طراحی گرافیک چیست؟ طراحى گرافيک در واقع اصطلاحى است عام براى حرفهاى متشکل از طراحى حروف، تصويرسازي، عکاسى و چاپ بهمنظور ارائه اطلاعات يا آموزش. اين اصطلاح را اولين بار ويليام اديسون ديگينز در سال ۱۹۲۲ بکار برد. با اين همه فقط پس از جنگ جهانى دوم بود که کاربرد آن رايج شد. ارتباط بصرى در مفهوم وسيع آن تاريخ طولانى مدتى دارد. زمانى که انسان اوليه براى يافتن غذا به شکار مىرفت و جاى پاى حيوانى را بر روى گِل مىديد، در واقع نوعى نشانهٔ بصرى را مشاهده مىکرد. اثر گرافيکى مىتواند نشانه باشد، مانند حروف الفبا؛ يا يک نظام نشانهاى ديگر را شکل دهد؛ مانند علائم جادهاي. علائم گرافيکى در کنار هم تشکيل تصوير مىدهد. طراحى گرافيک در يک معنا حرفهٔ انتخاب يا ساخت علائم و آرايش آنها بر يک سطح براى انتقال يک ايده است. گرافيک هنرى است که ترسيم کردن و نگاشتن عناصر اصلى آنرا تشکيل مىدهند. طراحى گرافيک به مثابهٔ يک تخصص فقط از واسط سدهٔ بيستم مطرح شد. تا آن هنگام شرکتها و مؤسسات تبليغاتى توسط هنرمندان تجارى اداره مىشد. اين متخصصين عبارت بودند از: صفحهبند؛ حروفچين که عنوان و متن را با تمام جزئيات طرحريزى مىکرد؛ تصويرگران که هر نوع آثار ترسيمى از نمودارهاى فنى تا اسکيسهاى مُد را تهيه مىکردند؛ هنرمندانِ طراح حروف، روتوشکاران و ديگرانى که طرحهاى نهايى را براى تکثير آماده مىکردند. امروزه طراح گرافيک با مؤسسات و آتليهها همکارى دارند. آنها نه تنها تبليغات و آگهىها، بلکه مجلات و روزنامههايى را که اين آگهىها در آن چاپ مىشوند، طراحى مىکنند تا اواخر سدهٔ نوزدهم آثار گرافيکى بهصورت سياه و سفيد بر کاغذ چاپ مىشد. طى چندين سده، کارکردهاى اصلى گرافيک اندک تغييرى يافته است و هر طرح ممکن است به چند روش مورد استفاده قرار گيرد. نخستين کارکرد طراحى گرافيک معرفى يا شناسائى است گفتن اينکه يک چيز چيست؟ يا متعلق به کجاست؟ مانند علائم ساختماني، تابلو، برچسب روى بستهبندىها و ... کارکرد دوم که در اصطلاح حرفهاى ”طراحى اطلاعات“ شناخته مىشود، در زمينهٔ اطلاعرسانى و آموزش است و رابطهٔ يک چيز را با يک چيز ديگر از نظر جهت، موقعيت و مقياس مشخص مىسازد. مانند نقشه، نمودار. کارکرد سوم که متمايزتر از اين دو کارکرد است يعنى نمايش و تبليغ (پوستر و آگهي) که به قصد جلبتوجه مخاطب و ماندگار کردن پيام است. در قرن بيستم تبليغات و چاپ تجارى به هنر گرافيک يورش مىبرد اما آثار چاپى هنرى که به وسيلهٔ ماشينهاى دستى و به روشهاى کمابيش سنتى انجام مىگيرد، به زندگى خود ادامه مىدهد. هنرمندان تجسمى به ابداعات طرح و حروف مىپردازند. ليتوگرافي، حکاکى روى چوب و لينولئوم، تيزابکاري، سيلک اسکرين و سريگرافى و چاپهاى مخلوط همه امکاناتى هستند که نقاشان بکار مىبرند. طى دههٔ ۱۹۶۰، طراحى گرافيک بهعنوان شيوهاى براى حل مشکلات ارتباطى و اطلاعرسانى مطرح شد و به همين ترتيب در رسانههاى همگانى نيز بهعنوان مُد مطرح شد. چيزى که با سليقهٔ به روز بودن و حتى پيشرفت مرتبط بود. اما تغيير در سبک آن حاصل چندمين عامل مؤثر مانند پيشرفتهاى فناورى در حوزهٔ رسانه و نيز تحولات رايج در جامعه بود. و از آنجائىکه تنها هنر بصرى نبود و کلام نيز در آن نقش مؤثرى داشت مىتوانست مورد توجه کارشناسان و صاحبنظرانى که نسبت به اهميت اجتماعى ارتباطات آگاه شده بودند، قرار بگيرد. طراحى گرافيک طى دههٔ ۱۹۶۰ علاوه بر حوزههايى که پيش از آن در اختيار سنتهاى صنعتگرى بود، مانند طراحى روزنامه، به رسانهٔ جديد تلويزيون و ويدئو هم گسترش يافت. نقش طراحى گرافيک در خدمات عمومى و تبليغات فرهنگى نيز افزايش پيدا کرد. در دههٔ ۱۹۷۰، طراحى گرافيک به بخشى از تجارت پول بدل شد و عمدتاً از آن براى ارائه نوعى هويت بصرى قابل تشخيص براى شرکتها بهرهبردارى شد. تمام سازمانها و مؤسسات، هرچند کوچک، ضرورت استفاده از يک نوع نماد يا نشانه را حس کردند. بهتدريج طراحان جهت بازاريابى محصولات و خدمات و خلق تصاوير که بتواند يک محصول يا شرکت را مشخص سازد، به کار فرا خوانده شدند. با ظهور رايانههاى شخصي، طراح تقريباً کنترل کاملى بر تمامى مراحل پيش از چاپ پيدا کرد. طراحى گرافيک در برگيرندهٔ نوعى زبان است با دستور نامعين و با الفبايى پيوسته در حال گسترش. ما تنها زمانى يک اثر گرافيکى را بهدرستى درک مىکنيم که بتوانيم زبان آنرا بفهميم.
پاسخ : گرافیک اصلا چی هست؟ - گرافیک حرفه مورد نیاز امروز است که بخش بزرگی از ان را تبلیغا ت در بر می گیرد.گسترش روز افزون آموزش فنی و حرفه ای در کشور اسلامی ایران توسعه همه جانبه در تمامی رشته ها را طلب می کند.براین اساس در چند سال گذشته رشته گرافیک در بیشتر هنرستان ها ایجاد شده است . برنامه ریزی دوره ۵ ساله کاردانی رشته گرافیک ،متناسب با نیازهای واقعی این رشته به طوری برنامه ریزی شده که دانش آموختگان این دوره بتوانند پس از کسب مهارتهای لازم در مشاغل مربوط انجام وظیفه کنند. معرفی رشته گرافیک : هنرجویان در این رشته با طراحی ، تصویر سازی ، طراحی حروف ، صفحه آرایی ، ، طراحی انواع پوستر ، بروشور ، طراحی جلد کتاب و مجلات و نشریات ،چاپ فتو سیلک ،انواع چاپ دستی ،مصور کردن کتاب و مجلات وروزنامه ،استفاده از مداد رنگی ،گواش ،آبرنگ ، ظهور چاپ فیلم ،اصول عکاسی و ترکیبات رنگ ،روانشناسی رنگ و تاریخ هنر ایران و جهان و … آشنا خواهند شد. زمینه های شغلی و بازار کار: طراحی آگهی و تابلو های تبلیغاتی طراحی تیتراژ برنامه های تلویزیونی طراحی نشانه و تمبر و اسکناس طراحی تیزر (فیلم های تبلیغاتی ) طراحی جلد کتاب ،نوار وکاتالوگ تصویر گر ،صفحه آرا و طراح پوستر کار در عکاسی و آتلیه ها و .. هدف رشته ها: آموزشهای فنی و حرفه ای در کشور جمهوری اسلامی ایران به صورت یک دوره پیوسته ۵ ساله (۳+۲) طراحی شده است که دوره سه ساله آن در هنرستان فنی ، حرفه ای ودوره دو ساله کاردانی پیوسته در آموزشکده های فنی و حرفه ای اجرا می شود. - هدف کلی رشته در دوره سه ساله هنرستان ، تربیت نیروی انسانی متعهد و کارآمدی است که بتواند علاوه بر انجام وظایف شهروندی ، با استفاده از آموخته های خویش در مشاغل مربوط به«گرافیک»در سطح میانی تکنسین مشغول بکار می شود. __________________
پاسخ : گرافیک اصلا چی هست؟ - ارتباط بصرى در مفهوم وسيع آن تاريخ طولانى مدتى دارد. زمانى که انسان اوليه براى يافتن غذا به شکار مىرفت و جاى پاى حيوانى را بر روى گِل ميديد، در واقع نوعى نشانهٔ بصرى را مشاهده مى کرد. اثر گرافيکى مى تواند نشانه باشد، مانند حروف الفبا؛ يا يک نظام نشانهاى ديگر را شکل دهد؛ مانند علائم جادهاي. علائم گرافيکى در کنار هم تشکيل تصوير مىدهد. طراحى گرافيک در يک معنا حرفهٔ انتخاب يا ساخت علائم و آرايش آنها بر يک سطح براى انتقال يک ايده است. گرافيک هنرى است که ترسيم کردن و نگاشتن عناصر اصلى آنرا تشکيل مى دهند. طراحى گرافيک به مثابهٔ يک تخصص فقط از واسط سدهٔ بيستم مطرح شد. تا آن هنگام شرکتها و مؤسسات تبليغاتى توسط هنرمندان تجارى اداره ميشد. اين متخصصين عبارت بودند از: صفحه بند؛ حروفچين که عنوان و متن را با تمام جزئيات طرحريزى مى کرد؛ تصويرگران که هر نوع آثار ترسيمى از نمودارهاى فنى تا اسکيس هاى مُد را تهيه مى کردند؛ هنرمندانِ طراح حروف، روتوشکاران و ديگرانى که طرحهاى نهايى را براى تکثير آماده مى کردند. امروزه طراح گرافيک با مؤسسات و آتليه ها همکارى دارند. آنها نه تنها تبليغات و آگهى ها، بلکه مجلات و روزنامه هايى را که اين آگهى ها در آن چاپ مى شوند، طراحى مى کنند تا اواخر سدهٔ نوزدهم آثار گرافيکى به صورت سياه و سفيد بر کاغذ چاپ مىشد. طى چندين سده، کارکردهاى اصلى گرافيک اندک تغييرى يافته است و هر طرح ممکن است به چند روش مورد استفاده قرار گيرد. نخستين کارکرد طراحى گرافيک معرفى يا شناسائى است گفتن اينکه يک چيز چيست؟ يا متعلق به کجاست؟ مانند علائم ساختماني، تابلو، برچسب روى بسته بندى ها و ... کارکرد دوم که در اصطلاح حرفهاى ”طراحى اطلاعات“ شناخته مىشود، در زمينهٔ اطلاع رسانى و آموزش است و رابطهٔ يک چيز را با يک چيز ديگر از نظر جهت، موقعيت و مقياس مشخص مى سازد. مانند نقشه، نمودار. کارکرد سوم که متمايزتر از اين دو کارکرد است يعنى نمايش و تبليغ (پوستر و آگهي) که به قصد جلب توجه مخاطب و ماندگار کردن پيام است. در قرن بيستم تبليغات و چاپ تجارى به هنر گرافيک يورش مى برد اما آثار چاپى هنرى که به وسيلهٔ ماشينهاى دستى و به روشهاى کمابيش سنتى انجام مىگيرد، به زندگى خود ادامه مى دهد. هنرمندان تجسمى به ابداعات طرح و حروف مىپردازند. ليتوگرافي، حکاکى روى چوب و لينولئوم، تيزابکاري، سيلک اسکرين و سريگرافى و چاپهاى مخلوط همه امکاناتى هستند که نقاشان بکار مىبرند. طى دههٔ ۱۹۶۰، طراحى گرافيک به عنوان شيوهاى براى حل مشکلات ارتباطى و اطلاع رسانى مطرح شد و به همين ترتيب در رسانه هاى همگانى نيز به عنوان مُد مطرح شد. چيزى که با سليقهٔ به روز بودن و حتى پيشرفت مرتبط بود. اما تغيير در سبک آن حاصل چندمين عامل مؤثر مانند پيشرفتهاى فناورى در حوزهٔ رسانه و نيز تحولات رايج در جامعه بود. و از آنجائىکه تنها هنر بصرى نبود و کلام نيز در آن نقش مؤثرى داشت مى توانست مورد توجه کارشناسان و صاحب نظرانى که نسبت به اهميت اجتماعى ارتباطات آگاه شده بودند، قرار بگيرد. طراحى گرافيک طى دههٔ ۱۹۶۰ علاوه بر حوزه هايى که پيش از آن در اختيار سنت هاى صنعتگرى بود، مانند طراحى روزنامه، به رسانهٔ جديد تلويزيون و ويدئو هم گسترش يافت. نقش طراحى گرافيک در خدمات عمومى و تبليغات فرهنگى نيز افزايش پيدا کرد. در دههٔ ۱۹۷۰، طراحى گرافيک به بخشى از تجارت پول بدل شد و عمدتاً از آن براى ارائه نوعى هويت بصرى قابل تشخيص براى شرکتها بهره بردارى شد. تمام سازمانها و مؤسسات، هرچند کوچک، ضرورت استفاده از يک نوع نماد يا نشانه را حس کردند. به تدريج طراحان جهت بازاريابى محصولات و خدمات و خلق تصاوير که بتواند يک محصول يا شرکت را مشخص سازد، به کار فرا خوانده شدند. با ظهور رايانه هاى شخصي، طراح تقريباً کنترل کاملى بر تمامى مراحل پيش از چاپ پيدا کرد. طراحى گرافيک در برگيرندهٔ نوعى زبان است با دستور نامعين و با الفبايى پيوسته در حال گسترش. ما تنها زمانى يک اثر گرافيکى را به درستى درک مىکنيم که بتوانيم زبان آنرا بفهميم.
پاسخ : گرافیک اصلا چی هست؟ - هر پدیده ای در تول تاریخ بر اساس نیاز بشر ورفع قسمتی از خواسته های فیزیکی او شکل می گیرد و مراحل تکامل و تحول را روز به روز طی کرده و در قالبهای جدیدی خود را به منصه ظهور می رساند. شاید تا یک قرن پیش صحبت راجع به رشته ای تحت عنوان گرافیک بعید به نظر می رسید. اما می بینیم که امروزه چگونه این شاخه از شاخه های هنری جایگاه خود را در بین جوامع مستحکم کرده و به عنوان یکی ازپدیده های ضروری ومهم مطرح می گردد. واژه گرافیک از مصدر یونانی Grapheinبه معنای نوشتن گرفته شده است. ریشه آن در اصل به معنای (خراشیدن) (حک کردن) و(نقر کردن) است. در روشهای تکثیر قدیمی روی سنگ یا مس را با عملی شبیه خراش دادن منقش می کردند وپس از برگردانیدن آن روی کاغذ .تکثیر را انجام می دادند که به آن (طراحی خطی گرافیک) اطلاق می گردید. تعاریف گرافیک در منابع مختلف: گرافیک در فرهنگ معین: (به معنای نمودار ترسیمی با خطوط واشکال). در واژه نامه مصور هنرهای تجسمی در معنی Graphic Artsآمده: (انواع نقاشی و کنده کاری وبرجسته کاری برروی فلز و چوب وسنگ ومانند آنها برای چاپ که امروزه شامل طرح و ترسیم پوستر و نمودارهای خطی. آرمهای تجاری وصنعتی. تصاویر ونقوش روی جلد کتاب ونشریات وعلایم اقتصادی و راهنمایی استفاده می شود.) در فرهنگ اصطلاحات هنری: (مترادف هنر ترسیمی . تصویرسازی. نمودار یا طرح همراه با موضوعات چاپی). تعریف ریچارد هولیس در کتاب تاریخ طراحی گرافیک: گرافیک یک زبان است. نوعی زبان است با دستور زبانی نا معین و الفبایی پیوسته در حال گردش . قوانین نا مشخص گرافیک به آن معناست که فقط میتوان آن را مطالعه کرد نه آموخت. تعریف گرافیک از نظر استاد ممیز: خلاصه کردن یک عنصر تصویری تا جایی که پیام خود را از دست ندهد و قابل تکثیر باشد. اما آنچه که امروزه برای تعریف کردن گرافیک به کار می برند: گرافیک یعنی مهندسی تصویر یا نوشتار جهت ارتباط با مخاطبین برای رسیدن به هدفی واقعی وملموس . گرافیک خود در خدمت تبلیغات است و هنرهای دیگر را به خدمت می گیرد تا آثاری را برای تکثیر خلق کند. cafedexign.com
پاسخ : گرافیک اصلا چی هست؟ - هر پدیده ای در تول تاریخ بر اساس نیاز بشر ورفع قسمتی از خواسته های فیزیکی او شکل می گیرد و مراحل تکامل و تحول را روز به روز طی کرده و در قالبهای جدیدی خود را به منصه ظهور می یک نقاش از طریق نقاشی تمام احساسات خود را از طريق قلمو و رنگ بیان می کنه و در نتيجه امكان دارد كه پيام روشن و واضحي براي همه افراد نداشته باشد يعني يك نقاش عواطفش را بيان مي كند و كاري به اين ندارد كه مخاطبش منظورش را درك مي كند يا خير. به همين دليل در يك نمايشگاه نقاشي از يك تابلوي مشخص؛ افراد مختلف برداشت هاي متفاوتي دارند اما يك گرافيست موظف است پيام خود را به گونه اي بيان كند كه حتما مخاطبش منظورش را دريافت كند هنر گرافيك چون تكثير مي شود و با فنوني چون چاپ همدست شده و متعلق به همه مي شود مثل نقاشي شخصي و تك نيست و هيچگاه به عنوان تابلو در يك قاب تنها نمي ماند گرافيك از سري هنرهاي تجسمي است كه صد البته براي كساني كه آن را با نقاشي اشتباه ميگيرند (چون شايد براي شما هم اتفاق افتاده باشد كه وقتي به كسي ميگوييد رشته ام گرافيك است مي گويد پس چهره مرا نقاشي كن!!) بايد بگويـم گـرافيك در اصل ايده و تركيب بندي است كه اكثر اوقات بين نوشته و تـصوير اتفاق مي افتد و نقاشي بيشـتر تقليد طبيعت است كه ايده هاي گرافيست ها مي تواند بوسيله دسـت مثال يك نقاش اجرا شود كه خيلي از هنرمندان شـايد براي اجراي بهتر و شـايد به خاطر كسري وقت طراحي نهايي رابه شخص ديگري ميسپارند كه از نوع اول مي توان به بيلبوردهاي توي خيابان اشاره كرد و گروه دوم به آقاي {مميز} يكي از گرافيستهاي برتر ايران اشاره كرد و گاهي هم آن ايده توسط كامپيوتر و برنامه هاي پيشرفته اجرا مي گردد كه مطمئنا كار با دست از ارزش بالاتري بر خوردار استنقاش ايتاليايي مي گويد:•◦گرافيك كار مشكلي است چون با يك نقطه و يا يك خط بايد به اندازه يك كتاب سخن گفت و البته همه ي راز زيبايي گرافيك نيز در همين نكته نهفته است
پاسخ : گرافیک اصلا چی هست؟ - دانشنامه جهانی ويکي پديا : گرافيک حيطهاي از هنرهاي تجسمي است که داراي کاربردهاي متنوع و گستردهاي است. گرافيک يا به عبارت کاملتر طراحي گرافيک (Graphic design)، به کارگيري تکنيکهاي مختلف خلق آثار دوبعدي بر روي سطوح مختلف نظير کاغذ، ديوار، بوم، فلز، چوب، پارچه، پلاستيک، نمايشگر رايانه، سنگ و... است که در جهت رساندن پيامي خاص به بيننده انجام بپذيرد. دکتر سید محمد تقی رادمنش : گرافیک ایجاد ساده ترین شکل عناصر بصری برای انتقال مفاهیم به بیننده می باشد cafedexign.com
پاسخ : گرافیک اصلا چی هست؟ - گرافیک چیست حاظ فنی رنگها را به دو دسته تقسیم می کنیم: کروماتیک و آکروماتیک. اکروماتیک آنست که در اصطلاح عام بی رنگ خوانیم مثل سفید و سیاه و خاکستری چنانکه فیلمهای سفید و سیاه سینما را آکروماتیک را تکنی کالر خوانند. قبل از بحث از تحریک حسی لازمست ببینیم نظر گاه فیزیک و فیزیولوژی و روانشناسی از لحاظ دیدن با هم چه تفاوت دارد. دو دایره خاکستری رنگ در شکل اول این تفاوت را نشان می دهد آنچه چشم ما از سطح خاکستری می گیرد نور منعکس شده است. فیزیک دان اگر مقدار این نور را اندازه گیرد به ما خواهد گفت که در هر دو دایره مقدار نور منعکس شده یکسان است. اگر تنها عامل موثر دیدن عامل فیزیکی باشد پس باید هر دو دایره از لحاظ روشنی یکسان به نظر آیند اما چنین نیست زیرا دایره ای که در زمینه سیاه قرار گرفته است از دایره ای که در زمینه خاکستری قرار گرفته روشن تر بنظر می رسد. اما اگر توسط دو لوله یا از دو روزن که فقط دایره ها را نشان می دهد به آنها نگاه کنیم (بدون اینکه اطراف آنها دیده شود) خواهیم دید همانطور که فیزیک نشان می دهدروشنی هر دو دایره با هم برابر است. جنبه فیزیکی تحریک بینائی از هر سطحی مقدار نوریست که از آن منعکس می شود. جنبه فیزیولوژیک آن تاثیری است که این نور منعکس شده در چشم و مغز ما می کند تاثیر نور بسته به نوع چشمی است که آن را می گیرد و نیز بسته به اینست که آن چشم با تاریکی یا با روشنائی سازگار شده است چنانکه بعداً بتفضیل خواهیم دید. جنبه روانشناسی آن (آنچه دیده می شود) مبتنی بر جنبه فیزیکی و فیزیولوژیک است اما تنها آن نیست چنانکه در مقایسه دو دایره در شکل اول دیده می شود. نور منعکس که از روزنی دیده شود از لحاظ فنی نور روزنی خوانده می شود مثلاً اگر توسط لوله ای به آسمان با کتاب سرخ یا چیز دیگری نگاه کنیم، به صورتی که فقط رنگ آبی یا سرخ یا رنگ دیگری را ببینیم گوئیم رنگ مجرد (رنگ روزنی) را می بینیم بیشتر آنچه در باره رنگ خواهیم گفت منظور رنگی است که بدین ترتیب دیده شود. اما رنگهائی که در زندگی روزانه بر اشیا می بینیم رنگ سطحی خوانده می شود. چنانکه اشاره شد وقتی رنگ بدین صورت دیده شود تنها با عوامل فیزیکی و فیزیولوژیک نمی توان آنرا توجیه کرد بلکه عوامل دیگر نیز در آن دخالت می کنند. در سالهای اخیر روانشناسان و فیزیک دان ها دو کلمه را برای این دو موضوع اصطلاح کرده اند وقتی درخشانی می گویند منظور خاصیت رنگ سطحی است پس اگر به شکل اول باز گردیم خواهیم گفت در خشانی هر دو دایره در آن شکل یکیست اما از لحاظ روشنی اختلاف دارند. دو اصطلاح دیگر در توصیف رنگها بکار می رود: یکی از اینها لون است و منظور آن همان رنگ در زبان عادیست رنگ سرخ و آبی و سبز و زرد که از نور آفتاب به دست می آید لون خوانده می شود اصطلاح دیگری که از خواص رنگ است سیری (یا اشباع) است. منظور از درجه سیری یا اشباع رنگی این است که از لون بخوصوص چه مقدار در آن است مثلاً زرد کمرنگی که بسختی از سفید و خاکستری تشخیص داده می شود زرد غیر سیر (اشباع نشده) است و رنگ صورتی همان سرخ غیر سیر (اشباع نشده) است. اگر در گیلاس آبی کمی رنگ سرخ بریزید اول رنگ صورتی به خود می گیرد و همین که بر مقدار رنگ بیفزائید به صورت سرخ در می آید. منبع:طراحی گرافیک چیست؟ - پاتوق یو
پاسخ : گرافیک اصلا چی هست؟ - گرافیک به دو دسته سنتی و نوین تقسیم میشود و بین این دو چاپ وجود دارد، و منظور از چاپ انواع و اقسام چاپ است. گرافیك (قدیم) یا همان سنتی شامل خطاطی، نقاشی دو بعدی، كنده كاری می باشد كه بیشترین شکل آن در آرایش كتابهاست كه محصول كار نقاش، خوشنویس، تذهیب كار و جلدساز می باشد. و اما گرافیك (نوین) یا مدرن علاوه بر كتاب آرایی در قسمت تبلیغات تجارتی، اعلانات دیواری و مطبوعاتی و نشان ها (لوگوها) وغیره می باشد و حتی در سینما و تلویزیون هم كاربرد دارد. مثل عنوان بندی فلم و تصاویر متحرك طراحی شده. هنر گرافیك نوین با مسائل ارتباط محیطی نیز تداخل دارد، پس این هنر علاوه بر خط ورنگ، به عناصر بصری دیگری چون حجم و نور كمك میگیرد. هنر گرافیك یكباره ساخته نشده. این هنر دنباله رو بقیه هنرها مثل خط، نقاشی و… به اینجا رسیده است، پس برای ارزیابی كردن آن مجبوریم از ابتدای تاریخ مرحله به مرحله جلو بیاییم تا به اصل برسیم. هنر ابتدائی، هنری است كه توسط انسانهایی ایجاد شده كه هنوز با تمدن آشنا نشده اند. هنر ماقبل تاریخ: قدیمی ترین تصویر سازی كشف شده در غارهای جنوب فرانسه و شمال اسپانیا می باشد (30 هزار سال پیش) كه شامل گاو،گوزن، اسب و … است. هنر بدوی: شامل هنر سرخپوستان، اسكیموها وبرخی سیاهپوستان میباشد. پیكر انسان در هنر آفریقایی تجریدی (آبستره) میباشد، آثار آنان در زئیر و بوربا (ق 10 تا12 م) بدست آمده است و حكاكی روی سنگ برای سرخپوستان اهمیت زیادی داشته است، ولی با ورود اروپاییان به امریكا این هنر تحت تاثیر قرار گرفت و حالا هنر آنان را به دو دوره پیش از تاریخ و تاریخی تقسیم میكنند. از آثار دوره قبل از تاریخ میتوان به نقاشی شنی و از دوره تاریخی میتوان صورتكها را نام برد با بوجود آمدن تمدن در هفت هزار سال قبل از میلاد در خاورمیانه (بین النهرین) هنر تغییركرد، تمدنهای بین النهرین سومر، اكد، بابل و آشوریها بودند. از سومریها مجسمه های (تل اسمر) و (واركا) باقی مانده كه دارای چشمهای بزرگ هستند و هنر مند همه حالتها را كه ممكن است باعث مبهم شدن پیكرها شود از كار خود دور میكند. اكدیان هم هنری مثل سومریها داشتند، ولی در زمان حکومت بابلیها پادشاهی به نام حمورابی با نوشتن قوانینی بر لوحی كه در نقش برجسته پشت آن از خدای خورشید الهام گرفته یكی از مشهورترین پادشاهان بین النهرین شد. اما صومر ها معتقد به كار بودند، اعتقاد داشتند که كار با انسان متولد میشود ولی بعد از مرگ جسم به زندگی ادامه میدهد و در كارهایشان دو گیاه بومی «پاپیروس و لوتوس» زیاد دیده میشود، كه نشانه مصر علیا و مصر سفلی است. هنر هند كه حوالی شمال رود سند در هزاره سوم قبل از میلاد تشكیل شد در موهنجودارو تعدادی مهر سنگی به دست آمده كه با هنر بین النهرین پیوند دارد شیوا یكی از خدایان قدیم هند بوده كه در این آثار دیده میشود (همیشه هنر در طی دوره هایی تحت تاثیر مذهب بوده است) و بعد در هند دو آیین بودایی و برهمن بوجود آمد كه اولین نشانه سلطه بودا سر ستونی به شكل چهار شیر و چرخ است. بعد از این به هنر یونان باستان می رسیم چهارچوب هنری آنان طبیعت پردازی بوده است و تحت تاثیر هنر مصر و بین النهرین بودند. برای اولین بار در ظروف آنها بود كه پیكر انسان مورد مطالعه قرار گرفت و چیزی كه در كارشان مشهود است، این است كه آنها معتقد بودند كه قدرت ذهن انسان، او را از حیوانات برتر میكند. آغاز هنر سرزمین روم مردم ایتالیا ضمن آنكه در نخستین دوران حیات خویش از انوار تابان خورشید یونان روشنایی میگرفتند، خود نیز خصوصیات محكم و ریشه داری داشتند . هنر اتروسك (اتروپایی) و هنر رومی را مانند هر هنر دیگر باید همچون آمیزهای از تاثیرات بر خاسته از منابع بیرونی و عناصری از خود این سرزمین در نظر گرفت هنر رومی وارث بلافصل تمام فرهنگهای پیشین حوضه مدیترانه، از جهات بسیار تركیبی از هنرهای روزگار باستان بود و اساساً با كل هنر یونان تفاوت داشت. به همین دلیل در دوره بعد هنر روم نمادی از هنر روزگاران باستان به شمار میرفت از لحاظ تكامل سیاسی با تاریخ یونان در سده پنجم پیش از میلاد كه با آغاز عصر پریكلس انجامید در ایتالیا قرینه ای پیدا نكرد زیرا در اینجا كشاكشهای پایان پذیر و تلخ میان قبایل ایتالیك از یك طرف و قبایل ایتالیك و اتروسكها از طرف دیگر، فرهنگ این سرزمین را از رشد باز داشت. بلاخره روم بعد از سده چهارم انقلابی پدید آورد كه تا ابد در یادها خواهد ماند و امروزه نیز ملتهای جهان آن را احساس می كنند. از دجله و فرات گرفته تا مرزهای اسكاتلند قلمرو دولت واحدی بود كه زیر حاكمیت مقتدر و كار آمدش مردمانی متعلق به نژادهای گوناگون و با اعتقاد است و سنتهای مختلف به سر میبرد كه برتونها، گلها، اسپانیاییها، آلمانیها، افریقاییها، مصریها، یونانیها، سوریاییها و عربها فقط چند تایی از آنها بودند. نبوغ یونانی با تابش هر چه بیشتر در عرصه های هنر قلم فلسفه تاریخ و عقل و تخیل میدرخشد یادمانهای رومیان در عرصه هنر در سراسر دنیا تحت حكومیت رومیان پراكنده شده اند. هنر رومی با آنكه در آغاز تحت تاثیر هنر اتروسكها و هنر یونانی بوده، ویژگیها و صفات متمایز كننده خود را بدست آورد. منبع: هنردرگذر زمان (هلن گاردن) دایرة المعارف هنر (رویین پاكباز)