پریان و پری زادگان بنام خلق یکتا جن و پری از موجودات خيالی وافسانه ای فرهنگ عامه و خرافات مردم ايران هستند. پری در اوستا موجودی اهريمنی است و از آن به صورت زنی بسيار زيبا و فريبنده ياد شده که با پنهان و آشکار شدن پی درپی و تغيير شکل های گوناگون، مردم را می فريبد و به بيراهه می کشاند يا موجب ديوانگی آنان می شود. در هفت خان های رستم و اسفنديار، زنی زيبا و آراسته در حالی که رود می نوازد به پهلوان نزديک می شود و او را به شاد خواری و شادکامی دعوت می کند. اما هر دو پهلوان او را می شناسند و در نبرد او را می کشند. پری از آتش می گريزد، بنابراين، برای شناختن يا فرار دادن پريان بدکار بايد پيوسته آتش در خانه روشن بماند. همچنين فلزات و چيزهای نوک تيز موجب فرار پريان است پريان در فرهنگنامه ايرانيان بعد از اسلام، موجوات خوب و دوست داشتنی هستند که مردم نيکوکار و خوش نيت را دوست دارند و آن ها را به خوشبختی و کامروايی می رسانند. پادشاه پريان مردی نيک و آزاده است و دختر و پسر شاه پريان رمزی از کمال، زيبائی، ثروت و خوشبختی هستند که هر دختر و پسر جوان آرزوی همسری ايشان را دارد. داستان پری زيبائی که بخت را تقسيم می کرد در داستان های مربوط به جمشيد شاه آمده است. جن کلمه ای عربی و به معنی موجود پنهان و ناديدنی است و در فارسی با مفهومی نزديک به پری از اين موجود نامريی ياد می شود. جن ها تنها در شب، تاريکی، تنهايی و در محل هايی مانند گرمابه، آب انبار، پستو و ويرانه و بيابان وجود دارند. در اعتقاد عامه، جن به شکل انسان است با اين تفاوت که پاهايش مانند بز سم دارد. مژه های دراز او نيز با مژه انسان متفاوت است و رنگ موی او بور است. همزمان با زاده شدن هر نوازد انسان، بين اجنه نيز نوزادی به دنيا می آيد که شبيه نوزاد انسان است اما سياه و لاغر و زشت. اين موجود را همزاد آن طفل می خوانند. اگر کسی شب هنگام آب جوش روی زمين ريخته و بسم الله نگفته باشد ممکن است يکی از فرزندان اجنه را اذيت کرده باشد. مادروپدر آن جن برای انتقام، نوزاد آن شخص را می ربايند و همزاد او را بجايش می گذارند. به زبان آوردن نام جن شگون ندارد و ممکن است آن ها را حاضر کند. بنابراين برای دلخوشی جن ها هم شده به آن ها " از ما بهتران " گفته می شود. روزهای يکشنبه، سه شنبه و چهارشنبه از مابهتران به لباس و صورت آدميزاد درمی آيند. در اين روزها نبايد به ديدن مريض رفت، زيرا چه بسا که از مابهتران به شکل يکی از دوستان يا بستگان به ديدن مريض برود و به او صدمه برساند. از مابهتران مانند آدميان جشن و سرور و شادمانی و گاهی هم عزاداری به راه می اندازند. اين مراسم بيشتر درگرمابه های عمومی و شب هنگام برگزار می شود. کسی که شب تنها به حمام برود و دائم بسم الله نگويد جن به سراغ او می آيد. اگر کسی در تاريکی تنها به حمام برود و بی احتياطی کند و در آنجا بخوابد، ناگاه متوجه می شود که دورادور او را جنيان گرفته اند، يا يکی دو جن در گوشه و کنار حمام مشغول شستشو هستند. جنيان ابتدا با محبت نزديک می شوند، اما اگر انسان با نگاه کردن با پاهايشان که سم دارد ايشان را بشناسد، آن وقت به آزار او مشغول می شوند. از مابهتران اهل رقص، موسيقی و شادی اند. اگر کسی را بين خود ببينند او را وامی دارند تا آن قدر برقصد که ديوانه شود. با دميدن صبح صادق، جنيان ناپديد می شوند. اما هنگام روز نيز اگر کسی در حمام آب بخورد و کف دست چپ خود را روی سر نگذارد، جن به بدن او وارد می شود و ديوانه و غشی خواهد شد. از ما بهتران اگر از کسی نيکی ببينند، صدچندان به او نيکی می رسانند. مثلا اگر پزشکی شب هنگام طفلی را از مرگ برهاند يا مجروح و بيماری را نجات دهد و اين کار در بيابان يا تاريکی و تنهايی صورت بگيرد، ممکن است جنيان را مداوا کرده باشد. آن گاه از مابهتران به او مال و خوشبختی بسيار می رسانند. بعضی مردم با انجام مراسم چله نشينی، از مابهتران را احضار می کنند و آن ها را وا می دارند تا کارهای مورد نظرشان را انجام دهند. برای چله نشستن از محلی خاص در مسجدهای کهنه و قديمی استفاده می شود به نام چله خانه که غرفه ای کوچک و تودرتو و تاريک است. شخص در چله خانه می رود. دورادور خود را خط می کشد و ميان دايره می نشيند. روز اول چهل بادام غذای اوست. اما به تدريج هر روز يکی کم می کند و تا آخرين روز فقط يک بادام می خورد. در اين روزها همه کار او دعا خواندن است. روز چهلم ارواح و شياطين و جن ها به او ظاهر می شوند و هرچه را بخواهد انجام می دهند. برای اين کار ترتيب ديگری هم هست و آن اين که يک شب تا صبح آيه ای از قران را پی درپی می خوانند تا از ما بهتران حاضر شوند. از خطرناک ترين جن ها آل است که موجودی نامريی به شکل زن لاغر و بلند قد با پستان های آويخته توصيف شده. در صورت سرخ رنگ آل بينيی از جنس گل قرار دارد. آل روبروی زن زائو و نوزاد حاضر می شود و اگر فرصت يافت و زائو تنها ماند جگر او را می ربايد. سپس به سرعت به طرف آب می رود و جگر زائو را به آب می زند. زائو بلافاصله می ميرد. برای جلوگيری از دستبرد آل بايد دور بستر زائو را با کارد يا قيچی که ناف نوزاد را با آن زده اند خط کشيد. سه يا پنج پياز را به سيخ کشيد و قيچی يا کارد يا شمشير و تفنگ و ديگر چيزهای فلزی و نوک تيز در کنار اطاق گذاشت. آل و از ما بهتران از چيزهای فلزی نوک تيز می ترسند. فرو کردن سوزن به پارچه ای و گذاشتن بالای سر زائو برای رفع آل خوب است. از اعتقادهای قديمی ايرانيان يکی اين است که آهن ديو و غول و اهريمن را دفع می کند و ضد جادو است. تا شش روز بايد بالای سر زائو و نوزاد شمع بسوزد. زائو نبايد تنها بماند و کسی جز نزديکانی که هنگام زادن در اطاق بوده اند نبايد به ديدن او بيايد شايد آل باشد که به صورت انسان درآمده. شب ششم بايد در اطاق زائو تا صبح همه بيدار بمانند و چراغ ها روشن باشد و در اين شب بايد دعاها و اشعار مذهبی و سرودها و آوازها خوانده و پيوسته به دف و دايره کوبيده شود تا آل بگريزد. روز ششم زائو نوزاد را به حمام می برند و پس از شستشو، ماما نوزاد را بالای سر مادر می گيرد و با جام چهل کليد روی او آب می ريزد تا بر سر مادر نيز ريخته شود. از آن هنگام ديگر آل توانايی ربودن جگر مادر و عوض کردن نوزاد را ندارد پسربچه ای که ختنه شده نيز مانند زائو در معرض خطر آل است. به همين ترتيب بايد مواظب او بود تا به حمام برود و با جام چهل کليد آب روی سرش ريخته شود تا آل بگريزد __________________