ابر نو اختر Supernova ستاره اي پرنور كه به يك باره در آسمان ظاهر گشته و پس از مدتي فروق خود را از دست مي دهد گويند منشأ اصلي بروز يك ابر نواختر انفجار يك ستاره با جرمي نسبتا زیاد در پايان عمر است كه به دو گونه تقسيم مي شوند. گونهٔ اول ابرنواخترها از یک سيستم ستاره دوتایی به وجود میآیند. در این نوع ابرنواخترها یکی از ستارگان که کوتوله سفید است و بسیار چگال میباشد، بر اثر جذب مواد ستاره دیگر به افزایش جرم دچار میشود، این افزایش تا جایی ادامه پیدا میکند که جرم کوتوله سفید از حد چاندراسکار بگذرد. ابرنواختر هایی از این دست را میتوان اغلب در ستارههای کهن سال جستجو کرد. گونه دوم ابرنواخترها، مربوط به ستارگانی با جرم بیشتر است که به شکل طبیعی اتفاق میافتد. اساس کار در هر دو نوع ابر نواختر یکسان است و در مراحل تحول و انفجار تفاوتی نمیکنند. در مرحله پایانی عمر یک ستاره و پس از مرحله غول سرخ، زمانی که شعاع هسته آهنی حدود 3000 کیلومتر است، سوخت آهن به جای تولید انرژی، انرژی مصرف می کند. در نتیجه ستاره به پایان کار می رسد. چون دیگر نمی تواند برای حفظ تعادل گرانش، انرژی تولید کند. وقتی هسته ی ستاره تبدیل به آهن شود اتفاق مهیبی رخ می دهد. نیروی گرانش، هسته را به درون در هم می شکند. در نتیجه دمای هسته به نزدیک 10 میلیارد كلوين می رسد. در این دما، هسته آهن شکسته شده و به هسته های سبک تر و در آخر به پروتون و نوترون تبدیل می شود. با ادامه فشار، پروتونها با الکترونها ترکیب می شوند و نوترون و نوترینو تولید می کنند. نوترینوها 99 درصد از انرژی ایجاد شده از انفجار هسته را در خود حمل می کنند. حال هسته، یک توپ فشرده شده حاوی نوترون است. وقتی شعاع توپ به 10 کیلومتر برسد حالت ارتجاعی پیدا می کند درست مانند یک توپ پلاستیکی که آنرا فشرده و بعد رها کنیم. همه این اتفاقها از فشرده شدن هسته تا ارتجاع توپ نوترونی تنها در مدت یک ثانیه روی می دهند. البته هنوز ماجرا ادامه دارد. ارتجاع توپ نوترونی یک موج کره ای شکل به بیرون از ستاره ارسال می کند. بیشتر انرژی حاصل از این موج صرف شروع گدازش و تشکیل عناصر جدید(سنگينتر از آهن) می شود. با رسیدن موج به سطح ستاره، دما تا 200,000K افزایش می یابد. در نتیجه ستاره منفجر شده و موادی را در فضا با سرعت 15,000 تا 40,000 کیلومتر در ثانیه پرتاب می کند. این انفجار مهیب ابر نواختر نوع دو است. در طيف اين ابرنواخترها اثري از خطوط طيفي هيدروژن نيست به اين دليل كه اين اتفاق در ستارگان پير اتفاق افتاده و آنها در جو خود ديگر هيدروژني ندارند و تمامي هيدروژن خود را مصرف كرده و به عناصر سنگينتر تبديل كرده اند. اما در بررسي طيفي ابرنواخترها به دسته اي برخورد شد كه حاوي طيف هيدروژن بوده اند. اين دسته همان ابرنواخترهاي گونه اول اند. بدين شكل كه ستاره كوتوله سفيد چگال كه در كنار يك غول يا ابرغول واقع شده، جو ستاره همدم خود را مي بلعد! اين جريان جرم همچنان ادامه خواهد داشت و تا به آنجا پيش خواهد رفت كه فشار در مركز ستاره كوتوله سفيد بيشتر از استقامت ساختار هاي دروني شده و آن ها را در هم شكسته و همانند گونه قبلي يك ستاره نوتروني را حاصل مي شوند كه موج بازگشتي حاصل از آن جو و گازهاي سطحي اين ستاره را به فضا پراكنده مي كند. در واقع در ابرنواختر ها روشنايي به شدت افزايش مي يابد تا بدين جا كه تا 20 قدر، قدر ستاره كاهش مي يابد كه اگر در راه شيري باشد به صورت يك ستاره جديد و پرنور جلوه نمايي ميكند و اگر در كهكشان هاي ديگر باشد ميتوان با عكاسي پياپي از آن كهكشان متوجه ظهور يك ستاره پرنور جديد در آن شد كه اين همان ابرنواختر ها هستند. دليل اين روشنايي بسيار افزايش سطح تابنده ستاره بر اثر انفجار و كاهش طول آزاد پرمايش فوتون است كه اجازه خروج فوتون از لايه هاي زيرين سطح را مي دهد. ابر نواخترها فضا را آکنده از گاز و غباری می کنند که ستارگان دیگر از دل آن پا به عرصه گیتی می نهند. این غنی سازی فضا، از نخستین ابر نواختر در میلیاردها سال پیش تا به اکنون ادامه دارد. ابر نواخترهای ستارگان نسل اول، عرصه را برای ستارگان نسلهای بعد مهیا کرده اند. آهنگ مشاهده ابرنواختر در یک کهکشان معمولی در حدود یک ابرنواختر در صد سال است. این آهنگ در کهکشانهایی که از لبه دیده می شوند بدلیل غبارهای تیره کننده بسیارکم تر است .در هزاره گذشته تنها پنج ابرنواختر در کهکشان راه شیری مشاهده شده است بعلاوه ابرنواختر SN 1987 که در ابر ماژلانی که یک کهکشان اقماری کهکشان راه شیری می باشد. با آمدن فن آوری CCD به میان ستاره شناسان آماتور همواره برتعداد ابرنواخترهایی که در دیگر کهکشانها کشف می شوند افزوده شده است.تلسکوپهای خودکار نیز که با هدایت کامپیوتر بطور اتوماتیک به عکسبرداری ومقایسه عکسها از هزاران کهکشان طی یک شب می پردازند کمک بزرگی به کشف ابرنواخترها کرده اند. ابرنواختر سال 1054 بعنوان منشاء سحابی خرچنگ در صورت فلکی ثور توسط ادوین هابل معرفی شده است. امروزه میتوان سحابی خرچنگ را با تلسکوپ های نه چندان بزرگ رصد کرد . ابرنواختر سال 1572 بادقت توسط تیکوبراهه رصد شده است. او به ثبت موقعیت و تغییرات نورانیت آن بطور روزانه پرداخت.او متوجه شد که باوجود چرخش زمین هیچ اختلاف منظری وجود ندارد بنابراین این جرم باید ماوراء مدار ماه باشد.حرکت نکردن این جرم طی 18 ماه که ناپدید شد نشان می داد که مدار آن باید ماوراءمدار زحل باشد. (در آن زمان دورترین سیاره شناخته شده زحل بود) منبع: ابرنواختر - ویکیپدیا