كه براي ما اهميت دارند اختفاي اجرام سماوي(ستارگان ، سياركها ، سيارات )با ماه هستند . اختفا با ماه به 2 گروه تقسيم ميشود : اختفاي كلي ، اختفاي خراشان . اختفاي کلي : رويدادي است كه روي يكي از لبه ي ماه اتفاق مي افتد. در اين رويداد ستاره مي تواند پس از طي مسيري ظاهري در پشت ماه از لبه ديگر ماه خارج شود (گفته ميشود ستاره ظاهر شده) و يا در نزديكي لبه ي شرقي ماه از ديد رصد گر به پشت ماه برود(گفته ميشود ستاره از ديد ناظر ناپديد شده). بيشترين مدت بين يک ورود و خروج ستاره 50دقيقه است ، زيرا ماه قطر خود را، که بزرگ ترين وتر آن هم هست، هر 50دقيقه طي مي کند. اختفاي خراشان : دراين نوع اختفا در زمان روي دادن يک اختفاي کلي در فاصله ي 1/5تا 3کيلومتري شمالي يا جنوبي از مسير پيش بيني شده ي اختفا ماه با حرکت خود به دور زمين از لبه با ستاره مماس مي شود و از ديد رصد گر،با تلسکوپ ،منظره اي بي نظيراز عبور ستاره از پشت کوه ها و دره هاي ماه ديده مي شود. اختفاهاي خراشان در زمره ي گروهي ترين پروژه هاي نجوم آماتوري هستند. بايد گروه هاي مختلفي با هم همکاري کنند و با جمع آوري اطلاعات از سراسر کره ي زمين کار را به نتيجه برسانند. هر چه تعداد گزارش هاي اختفاهاي خراشان بيشتر باشد ،تحليل داده ها به صرفه تر است . (كار هماهنگ سازي اين گروه ها توسط انجمن بين المللي زمان سنجي IOTA انجام ميشود .) سایر انواع اختفاها به شرح زیر است: اختفاي دوتايي ها: وقتي يک ستاره ي دوتايي با زاويه اي نسبت به لبه ي ماه به پشت آن مي رود،به نظر مي آيد که در يک لحظه نور دوتايي کمتر و بعد خاموش شده است ،زيرا مؤلفه ي اول زودتر مخفي شده و نور کمتر فقط نور مؤلفه ي دوم است. با فيلمبرداري از اين اختفاها مي توان مشخصات فيزيکي هريک از مؤلفه هاي ستاره ي دوتايي را پيدا کرد. اختفا سياركها و سيارات با ماه : ستارگان تنها اجرامي نيستند که توسط ماه پوشيده مي شوند بلکه اين پديده درمورد يک سيارک يا سياره نيز مي تواند رخ دهد. از آنجايي که قرص سيارات نسبت به ستارگان بسيار زياد است هنگام اختفاء نور سيارات به تدريج و طي چند ثانيه کم مي شود.سياراتي مثل : ناهيد, مريخ ,مشتري زحل و اورانوس . زيرا اين سيارات بدليل نوراني بودن در حاليکه در کنار لبه روشن ماه باشند دچار اختفا خواهند شد . اختفا اقمار مشتري: علاوه بر اختفا اجرام سماوي با ماه ، اقمار مشتري نيز با سياره مادر (مشتري)دچار اختفا ميشوند.در صورتيکه صفحه مداري اقمار گاليله اي مشتري مناسب باشند مي توان شاهد اختفائ اين اقمار توسط قرص مشتري بود .هنگامي که اقمار از جلو سياره نيز عبور مي کنند اين پديده رخ مي دهد.
پاسخ : اختفا occultation اختلاف منظر Parallax برای یافتن فاصله جسمی بسیار دور، آن جسم را از دو محل متفاوت ( دو سر یک پاره خط) نگاه می کنیم و زاویه ای را که به نظر می رسد جسم جابه جا شده است اندازه می گیریم. این زاویه را در اصطلاح اختلاف منظر می نامند. انگشتتان را در مقابل خود قرار دهید. یک چشمتان را ببندید و با چشم دیگر انگشتان را نظاره کنید. حال آن یکی چشم را باز کنید و دیگری را ببندید و باز به انگشتتان نگاه کنید. خواهید دید که به نظر می رسد انگشتتان در برابر زمینه جابه جا شده است. شکل زیر به طور کامل این قضیه را قابل درک می سازد: امتیاز تصویر: ویکی پدیا کاربرد این قضیه در نجوم برای پیدا کردن فاصله بعضی از ستارگان نسبت به زمین است که به دوگونه اختلاف منظر زمین مرکزی و اختلاف منظر خورشید مرکزی تقسیم می شوند. اصول کار از روابط ساده هندسه پیروی می کند. به شکل زیر نگاه کنید: امتیاز تصویر: astro.umd.edu همان گونه که مشخص است در لحظه حال (now)، ستاره نارنجی رنگ از دید زمین در کنار یک ستاره ( مثلا ستاره A) دیده می شود اما در 6 ماه بعد همان ستاره نارنجی رنگ در کنار ستاره دیگری ( مثلا ستاره B) دیده می شود. با اندازه گیری زاویه بین دو ستاره A و B و داشتن اندازه شعاع مدار زمین به راحتی می توان فاصله ستاره نارنجی رنگ از زمین را محاسبه کرد. در این روش که به " اختلاف منظر خورشید مرکزی" معروف است شعاع مدار زمین به عنوان قاعده مثلث در نظر گرفته می شود و در روش " اختلاف منظر زمین مرکزی" شعاع زمین به عنوان قاعده در نظر گرفته می شود.
پاسخ : اختفا occultation آذر گوي Fireball آذرگوی نوع خاصی از شهابواره است. آذرگوی ها شهابوارهای بسیار درخشانی هستند که حداقل قدر آنها در آسمان شب به ۴- میرسد و از هر سیاره دیگری در آسمان نورانی ترند. در صورتی که آذرگویی بخواهد به قدری به اندازه ۴- یا بهتر برسد لااقل باید ۵۰ گرم وزن داشته باشد. در هر روز هزاران آذرگوی وارد جو زمین میشوند. در صورتی که آذرگوی در حدود ۴یا ۵ کیلوگرم وزن داشته باشد در اثر برخورد با جو کاملا نسوخته و باقیمانده آن به زمین برخورد میکند(به این نوع آذرگوی ها، سنگ آسمانی اطلاق میشود) رصد کردن آذرگوی های بسیار درخشان کار آسانی نیست . به ندرت اتفاق می افتد که آذرگوی با قدر بهتر از ۵- دیده شود. رصدگران حرفه ای شهابوارها اظهار میدارند که در هر ۲۰۰ ساعت رصد شهابوارها تنها یک آذرگوی با قدر ۶- یا بهتر دیده می شود(این نوع شهابوارها حتی در روز هم دیده میشوند)؛ این در حالی است که رصد اذرگویهایی با قدر ۴- بسیار معمول تر است و میتوان در هر ۲۰ ساعت رصد ،شاهد یکی از انها بود[/SIZE] دو نوع دنباله در انتهای آذرگوی ها دیده میشود: دنباله روشن و دنباله دود دنباله روشن درست مانند قطاری درخشان است که آذرگوی را دنبال میکند. این حالت به علت یونیزه شدن مولکولهای جو در اثر دمای بالای آذرگوی اتفاق می افتد. اغلب دنباله های درخشان تنها چند ثانیه طول میکشند اما در انواع نادری از انها، دنباله تا چندین دقیقه درخشان باقی می ماند. آذرگوی هایی که دارای دنباله هستند، اغلب درخشیدن خود را در فاصله ای بیش از ۸۰ کیلومتر از سطح زمین آغاز میکنند نوع دوم از دنباله ها که به دنباله دود معروفند بیشتر در روز اتفاق می افتند. این اذرگوی ها درخشیدن را در فواصلی نزدیکتر از ۸۰ کیلومتری سطح زمین اغاز می نمایند. این نوع دنباله اذرگوی، شبیه به اثر دود بجا مانده ازسفینه های فضایی به نظر میرسد آمار قابل توجه در مورد اذرگوی ها، فراوانی برخورد آنها با زمین است. گفته می شود حدود ۱۰ تا ۵۰ آذرگوی هر روز به زمین برخورد می کنند. البته نمیتوان مسیر اذرگوی را تا زمین دنبال نمود، زیرا در لایه های پایینی جو سرد شده و در فاصله ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر از سطح زمین از درخشیدن باز می ایستند. از اذرگوی های رسیده به زمین تنها ۲ تا ۱۲ عدد از انها به مناطقی برخورد میکنند که احتمال یافته شدن توسط انسانها وجود دارد و بقیه در اقیانوس ها و یا مناطق دور دست برخورد می کنند. اغلب اذرگوی ها در رنگهایی بسیار روشن دیده میشوند، البته رنگهای اذرگوی ها برای کشف نوع عناصر تشکیل دهنده آنها بسیار مهم است. اغلب رنگهای به ثبت رسیده عبارتند از قرمز، آبی روشن و به ندرت بنفش.
پاسخ : اختفا occultation ارتفاع Altitude یکی از راههایی که برای مشخص کردن موقعیت یک جرم در آسمان شب استفاده میشود گزارش ارتفاع و سمت آن جرم است. در واقع ارتفاع یک جرم سماوی زاویه ای است که آن جرم از خط افق ناظر (روی نصف النهار گذرنده از جرم و سمت الراس )دارد که بر حسب درجه و دقیقه و ثانیه قوسی بیان میشود. پس جرمی که در افق ناظر قرار دارد، ارتفاعی معادل صفر درجه و جرمی که در سر سو قرار گرفته در واقع ارتفاعی معادل 90 درجه دارد. البته بدیهی است که ارتفاع یک جرم در طول شب تغییر میکند!
پاسخ : اختفا occultation [FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]استقرار استوایی[/FONT]Equatorial mounting نوعی روش قرارگیری لوله تلسکوپ (استقرار) که در آن یک محور چرخش به موازات محور چرخش زمین است و محور دیگر دارای زاویه 90 درجه با محور قبلی بوده و درصفحه استوای سماوی قرار دارد. انواع تلسکوپها باید روی وسیله ای قرار گیرند تا بتوان آنها را به جهات مختلف نشانه رفت. به این وسایل پایه و استقرار می گویند. سه پایه ها زیاد متنوع نیستند اما استقرارها از تنوع بیشتری برخوردارند. به طورکلی استقرارها به دو دسته سمت- ارتفاعی و استوایی تقسیم می شوند . اگر يکي از محورهاي استقرار تلسکوپ (محور بعد) را به گونه اي تنظيم کنيم که در امتداد محور زمين قرار گيرد به صورتي که تلسکوپ بتواند به آساني حول اين محور بچرخد، مي توان چرخش زمين به دور خود را فقط با چرخش يک محور خنثي کرد. به اين نوع استقرار، استقرار استوايي مي گوييم که خود به سه دسته اصلي: آلماني، چنگالي و انگليسي تقسيم مي شوند. استقرارهاي آلماني که خود چندين نوع را شامل مي شود، به صورت گسترده در تلسکوپهاي آماتوري کوچک و متوسط و استقرار چنگالي در تلسکوپهاي بازتابي آماتوري متوسط و بزرگ و حرفه اي استفاده مي شوند. ولي استقرار انگليسي فقط در تلسکوپهاي بزرگي مانند تلسکوپ هيل (تلسکوپ 5 متري رصدخانه مونت پالومار در آمريکا) استفاده شده است. چرخش حول محور قطبی به تلسکوپ اجازه می دهد[/color] که به سمت اجرام سماوی با بعد یا [/color]زاویه های ساعتی متفاوت نشانه رود درحالیکه چرخش حول محور میل به تلسکوپ اجازه می دهد که بطورعمود بر استوای سماوی ودر جهت افزایش یا کاهش میل اجرام ،آنها را تعقیب کند. امتیاز این نوع استقرار این است که حرکت ظاهری روزانه اجرام سماوی با حرکت تلسکوپ در جهت مخالف جهت چرخش زمین یعنی از شرق به غرب با آهنگ یک دور طی یک روز نجومی حول محور قطبی قابل پی گیری است(یعنی با این حرکت تلسکوپ،جرم سماوی در میدان دید تلسکوپ باقی می ماند.) منابع: دانشنامه آفتاب
پاسخ : اختفا occultation استقرار دابسوني Dobsonian mounting استقرار دابسونی، نوعی استقرار سمت ارتفاعی است که اولین بار توسط منجم آماتور، جان دابسون ابداع شد. دابسون این پایه را برای تلسکوپهای بازتابی ابداع نمود و از ابن نوع مقر برای تلسکوپهای شکستی استفاده نمیشود. اغلب این نوع مقرها جنسی از چوب دارند و با چند پیچ به هم متصل میشوند و یک مقر ارزان، سبک و قابل حمل برای نصب تلسکوپ محیا میشود. یکی از ویژگی های این نوع مقرها این است که سازندگان براحتی از انها برای تلسکوپها بزرگ(۱۴، ۱۶ و... اینچ) استفاده میکنند بی اینکه هزینه بالایی به خریدار بخاطر نوع مقر تحمیل شود. همچون دیگر مقرهای سمت ارتفاعی، مقرهای دابسونی هم بسادگی مستقر میشود و پس از نصب تلسکوپ برای شروع رصد اماده و محیا هستند و برخلاف مقرهای استوایی، نیازی به هم مسیر کردن مقر با ستاره قطبی وجود ندارد تقریبا تمامی تولیدکنندگان تلسکوپهای بازتابی از مقرهای دابسونی نیز بهره می برند و اغلب تلسکوپهای بزرگ خود را بر انها سوار و برای عرضه به منجمان اماده می نمایند از ضعف های مقرهای دابسونی می توان به دو نکته اشاره نمود. ضعف اول عمر پایین این مقرهاست. اکثرا مقرهای دابسونی به وسیله چوب ساخته میشوند که همین موضوع عمر این مقر را کاهش میدهد. ضعف دوم را میتوان به سختی کار با این نوع مقرها در هنگام رصد اجرام در افق نسبت داد. معمولا ارتفاع این نوع مقرها کم است و هنگام رصد جرمی درافق، منجم مجبور است یا زانو برند و یا بشدت خم شود که این موضوع مقرهای دابسونی را درد سر ساز جلوه میدهد
پاسخ : اختفا occultation استقرار سمت - ارتفاعی Altitude-Azimuth mounting استقرار سمت ارتفاعی نوعی استقرار ساده شامل دو محور عمود بر هم است که حرکت ابزار شما را بسادگی پشتیبانی میکند؛ یکی از محورها ارتفاع جرم مورد نظر و دیگر سمت آن را تنظیم می کند.از مقرهایی که از سیستم سمت ارتفاعی در طراحی انها استفاده شده اغلب برای تلسکوپها، دوربینها، آنتنهای رادیویی، پنلهای خورشیدی و حتی اسلحه، استفاده میشود. بزرگترین مزیت مقرهای سمت- ارتفاعی، سادگی در طراحی مکانیکی آن است. در کنار سادگی کار با مقرهایی از این نوع، کمبودهای نیز وجود دارد. مقرهای سمت ارتفاعی قادر به تعقیب اجرام سماوی همراه با چرخش زمین نیستند. در مقرهای استوایی برای تعقیب اجرام سماوی همراه با حرکت زمین، تنها لازم است که یک محور حرکت کند تا ابزار همراه با آسمان بچرخد اما در مقرهای سمت - ارتفاعی هر دو محور باید حرکت کنند تا ابزار بتواند جرم را در اسمان دنبال کند. همچنین برای حرکت درست و هماهنگ دو محور باید یک ریز پردازنده حرکت محور ها را کنترل کند تا مقر درست عمل کند؛ این در حالی که در مقرهای استوایی تنها یک موتور. مقر را با آسمان پیش می برد. منبع: en.wikipedia.org
پاسخ : اختفا occultation استوای سماوی Celestial equator استوای سماوی در واقع تصویر استوای زمینی بر کره آسمان است. همانطور که زمین توسط خط استوا به دو نیمکره شمالی و جنوبی تقسیم میشود، کره فرضی آسمان نیز، توسط استوای سماوی به دو نیمکره تقسیم میشود. استوای سماوی به همراه نصف النهاری که از اعتدال بهاری می گذرد به عنوان نقطه صفر در محاسبات میل و بعد اجرام در نظر گرفته میشود.