دکتر محمود بهزاد سال ۱۲۹۲ در رشت ديده به جهان گشود و در عصر روز پنجشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۶ در سن ۹۴ سالگی درگذشت. تحصيلات دوره ابتدايی و متوسطه را در رشت گذراند و جزء اولين ديپلمههای گيلان بود. سپس به دانشسرای عالی راه يافت و در سال۱۳۱۴ در رشته علوم طبيعی و تربيتی فارغ التحصيل شد. به دليل آشنايی کامل با زبان فرانسوی و مطالعات مداوم، کتاب «داروين چه مي گويد؟» را به سال ۱۳۲۲ تاليف و کتاب «راز وراثت» اثر ژان روستان را در سال ۱۳۲۳ ترجمه کرد. در سال ۱۳۲۴ با توجه به علاقهٔ زيادی که به زيست شيمی داشت، به موازات تدريس در دبيرستان البرز تهران در دانشکدهٔ داروسازی ثبت نام کرد و در سال ۱۳۲۸ با اخذ مدرک دکترای داروسازی، فعاليت خود را در تهيهٔ کتاب های درسی و کمی درسی متمرکز ساخت. استاد به سه زبان فرانسه، انگليسی و آلمانی آشنايی داشتند. در سال ۱۳۳۹ با ترجمهٔ کتاب «سرگذشت زمين» تاليف جورج گاموف وی برنده جايزه سلطنتی شد. ترجمهٔ کتاب «روانشناسی فيزيولوژيک» که در سال ۱۳۴۸ انتشار يافت، موجب شد برای تدريس روانشناسی فيزيولوژيک به دانشگاه تهران دعوت شود. از آن پس در دانشگاه تهران، دانشسرای عالی و مدرسه عالی دختران به تدريس زيست شناسی و روانشناسی فيزيولوژيک پرداخت. وي از سال ۱۳۳۹ به مدت ۱۵ سال در دبيرستان رازی علوم طبيعی را به زبان فرانسوی تدريس کرد. در سال ۱۳۴۱ مامور تاسيس سازمان کتاب های درسی شد و مدت دو سال رياست اين سازمان را به عهده داشت. با تلاش او همهٔ کتاب های درسی ايران (از دورهٔ ابتدايی تا پايان دورهٔ متوسطه) تدوين و تاليف شد و با رسم الخط واحدی به چاپ رسيد. در سال ۱۳۶۰ به زادگاه خود بازگشت و همکاری خود را با انجمن داروسازان گيلان آغاز کرد و با بيش از ۶۰ سال تدريس در زمينههای مختلف زيست شناسی، فيزيولوژی و ژنتيک به عنوان « پدر زيست شناسی نوين ايران» معروف شد. استاد دکتر بهزاد پرکارترين نويسنده و مترجم کتاب های علمی در ايران است. تعداد تاليف ها و ترجمه هاي او به ۹۸ جلد کتاب میرسد که ۶۳ کتاب را به تنهايی و ۳۵ کتاب ديگر را به ياری همکاران دانشمند خود تاليف و ترجمه کرده است. آثار او عموماً مورد استقبال و توجه دانش پژوهان، دانشجويان و دانش آموزان قرار گرفته و برخی از تاليف ها و ترجمههای وی همانند «داروينيسم و تکامل» اکنون به چاپ دهم رسيده است. تا روزهاي پاياني عمر نيز با همکاری انجمن داروسازان، مجلهٔ «حکمت» حاوی آخرين اطلاعات پزشکی و داروسازی را در رشت منتشر میکرد. دكتر بهزاد هشتم شهريور 1386 در رشت درگذشت. تاليفات • بيولوژی برای همه • آيا به راستی انسان زاده ميمون است؟ (چاپ ۴) • بدن من (چاپ ۲) • علوم سال سوم دبستان های کشور • علوم سال چهارم دبستان های کشور • نکاتي چند دربارهٔ ژنتيک (چاپ ۲) • نکاتی چند دربارهٔ فيزيولوژی عمومی • نکاتی چند دربارهٔ فيزيولوژی اعصاب و غدد داخلی (چاپ ۲) • نکاتی چند دربارهٔ زيست شناسی (چاپ ۲) • نکاتی چند دربارهٔ روانشناسی فيزيولوژيک • داروينيسم و تکامل (چاپ ۹) • گياه شناسی براي سال ششم طبيعی • علم (چاپ ۴) • روانشناسی حيوانی • تئوری تکامل و روانشناسی (چاپ ۲) • مغز آدمی از ديدگاه روانشناسی، جانورشناسی (در ۱۶ جلد) • قانون جنگل • ابعاد انسانی نوع آدمی • بيوتکنولوژی ترجمه • راز وراثت (چاپ ۲) • قرن داروين (چاپ ۲) • اسرار مغز آدمی (چاپ ۲) • تن آدم (چاپ ۲) • علم وراثت • رمز تکوين • اسرار بدن زندگی ما به چه موادی بسته است • حيات و انرژی • بيوگرافی پيش از تولد (چاپ ۲) • فقط يک تريليون • روانشناسی فيزيولوژيک (چاپ ۲) • جهان از چه ساخته شده است • سرگذشت زمين (چاپ ۴) • جهان چگونه آغاز شد • شناخت حيات • زندگی گياهی - سرچشمهٔ زندگی (چاپ ۲) • سرگذشت زيست شناسی • زيست شناسی BSCS محدوديت های رشد (چاپ ۲) • زمين در خطر (چاپ ۳) • تکامل (سری طلايی) • گياه شناسی (سری طلايی) • کانی های جهان (سری طلايی) • وراثت و طبيعت آدمی • پاولف • آيا به راستی مردان برتر از زنان اند؟ • جهان در سراشيبی سقوط • دانشنامهٔ عمومی (جهان جانداران) • شور هستی زندگی نامه داروين • راز تندرستی • آلرژی (زير چاپ) • آسم (زير چاپ) • درس نامه پزشكی پيشگيری و پزشكی اجتماعی ويرايش ۱۴ (ترجمه و ويرايش) • زمينه روانشناسی هيلگارد(ويرايش ۱۴)- آخرين كار ترجمهی دكتر بهزاد كه در ارديبهشت ۱۳۸۶ چاپ شد.
پاسخ : بزرگان زیست شناسی - چارلز داروین (بنیان گذار فرضیه تکامل) چارلز داروین در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ در خانواده پزشکی ثروتمند اهل شروزبری، شراپشایر، انگلستان دیده به جهان گشود. او پنجمین از شش فرزند خانواده بود. پدرش رابرت داروین و مادرش سوزانا وجوود هر دو از خانوادههای اصیل زاده انگلیسی و حامیان کلیسای توحیدی بودند. وقتی داروین هشت سال داشت مادرش درگذشت. یک سال بعد او را برای تحصیل به مدرسه شبانهروزی در شهر مجاور فرستادند. در ۱۸۲۵ پس از صرف یک سال کارآموزی در کنار پدرش برای تحصیل پزشکی به دانشگاه ادینبروگ رفت. اما خشونت عملیات جراحی باعث شد که از پزشکی بیزار شود و در عوض نزد یک برده سیاهپوست آزاد شده به نام جان ادمونستن به آموختن تاکسیدرمی مشغول شود. داروین شیفته داستانهایی بود که ادمونستن از جنگلهای بارانی آمریکای جنوبی برایش تعریف میکرد. یک سال بعد داروین یکی از اعضای فعال انجمن دانشجویی طبیعیدانان و شاگردی مستعد در مکتب رابرت ادموند گرانت، یکی از پیشگامان نظریه تکامل بود. وی همچنین در کلاسهای تاریخ طبیعی رابرت جیمسون در زمینه جغرافیای چینهشناختی شرکت میکرد و طریقه طبقهبندی گیاهان را در موزه بزرگ دانشگاه ادینبورو میآموخت. در سال ۱۸۲۷ پدر ناخشنود از این که پسر جوانش به پزشکی علاقهای نشان نمیدهد، نام او را در کالج کریست دانشگاه کیمبریج نوشت تا در کسوت روحانیت در آید. این تصمیم عاقلانهای برای داروین جوان بود چرا که در آن زمان کشیشهای کلیسای انگلستان درآمد خوبی داشتند و بسیاری از طبیعیدانان خود روحانی بودند. پس از دانشآموختگی، داروین و همکلاسیهایش تصمیم گرفتند که برای مطالعه تاریخ طبیعی مناطق گرمسیر به جزایر مادئیرا سفرکنند ولی بنا به دلایلی سفر آنها لغو شد. بعد از لغو سفر داروین نامه ای دریافت کرد که نیروی دریایی به دنبال یک طبیعیدان میگشت که ناخدا رابرت فیتزروی را در یک سفر اکتشافی به آمریکای جنوبی همراهی کند و هنسلو داروین را پیشنهاد کرده بود. این سفر فرصتی گرانبها بود برای داروین تا علایقش را به عنوان طبیعیدان دنبال کند. سفر با کشتی بیگل پنج سال به طول انجامید. داروین بیشتر این مدت را صرف پویشهای زمینشناختی، بررسی سنگوارهها و مطالعه بر روی ارگانیسمهای زنده کرد. او از موجودات زنده آمریکای جنوبی هزاران نمونه گرد آورد که بسیاری از آنها تا آن زمان برای دانشمندان غربی ناشناخته بودند. همه اینها به علاوه یادداشتهای مفصلی که داروین از مشاهدات خود تهیه کرده بود، در نظریهپردازیهای آینده او بسیار به کار آمدند. در تمام طول سفر، داروین همواره از حمایتهای استاد سابقش برخوردار بود. هنسلو ترتیب چاپ نوشتههای داروین را میداد و سنگوارههای جمعآوری شده را در اختیار طبیعیدانان معتبر میگذاشت؛ بطوریکه وقتی در دوم اکتبر ۱۸۳۶ بیگل به بریتانیا بازگشت، داروین در جمع دانشمندان شهرتی پیدا کرده بود. او پس از دیداری از خانه و ملاقات با پدر به لندن رفت و گروهی از بهترین طبیعیدانان را گرد آورد تا بر روی نمونههای گیاهی، جانوری و زمینشناختی جمعآوری شده مطالعه کنند. هنسلو داروین را به ریچارد اوون زیستشناس معروف معرفی کرد. وقتی اوون در کالج پادشاهی جراحان بر روی مجموعه سنگوارههای داروین کار کرد با کمال شگفتی متوجه شد که آن متعلق به گونههایی از جوندگان غولپیکر و تنبلهاست که نسلشان منقرض شده است. این کشف بیش ازپیش بر اعتبار داروین افزود. در ۱۷ فوریه ۱۸۳۷ لایل سخنرانی خود در مقام رئیس انجمن زمینشناسی را به یافتههای ریچارد اوون درباره مجموعه سنگوارههای داروین اختصاص داد با این مضمون که گونههای منقرض شده با گونههای فعلی همان منطقه در ارتباطند. در همان جلسه داروین به عنوان عضو شورای انجمن زمینشناسی برگزیده شد. نگارش کتابی درباره زمینشناسی آمریکای جنوبی و تألیف کتاب چند جلدی «جانورشناسی کشتی بیگل» از جمله دیگر پروژههایی بود که داروین در آن مشارکت کرد. فعالیتهای علمی شدید داروین تا اواسط ۱۸۳۷ ادامه یافت. در این زمان او به توصیه پزشکان از فشار کار کم و برای استراحت در ییلاق اقامت کرد. این مرخصی یک ساله فرصت مناسبی برای وی بود تا بیش از پیش روی موضوع مورد علاقهاش یعنی تحقیق در مورد نظریه تکامل متمرکز شود. داروین ابتدا به هیچوجه در پی به چالش کشیدن فرضیه ثبات انواع نبود ولی ادامه تحقیقات سؤالات بیپاسخ زیادی پیش پایش میگذاشت. یک سال پیش از شروع سفر، کتاب جنجالبرانگیزی از چارلز لایل منتشر شده بود به نام اصول زمینشناسی که داروین نسخهای از آن را همراه خود داشت. نویسنده در این کتاب مدعی شده بود که سطح زمین بر اثر فرآیندهای تدریجی تغییر میکند و دگرگونی پوسته زمین جریانی یکنواخت در طبیعت در طول تاریخ این کره است. وی توضیح میدهد که هر نوع موجود زنده ابتدا در مرکزی رشد میکند و از آن نقطه پخش شده است و نشان داد که مدتی دوام آورده تا تدریجا از بین رفته و جای خود را به انواع دیگر داده است و آن را اصل مراکز آفرینش مینامد. از این رو او نتیجه گرفت که پیدایش انواع جدید جریانی پیوسته و یکنواخت در طول تاریخ زمین است. این نظریات که کاملاًً بر خلاف باورهای رایج زمانه بود، سر و صدای زیادی در محافل علمی برانگیخت. داروین با بررسی لایههای سنگی و سنگوارهها در نقاط مختلف شواهد زیادی در تأیید نظریات لایل یافت. در جزایر گالاپاگوس او فسیلهایی بسیار نزدیک ولی نه کاملاً همانند با اشکال زنده پیدا کرد. وی مشاهده کرد که لاکپشتهای ساکن در هر جزیره اندکی با لاکپشتهای جزیره مجاور متفاوتند و سهرههای جزیرههای مختلف تفاوت کمی با یکدیگر دارند. از نظر داروین بهترین توضیح آن بود که انواع تغییر میکنند و اعضای هر گونه نیای مشترکی دارند. چهل سال پیش از او دانشمندی به نام تامس مالتوس در مقالهای مدعی شده بود که سرعت رشد جمعیت آدمیان بیش از میزان تولید غذاست و چنانچه جمعیت بشر به طریقی کنترل نشود، با گذشت چند دهه غذای کافی برای همگان وجود نخواهد داشت و آدمی مجبور است برای به دست آوردن آن مبارزه کند. داروین دریافت که آموزههای مالتوس نظریات او را تکمیل میکند. او نتیجه گرفت که پس از ایجاد تغییر در موجودات زنده، انواعی که با محیط طبیعی ناسازگار گشتهاند حذف میشوند و انواعی که تغییراتشان آنها را محیط طبیعی سازگارتر کرده است، جای آنها را میگیرند. داروین این پدیده را انتخاب طبیعی نامید. از سال ۱۸۳۶ تا ۱۸۵۸ داروین مخفیانه و در اوقات فراغت روی نظریه انقلابیش کار میکرد. او دیگر به وجود تکامل در موجودات زنده یقین پیدا کرده بود ولی از آن بیم داشت که با علنی کردن آن از سوی گروههای تندرو به کفرگویی متهم شود. او که میدانست با مطرح شدن نظریهاش چه جنجالی د رجامعه و محافل علمی بر پا میشود، کوشید با انجام دادن آزمایشهای فراوان روی گیاهان و جانوران و استفاده از تجربیات پرورشدهندگان کبوتر و خوک شواهد کافی و علمی برای نظریهاش فراهم آورد. پژوهشهای داروین به آرامی پیش میرفت. در سال ۱۸۴۲ مقاله خلاصهای از نظریهاش تألیف کرد و در سال ۱۸۴۴ رسالهای ۲۴۰ صفحهای درباره انتخاب طبیعی نوشت. با وجود اصرار دوستان، وی همچنان در انتشار گسترده نظریاتش مردد بود و نتایج تحقیقات خود را فقط با برخی همکاران نزدیکش همچون چارلز لایل و جوزف هوکر در میان میگذاشت؛ اما دریافت نامهای در ژوئن ۱۸۵۸ داروین را واداشت تا تردیدهایش را کنار بگذارد. نویسنده نامه زیستشناس جوانی بود به نام آلفرد راسل والاس که در بورنئو کار میکرد. او نیز درباره تکامل به همان اندیشههای داروین رسیده بود. داروین ظرف دو هفته مقالهای تهیه کرد و همراه با مقاله والاس به انجمن علمی لینیان فرستاد. دوستانش ترتیبی دادند که هر دو مقاله با هم عرضه شود اما همراه با مدارکی که حق تقدم داروین را ثابت کند. داروین که ارادهاش بر اثر آگاهی از وجود رقابت برانگیخته شده بود پس از ارائه مقاله شروع به نوشتن کتابی کرد با عنوان «پیرامون اصل انواع به وسیله انتخاب طبیعی یا بقای نژادهای مساعد در مبارزه برای زندگی». در این کتاب که بعدها به عنوان «اصل انواع» مشهور شد،وی کوشید نظریه تکامل به وسیله انتخاب طبیعی را توضیح دهد و مدارک علمی برای آن ارائه کند.
پاسخ : بزرگان زیست شناسی - گریگور مندل(پدر علم ژنتیک) گريگوري مندل كه او را پدر ژنتيك مي دانند در روستاي برنو كه اكنون جزوي از كشور چك است در خانواده اي تنگ دست و آلماني زبان متولد شد. پدر مندل، يك کشاورز بود كه حداقل سه روز در هفته براي مالك زمين در شرايطي بسيار سخت و طاقت فرسا كار مي كرد تا بالاخره روزي مالك یک زمين زراعي شد. مندل هم به پرورش درختان ميوه علاقه زيادي داشت و باغ ميوه كوچك خود را با پيوندهايي بهبود مي بخشيد كه كشيش شهر، پدر «شريبر»، در اختيارش مي گذاشت. يوهان جوان كه پس از راهب شدن گرگور مندل نام گرفت، در اين كار به پدرش كمك مي كرد. و به تدریج با باغباني و پرورش گل آشنا شد. پدر شريبر در مدرسه دهكده تدريس مي كرد. كودكان در آن مدرسه نه تنها خواندن و نوشتن مي آموختند، بلكه با تاريخ طبيعي و علوم نيز آشنا مي شدند. مندل هم که شاگرد ممتازي بود ، درس را در همان مدرسه شرع کرد. پدر مندل که مرد فقیری بود ، با وجود امكانات بسيار اندك، هر آنچه در توان داشت، به كار گرفت تا پسرش آينده بهتري داشته باشد. یوهان، تحصيلات ابتدايي را با موفقيت پشت سر گذاشت و براي رفتن به دبيرستان آماده شد. هر چند که رفتن به دبیرستان برای خانواده یوهان بسیار سخت بود و والدين او نمي توانستند از نظر مالي كمك زيادي به او بكنند. به همین دلیل هم ، يوهان مجبور بود براي تأمين نيازهاي مالي خود كار كند. با وجود اين، او با موفقيت به تحصيل ادامه داد تا اين كه در شانزده سالگي پدر مندل در يك تصادف به شدت صدمه ديد و مجبور شد كار در مزرعه را رها كند. به اين ترتيب، يوهان بايد كليه مخارج تحصيل خود را به تنهايي فراهم مي كرد. او به خاطر كار زياد و سوء تغذيه، مريض شد. با وجود اين، دبيرستان را با موفقيت به پايان رساند و خود را براي رفتن به دانشگاه آماده كرد. از آن جا كه يوهان سرگرم تحصيل بود و نمي توانست در كار مزرعه به پدر كمك كند، آنتوان مندل ، پدر یوهان تصميم گرفت سرپرستي مزرعه را به دامادش واگذار كند. داماد نيز متعهد شد كه هنگام ورود يوهان به صومعه، مبلغی را به او بپردازد. تقريباً بلافاصله پس از اين كه قرارداد امضا شد، خواهر مندل سهم جهيزيه اش را به برادرش داد تا تحصيلات خود را تكميل كند. و در انتهاي آن سال، تمام بودجه خانواده به اتمام رسيد. در چنان شرايطي، تنها اميد خانواده، كشيش شدن يوهان بود! مندل اميدوار بود به عنوان كشيش، شغلي همچون معلمي در مدرسه پيدا كند و در اوقات فراغت به مطالعات علمي بپردازد. مندل در صومعه اي مشغول فعاليت شد كه داراي يك زيست شناس، يك ستاره شناس، يك فيلسوف و يك آهنگساز بود. طبق يك حكم سلطنتي، آنان مسئوليت تدريس مسائل ديني، فلسفي و رياضيات را بر عهده داشتند. در واقع صومعه بک دانشگاه کوچک بود. این دانشگاه کوچک براي تكميل گروه كوچك استادانش به شاگرد جواني نياز داشت كه مايل به پيوستن به صومعه باشد. ازاين رو، مندل به توصيه استاد فيزيكش كه مندل را در رشته فيزيك بهترين مي دانست، به صومعه پيوست. چند سال بعد، مندل در يكي از يادداشتهايش چنين نوشت: «اين قدم، تغييري اساسي در زندگي ام به وجود آورد. احساس مي كنم به نقطه اي از زندگي رسيده ام كه ديگر به مبارزه تلخ براي زنده ماندن نيازي ندارم.» او ديگر نگران به دست آوردن لقمه ناني نبود و سرانجام مي توانست از نظر مالي به خانواده اش كمك كند و بخشش سخاوتمندانه خواهرش را با تأمين مخارج تحصيل پسرانش جبران نمايد. مندل به عنوان كشيش ناحيه و كشيش بيمارستان به كار مشغول شد. اما كار در بيمارستان براي مندل مناسب نبود و مجاورت با انواع بيماريها او را بيمار كرد. به همين جهت، او براي تدريس به يكي از دبيرستان هاي ناحيه اعزام شد. اين شغل براي مندل بسيار مناسب بود. او رياضيات و ادبيات روم و يونان باستان تدريس مي كرد و بين دانش آموزان و اعضاي دبيرستان، شهرت و محبوبيت زيادي داشت. مندل با كمك هاي صومعه توانست در دانشگاه وين تحصيل كند. او در كلاس هاي فيزيك تجربي آموخت كه چگونه مي توان به كمك مشاهده و تجربه، فرضيه ها را آزمايش كرد و به قوانين عمومي دست يافت. او به مطالعه آمار و احتمالات پرداخت و با نظريه اتمي در شيمي آشنا شد. همچنين در كلاس هاي زيست شناسي و فيزيولوژي گياهي شركت كرد تا دانش خود را در اين زمينه تكميل كند. در زمان مندل نظريه توارث آميخته نظريه ای ببود افراد آن را پذبرفه بودند بر این اساس ، صفات فرزندان هميشه حد واسطي از صفات والدين است و طبق نظر لامارك محيط بر وراثت تاثير مي گذارد و ممكن است باعث تغيير صفات منتقل شده از والدين به فرزندان شود. مندل هم که مطالعاتی در این مورد انجام داده بود بر روی اصول وراثت کار کرد و در نهایت نظریه لامارک را را رد كرد. مندل در سال ۱۸۵۶، مطالعات معروفش را روي گياه نخود فرنگي آغاز كرد و پس از هفت سال موفق به كشف اصول اوليه وراثت شد. تمام فضايي كه او براي انجام آزمايشاتش در اختيار داشت، قطعه كوچكي از باغ صومعه بود كه ۳۵ متر طول و هفت متر عرض داشت. او با اين كه به طور تمام وقت تدريس مي كرد، هر گاه فرصتي مي يافت، به كار و آزمايش در باغچه اش مي پرداخت. نتايج آزمايش هاي او در سال ۱۸۶۵ منتشر شد. مندل گیاه نخود را انتخاب کرد و از طریق دگر لقاحی در نخود سعی کرد که نخود هایی با صفات متقابل را با یکدگر آمیزش دهد و گیاهانی با صفات جدید را به وجود آورد. هر چند که هیچ گاه گیاهی با صفات جدید به وجود نیامد ، اما آزمایشات او به شناسایی اصول مهمی از وراثت ختم شد. آزمايشگاه مندل همان باغچه کلیسا بود و او آزمایشات خود را از سال ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۳ بر روي گياه نخود انجام داد و با کمک دانش ریاضی احتمالات موفق شد نسبت های بیان صفات که به دو دسته غالب و مغلوب تقسیم بندی کرده بود را کشف کند که بعدها به قوانين وراثت مندل معروف شد. از آنجا که در آن زمان بسیاری از افراد با نفوذ همچنان نظریات داروین و لامارک را صحیح می پنداشتند حاضر به پذیرش نظریات او نشدند. و مندل در حالی که هنوز نتایج آزمایشات او در محفل علمی معتبری مطرح نشده بود درگذشت و این در حالی بود که حتی گروهی از فلاسفه علم اعتقاد داشتند که مندل به صورت غیر آگاهانه به نتایجی دست پیدا کرده و حتی میخواستند لقبی را که بعداً به عنوان پدر علم ژنتیک برای او انتخواب کردند را منکر شوند. مندل تا سال ۱۹۰۰ همچنان ناشناخته ماند تا این که در این سالها سه دانشجو به صورت جداگانه کارهای مندل را دنبال کردند و قوانین او را به تأیید رساندند. مندل قوانين حقيقي وراثت را كشف كرد، اما محيط فرهنگي اش مانع از آن شد كه ارزش كارهايش شناخته شود. كشف مجدد قوانين مندل تنها هنگامي ممكن شد كه سلسله اي از تهاجم هاي غيرمستقيم علمي تصورات قديمي را از اعتبار ساقط كرد. پژوهش های مندل بر روی حدود ۲۸۰۰۰ بوته نخود و در مدت ۷ سال دنبال شد.
پاسخ : بزرگان زیست شناسی - دکتر محمدرضا نوری دلوئی / دکترای تخصصی ژنتيک ملکولی پزشکی Click here to view the original image of 800x1203px and 383KB. دكتر محمدرضا نوري دلويي استاد پايه 29 دانشگاه علوم پزشكي تهران، در بيستم بهمن سال 1328 در يكي از روستاهاي گناباد به نام «دلويي» و در خانواده ي كشاورز چشم به جهان گشود. دوران دبستان را همانجا و در دبستان شيباني سپري كرد. در دوران تحصيل همواره با كسب رتبه ي نخست، دانش آموزي ممتاز بود. نامبرده در كنار درس به فعاليتهاي ديگري هم پرداخت؛ از جمله پيوسته به مرحوم پدرش در كارهاي كشاورزي و دامداري كمك ميكرد و همواره سعي داشت روي پاي خود بايستد. براي نمونه در دوران تحصيل (دبستان و دبيرستان) به برخي از همكلاسيهاي خود درس ميداد كه هم برايش يك سرگرمي علمي جدي بود و هم گاه گاهي دستمزد بسيار مختصري دريافت ميكرد و تشويق نيز ميشد. اين روند در ادامهي تحصيلات دانشگاهي (در داخل و خارج) نيز ادامه داشت. او از همان آغاز كودكي، در ميدان عمل ميآموخت كه رنجي بايد برد تا به گنجي دست يافت؛ دكتر نوري دلويي تحصيلات ابتدايي را در دبستان شيباني واقع در روستاي دلويي در سال 1341 بهپايان رساند و در سال 1347 ديپلم خود را در رشته ي طبيعي با كسب رتبه نخست (از دبيرستان ناصرخسرو گناباد) اخذ كرد. سپس به دانشكده علوم دانشگاه تهران در مقطع ليسانس زيستشناسي وارد شد. در آن زمان براي او فرصتهاي ديگري هم در رشته هايي كه جاذبه ي بيش تري داشت، موجود بود؛ اما علاقه به پژوهش در مسايل زيستشناسي و به ويژه ژنتيك، موجب شد تا به اين رشته بپردازد. پس از اخذ مدرك ليسانس، با اخذ رتبه ي نخست كنكور فوقليسانس شاخه ي راديوبيولوژي و ژنتيك، وارد آي.بي.بي. (مركز تحقيقات بيوفيزيك و بيوشيمي) دانشگاه تهران شد. مركزي كه در آن زمان تازه تأسيس شده بود و از جايگاه بسيار بالايي در علوم سلولي و مولكولي روز برخوردار بود. پس از حدود سه سال تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد و كسب رتبه ي نخست، با استفاده از بورسي كه به وي تعلق مي گرفت، براي ادامه ي تحصيل به خارج از كشور رفت. دكتر نوري دلويي در همان سال نخست تحصيل در رشتهي زيستشناسي، با پيگيري هاي دشوار چندين ساله و پيوسته خود سرانجام در سال 1351، مسؤولان وقت گروه زيست شناسي و دانشكده ي علوم دانشگاه تهران را متقاعد كرد كه پژوهش روي زعفران ايراني به دليل ارزش اقتصادي چشمگير، آغاز شود. بدين منظور نام برده در چندين نوبت بنه هاي زعفران مزروعي را از زادگاه خود گناباد (به ويژه روستاي دلويي) در فصل مناسب به تهران انتقال داد و به كمك مستقيم مرحوم پدر خود در مزرعه ي 78 هكتاري دانشكده ي علوم دانشگاه تهران (واقع در كرج)، قم، پرديس اصلي دانشگاه تهران و گلخانه هاي پژوهشي در محل آي.بي.بي. دانشگاه تهران كه در حال تأسيس بود، كاشت و خود سرانجام در سال 1354، نخستين پايان نامه ي پژوهشي كارشناسي ارشد را با عنوان «مطالعه ي سيتولوژيكي زعفران (Crocus sativus L.) و بررسي امكان كاشت آن در مناطقي غير از جنوب خراسان» را با موفقيت چشمگير گذراند. دكتر نوري دلويي در اين پژوهش به دستاوردهاي متعددي نايل آمد كه گوناگونيهاي كمياب در زعفران ايراني، ميزان باروري دانه هاي گرده و به ويژه عدد كروموزومي زعفران مزروعي ايران (24 = n3) را براي نخستين بار گزارش كرد. با استقرار اين زيرساخت ها، امكان و بستر مناسبي براي انجام شمار وسيعي از پژوهشهاي ارزشمند و پيوسته بعدي از جمله ده ها پايان نامه ي كارشناسي ارشد و دكترا فراهم آمد كه همچنان با رشدي شتابان و در سطح چندين دانشگاه و مركز پژوهشي ادامه دارد. دكتر نوري دلويي در سال 1354 از ميان بيش از 20 مركز دانشگاهي در اروپا و امريكا كه به نامبرده پذيرش داده بودند، به دانشگاه ايالتي ميشيگان امريكا رفت و حدود شش سال بهشكل تمام وقت به تحصيل پرداخت و در تيرماه 1360 با دريافت دكتراي تخصصي در رشته ي ژنتيك مولكولي پزشكي، به كشور بازگشت. بدين ترتيب او از پيش گامان دانش و فن مهندسي ژنتيك و نخستين فردي است كه پس از تولد اين دانش و فن و بهره گيري وسيع از آن در زمينه ي ژنتيك مولكولي پزشكي، براي ايفاي وظيفه ي تاريخي خود، با چشم پوشي آگاهانه از همه پيشنهادهاي فوق العاده جذاب علمي و دانشگاهي از سوي دانشگاه هاي معتبر آن ديار، عاشقانه وارد كشور شد. او به حدي در آمدن به كشور شتاب داشت كه بي تابانه پس از دفاع موفقيت آميز خود از پايان نامه ي دكتري، همان روز امريكا را ترك كرد، به نحوي كه مدرك تحصيلي اش را چند ماه بعد يكي از دوستانش با خود به ايران آورد. وي از زمان بازگشت به كشور در تابستان 1360 تا كنون، با استفاده ي وسيع و پيوسته از فنون روزآمد مهندسي ژنتيك و ژنتيك مولكولي در بيماري هاي بسيار مهم ارثي و سرطان از جنبه هاي نظري و عملي توفيق انجام پژوهشهاي گسترده داشته است و نيز در دوره هاي متعدد پيشرفته ي تخصصي و در مراكز پيشرفته ي علمي جهان شركت فعال داشته است و تخصص هاي تكميلي وي بيماري هاي ارثي، مهندسي ژنتيك و سرطان است. دكتر نوري دلويي از سال 1360 تا به امروز توفيق تأسيس و انجام فعاليت هاي گسترده و فراوان علمي و پژوهشي را يافته و بيش از 68 مسؤوليت عموماً دانشگاهي و علمي، آموزشي، پژوهشي و فرهنگي داشته است كه به برخي اشاره مي شود: دكتر نوري دلويي خوشبختانه تقريباً هم زمان با تولد دانش و فن مهندسي ژنتيك در جهان، وارد دانشگاه ايالتي ميشيگان شد و همراه با آموزش گسترده، با استفاده از روشهاي قدرتمند مهندسي ژنتيك، پژوهشهاي وسيع و عميقي را به ويژه در زمينه ي مكانيسم هاي مولكولي پيدايش سرطان انجام داد كه به دستاوردها و كشفيات بسيار مهمي منجر شده و بخشي از آن در مجله ي Nature به چاپ رسيد. علاقه ي فراوان به اين پژوهشها و عشق خدمت به مردم، اين پرسش را براي وي پيش آورد كه چرا ما در ايران چنين كارهايي نكنيم؟ دكتر نوري دلويي در سال 1360 و همزمان با ورود به كشور، اين ايده را در ايران به طور جدي و پيوسته، طرح و پيگيري كرد؛ كه چاپ ده ها مقاله ي علمي در نشريات، جرايد و روزنامه ها؛ ايراد سخنراني هاي علمي ـ و عموماً با هزينه شخصي ـ در بسياري از دانشگاه هاي كشور؛ و ده ها مصاحبه، گفتوگو، نقد و نظر در رسانه هاي جمعي مانند صدا و سيما از آن جمله است. شش سال پيگيري فوق العاده دشوار، تنها، اما خستگي ناپذير، بي وقفه و عاشقانه گذشت. از موارد بسيار كمياب كه بگذريم، در همه اين مدت پيشنهاد و پيگيريهاي همهجانبهي وي، متأسفانه از سوي بسياري از مسؤولان مربوط مورد استقبال قرار نميگرفت. وي سرانجام با استعانت خداوند سبحان و حمايت هاي بي دريغ و پيوسته ي جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي نخست وزير فرهيخته و هم چنين وزير محترم فرهنگ و آموزش عالي وقتِ ميهن اسلامي ، در سال 1366 توفيق يافت مركز ملي تحقيقات مهندسي ژنتيك و تكنولوژي زيستي (پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيك و فن آوري زيستي) را تأسيس كند؛ مركزي كه انديشه ي نخستين آن در سال 1355 و در كشور امريكا در ذهن او شكل گرفت و در پي تأسيس آن، اين رؤياي شيرين و دلچسب ديرين به واقعيت پيوست. دكتر نوري دلويي تا بهمن ماه 1372 مسؤوليت اداره ي اين مركز را نيز برعهده داشت. وي در همان اوايل تأسيس مركز، بيش از 24 نفر را به عنوان بورسيه هاي مركز در مقطع Ph.D به كشورهايي مانند كانادا، ژاپن، بلژيك، سوئد استراليا و انگليس اعزام كرد تا هسته هاي اوليه ي پژوهشگران و متخصصان واجد شرايط مركز فراهم آيد. وي هم زمان با همكاري چند مؤسسه ي پژوهشي و آموزشي كشور (مانند انستيتو پاستور ايران، سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي كشور، انستيتو رازي، سازمان انتقال خون ايران و دانشكدهي بهداشت دانشگاه علوم پزشكي تهران)، دوره ي دكتراي فراورده هاي بيولوژيك را در كشور تأسيس كرد تا از اين طريق نيز بخشي از نيروهاي ضروري و مورد نياز كشور تربيت شود. در اين رشته ـ در انستيتو پاستور ايران ـ تاكنون 12 دوره برگزار شده است و جمعاً 85 دانشجو پذيرفته شده است، كه تا به امروز بيش از65 تن مدرك دكترا (Ph.D) دريافت كردهاند كه عموماً با موفقيتهاي قابل توجه در دانشگاهها و مراكز پژوهشي كشور به فعاليتهاي ارزشمند پژوهشي و آموزشي مشغول هستند. در سالهاي نخست تأسيس دانشگاه تربيت مدرس در سال 1363، دكتر نوري دلويي و در كنار تني چند از مؤسسان آن دانشگاه، خستگينشناس فعاليتي را در آن جا نيز آغاز كرد؛ از جمله با تأسيس گروه ژنتيك در دانشكدهي علوم پايه آن دانشگاه، شرايط براي تربيت نيروهاي كارشناس مفيد در رشته ي راهبردي ژنتيك را فراهم آورد. نام برده ده ها دانشجوي كارشناسي ارشد در رشته ي ژنتيك تربيت كرد كه بسياري از آن ها پس از دريافت درجه دكترا از داخل و به ويژه خارج از كشور و كسب موفقيت هاي چشمگير، هم اينك در دانشگاه ها و مراكز پژوهشي كشور به فعاليت مشغول هستند. ايشان براي حدود 14 سال مديريت اين گروه را نيز برعهده داشت. نام برده در سال 63 با كمك وزارت آموزش و پرورش، براي نخستين بار در كشور، تأسيس و انتشار مجله يي به نام «رشد آموزش زيست شناسي» را آغاز كرد و بيش از 13 سال سردبيري آن را نيز برعهده داشت. در كنار ديگر فعاليتهاي ملي هدفدارِ علمي فرهنگي و رسانهيي مانند سخنراني علمي و انتشار پيوستهي مقاله از سوي دكتر نوري دلويي، تأسيس اين فصلنامه بهنوبهي خود فرصت طلايي و مغتنمي را براي معرفي و تبليغ برنامهريزيشده و در واقع كاشتن بذرهاي توسعه و اعتلاي علمي در علوم زيستي كشور براي دكتر نوريدلويي فراهم آورد تا بهويژه تازههاي علوم سلولي و مولكولي به دبيران زيستشناسي، دانشآموزان، دانشجويان، مديران علمي فرهنگي و ديگر علاقهمندان ارجمند در سطح كشور معرفي شود. در اين نشريه، افزون بر انتشار پيوستهي دغدغهها و ديدگاههاي علمي، آموزشي، ترويجي، فرهنگي و اجتماعي دكتر نوريدلويي در ستونهاي ثابت آن مانند سرمقاله و پاسخ به نامهها و نوشتهها؛ نام برده عاشقانه و با يك برنامهريزي زمانبندي شده، كارشناسانه و هدفمند، و به دليل نبود متخصص ديگر در اين قلمرو و در آن ايام، يكتنه به چاپ پيوستهي دهها مقالهي راهبردي زيستشناسيِ نوين ـ در خلال بيش از 15 سال ـ بهويژه در قلمروهاي ژنتيك، مهندسي ژنتيك، بيوتكنولوژي و پزشكي مولكولي همت گماشت؛ و در راستاي انتشار، تبليغ و بسترسازي بنيادي و مناسب اين دانش و فنون راهبردي در كشور، و ايجاد علاقه و انگيزه، شور و شوق، نشاط و اميد و آگاهي در جوانان برومند براي ورود همهجانبه و برنامهريزيشده، هدفدار و سودمند به اين قلمرو از دانش بشري، نامبرده به وظيفه و نقش تاريخي خود، به ياري خداوند سبحان پاسخي در خور داد. تأسيس «مجله ي بين المللي علوم جمهوري اسلامي ايران» در سال 1366 و وابسته به وزارت علوم، تحقيقات و فن آوري، توفيق مهم ديگر دكتر نوري دلويي است كه همچنان مديرمسؤولي و سردبيري آن را برعهده دارد. اين نشريه كه در ISI نيز نمايه مي شود، پژوهشهاي علوم پايه را كه براي نخستين بار در كشور انجام مي شود، بهشكل روزآمد به زبان انگليسي منتشر ميكند. اشاره ميشود كه از سال 1381، دانشگاه تهران صاحبامتياز اين نشريه مي باشد. در اين نشريهي بينالمللي، صدها مقالهي علمي ـ پژوهشي ارزشمند از پژوهشگران و دانشمندان بسياري از كشورهاي جهان چاپ شده از كه همچنان ادامه دارد. از جمله از مرحوم پروفسور عبدالسلام دانشمند مسلمان و برندهي جايزه نوبل فيزيك (در سال 1969) نيز مقالهيي چاپ گرديده است. هم چنين نام برده در سال 1377 و پس از نزديك به دو دهه پيگيري پيوسته، توفيق به دست آورد كه گروه ژنتيك پزشكي را در دانشكده ي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران ايجاد كند. وي تا سال 1382 نيز مديريت اين گروه را برعهده داشت. اين گروه با 15 عضو هيأت علمي و ده ها دانشجوي كارشناسي ارشد و دكترا، آزمايشگاه ها و تجهيزات قابل توجه، بزرگ ترين گروه ژنتيك پزشكي كشور است. دکتر نوري دلوئي از آغاز تشکيل بورد ژنتيک انساني مسئووليت دبيري و عضويت آن را برعهده دارد. گفتني است فعاليت برنامه ريزي شده، هماهنگ و پيوسته ايشان در خلال دو دهه گذشته در بورد ژنتيک به همراه اعضاي بورد دستاوردهاي ارزشمندي را در بر داشته است. ازجمله بازديد از عموم دانشگاههاي علوم پزشکي کشور به منظور گسترش و تعميق حساب شده تحصيلات تکميلي در رشته راهبردي ژنتيک انساني و پزشکي و تهيه برنامه جامع دانشگاه هادر اين رشته، تاکنون افزون بر داير شدن دوره هاي کارشناسي ارشد و دکترا ((Ph.D دردانشگاه هاي علوم پزشکي تهران و بهزيستي ، به ايجاد گروه و/ يا مقطع کارشناسي ارشد در شماري از دانشگاه هاي علوم پزشکي کشور مانند شهيد بهشتي ، مشهد، تبريز ، اصفهان ،شيراز، وشهركرد انجاميده است . افزون براين ها، تلاش برنامه ريزي شده و پيگيري پيوسته ادامه دارد تا در شمار ديگري از دانشگاه ها ،باکسب ضوابط قانوني نسبت به ايجاد و توسعه اين رشته راهبردي نيز قدم هاي سودمندي برداشته شود. عضويت در شوراي پژوهشهاي علمي كشور، شوراي عالي برنامه ريزي علوم پزشكي كشور و كميته ي كشوري اخلاق در پژوهشهاي علوم پزشكي، معاون دانشگاه تهران، رئيس دانشكده ي علوم دانشگاه تهران، معاون آموزشي دانشگاه علوم پزشكي ايران، عضويت در هيأت مؤسس و هيأت مديره ي انجمن زيست شناسي ايران و سردبيري نشريه ي علمي ـ پژوهشي اين انجمن از آغاز تأسيس به مدت 10 سال، عضويت در مجله ي علمي ـ پژوهشي بيوتكنولوژي ايران، مجله طب و تزكيه و دبيري كميته ي پيشگيري، تشخيص و درمان بيماري هاي ژنتيكي كشور، عضويت در شوراي سياست گذاري و هماهنگي زيست فن آوري پزشكي كشور، هيأت امناي آن انستيتو پاستور ايران، هيأت امناي دانشگاه علوم پزشكي خراسان شمالي (بجنورد)، شوراي تحصيلات تكميلي انستيتو پاستور ايران، نماينده وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و رئيس شوراي سياست گذاري و برنامه ريزي و هماهنگي ژنتيك پزشكي كشور و عضويت و نمايندگي هيأت مؤسس انجمن علمي ژنتيك پزشكي ايران، از جمله ي مسؤوليتهاي گذشته ي ايشان بوده است. نامبرده در هيأت هاي تحريريه نشريه هاي متعدد علمي و پژوهشي مانند «نشريه ي بين المللي پزشكي جمهوري اسلامي ايران»، «Acta Medica Iranica»، فصل نامه ي تخصصي انگليسي بيوتكنولوژي پزشكي، «نشريه ي علمي ـ پژوهشي زيست شناسي ايران» (وابسته به انجمن زيستشناسي ايران) و «فصل نامه ي انگليسي علمي ـ پژوهشي شنوايي سنجي» عضويت دارد. ايشـان هم چنين،در كميته ي برنامهريزي علوم زيستي كشور، كميته ي راهبردي رشته ي ژنتيك انساني، كميته ي علمي المپياد زيست شناسي دانشجويي كشور، كميته ي ملي اخلاق زيستي (وابسته به كميسيون ملي يونسكو)، هيأت امناي دانشگاه هاي علوم پزشكي گناباد و سبزوار، هيأت داوران كتاب سال جمهوري اسلامي ايران، هيأت مديره انجمن ژنتيك پزشكي ايران، انجمن ژنتيك انساني اروپا،كميته كشوري ارزشيابي دبيرخانه شوراي آموزش پزشكي عمومي و كميته ي كشوري پيشگيري از بيماري هاي ژنتيك عضويت داشته و مسؤوليت كميته ي تخصصي ژنتيك انجمن زيست شناسي ايران را نيز برعهده دارد. دكتر نوري دلويي براساس خواست قلبي خود،با گزينش آگاهانه حرفه شريف و فاخر معلمي ،با وجود جاذبه هاي چشمگير مادي، به تاسيس كلينيك تخصصي ژنتيك پزشكي خصوصي و شخصي اقدام نكرده است،و با وجود ناملايمات پرشمارو پيوسته ، در نزديك به سه دهه فعاليت تمام وقت دانشگاهي ، همه وقت و توان خود را صبورانه و عاشقانه وقف دانش، آموزش وپژوهش هدفمند و ارايه خدمات تخصصي به جامعه كرده است ، و از جمله اين توفيق را يافته است كه از سال 1360 تا كنون، هزاران مورد مشاوره ي ژنتيكي رايگان به نيازمندان و مراجعان ارايه كند، و از دسترنج پربركت معلمي روزگار را به سلامت بگذراند. دكتر نوري دلويي توفيق كسب فيض از محضر بسياري از استادان بزرگوار ايراني را در دوران هفت سال تحصيل در دانشگاه تهران داشته است كه پيش از همه بايد از روان شاد استاد فرزانه جناب آقاي دكتر عبدالله شيباني ياد كرد. نام برده از محضر بسياري از استادان برجسته ي خارجي به ويژه جيمز واتسن، كربس، راتمن، رابينز، كانگ، كارلسون و اشنايدر كه عموماً شهرت جهاني دارند و برخي از آنها جايزه ي نوبل را دريافت كردهاند، كسب فيض نموده است. از جمله استادان دكتر نوري دلويي و پروفسور كانگ (استاد راهنماي پايان نامه ي دوره ي دكتراي نامبرده)، مايكل بيشاپ و ورموس نيز در سال 1989 جايزه ي نوبل گرفتند. دكتر نوريدلويي استادان و همكاران بسيار برجسته ي ديگري هم داشته است، مانند مرحوم هووارد تمين كه در سال 1974 آنزيم Reverse Transcriptase را كشف كرد و همراه با آقاي ديويد بالتيمور در سال 1978 جايزه ي نوبل گرفت. وي هم چنين با پروفسور فالسكي (رييس سابق مركز بين المللي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي واقع در تريست ايتاليا)، پروفسور تي واري (رييس سابق مركز بين المللي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي در هند)، پروفسور برمك (دانشمند معروف مركز تحقيقات مرمره در تركيه)، پروفسور مر و پروفسور فيلد در انگلستان و شمار ديگري از دانشمندان برجسته، همكاري هاي علمي و پژوهشي داشته و دارد. نامبرده با مرحوم پروفسور عبدالسلام برنده ي جايزه ي نوبل فيزيك دوستي نزديك و طولاني داشته و افزون بر ميزباني ايشان در ايران، چندين نوبت در تريست ايتاليا با ايشان ديدار، تبادل نظر و مباحثة گستردة علمي و فرهنگي بسيار سودمند داشته است. شركت در بيش از يكصد وده گردهمايي، كنفرانس و كارگاه پيشرفته ي علمي ـ پژوهشي ملي، منطقه يي و بينالمللي از آغاز تا كنون، داشتن بيش از 25 مورد نوآوري و تأسيسات علمي ـ پژوهشي و علمي، آموزشي و فرهنگي در سطح ملي، عضويت در بيش از 60 انجمن علمي، اجتماعي و فرهنگي و هيأت هاي تحريريه ي مجلات تخصصي از سال 1360 به بعد، عضويت در هيأت مؤسس، سياست گذاري و برنامه ريزي دوره ها و رشته هاي فراوان در علوم زيستي در وزارت خانه هاي علوم، تحقيقات و فن آوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا از آغاز تا كنون، تأسيس شمار بسياري آزمايشگاه هاي پژوهشي و آموزشي و كتابخانههاي تخصصي در زمينه هاي متفاوت علوم سلولي و مولكولي بهويژه مهندسي ژنتيك و ژنتيك مولكولي و پزشكي، تدريس بيش از 38 درس متفاوت در مقاطع گوناگون (كارداني تا دكترا، مانند ژنتيك پزشكي و انساني، بيماريهاي ارثي و مشاوره ژنتيكي، ژنتيك مولكولي پيشرفته، مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي مولكولي، ژنتيك سرطان، انكوژنها، ژنتيك جمعيت، ژنتيك رفتاري، مباني ژنتيك، تازه هايي از ژنتيك) در بسياري از دانشگاه هاي كشور به ويژه در دهه ي 60 به دليل ضرورت، نياز مبرم و فقدان استادان در زمينه هاي متفاوت ژنتيك و در دانشگاههاي كشور، دبيران ارجمند زيست شناسي آموزش و پرورش (و نيز دانشجويان خارج از كشور) به بيش از 39000 دانشجو، استاد راهنماي بيش از 35 دانشجو و استاد مشاور بيش از 46 دانشجو در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا (Ph.D)، ارايه ي ده ها سخنراني علمي ـ پژوهشي تفصيلي و جامع، به ويژه در زمينه هاي مهندسي ژنتيك، تكنولوژي زيستي، ژن درماني، ژنتيك سرطان، پزشكي مولكولي، سلول بنيادي و دستاوردهاي طرح بين المللي ژنوم انساني در شمار زيادي از دانشگاه هاي كشور، از ديگر فعاليتها و دستاوردهاي علمي، آموزشي و فرهنگي دكتر نوريدلويي محسوب مي شود.. از نامبرده كتاب هاي متعددي مانند «فرهنگ مهندسي ژنتيك» و «آموزش بيوتكنولوژي در مدارس (سند 39 يونسكو)» انتشار يافته است و كتاب «بيوتكنولوژي مولكولي» كه همراه با دو تن از همكاران او ترجمه و منتشر شد، برنده ي بهترين كتاب سال 1373 كشور گرديد. كتاب اصول ژنتيک پزشکي اِمِري ايشان نيز از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بهعنوان كتاب فصل سال 1386، انتخاب شده است. وي همچنين در چندين طرح ملي و منطقه يي شركت داشته و جوايزي ـ از جمله از جشنواره ي بين المللي خوارزمي در بهمن ماه 1374ـ دريافت كرده است. اشاره مي شود كه دكتر نوري دلويي در خلال سالهاي 1360 تا 1374 بيش از 25 لوح تقدير يا جايزه از جشنواره ها و ديگر مراجع دريافت كرده است؛ با اين حال وي از سال 1374 به بعد داوطلب شركت در هيچ جشنواره يا مانند آن نبوده و كار علمي ـ فرهنگي، پژوهشي و خدمات مشاورهي ژنتيك تخصصي را در گوشهي كتابخانه، آزمايشگاه و دفتر كارش و زندگي علمي پژوهشي عاشقانه و تمام وقت خود را با دانشجويانش به هر نام و نشاني ديگر، ترجيح داده است. به لطف خداوند سبحان، تلاش پيوسته براي عمل به وظيفه ي خطير معلمي و داشتن عشق، سوز و دغدغه ي شكوفايي استعداد سرشار سازندگان فرداي كشور، توفيق و افتخار گران سنگ و عظيم است. نامبرده مجري يا همكار اصلي بيش از 44 طرح پژوهشي در سطح ملي، منطقه يي و بين المللي بوده يا مي باشد. طرح «مطالعه ي هويت مولكولي، بيماري شناسي و شناسايي جهش هاي بتاتالاسمي در كشور و تشخيص پيش از تولد» در قالب يك طرح ملي براي نخستين بار در كشور در سالهاي 1368-1373 يكي از آن هاست كه به نتايج موفقيت آميز كاربردي و مقاله هاي متعدد علمي و پژوهشي در نشريات معتبر مشتمل بر «نشريه ي بينالمللي هموگلوبين» انجاميده است. اين طرح آغازين در واقع بستر مناسبي براي پژوهشهاي تكميلي بعدي توسط ديگر پژوهشگران را فراهم آورد، به نحوي كه خوشبختانه چندين سال است با شناسايي عموم جهشهاي رايج بتاتالاسمي در استان هاي كشور به ويژه استان هايي كه بروز و شيوع بيماري در آن ها بالاست، امر تشخيص پيش از تولد و مشاوره ي ژنتيك سودمند در كشور قابل انجام است. «بررسي ژنتيك مولكولي سرطان مري و معده بهويژه در استان هاي ساحلي كشور» و «بررسي ارتباط بين چندشكلي در مبتلايان به بيماري اسكلروزيس چندگانه (MS) در جمعيت ايراني و «مطالعات مولكولي پيرامون ژن هاي مهاركننده ي متاستاز در سلول سرطاني پروستات» نيز از طرح هاي پژوهشي مهم دكتر نوري دلويي در سالهاي گذشته بوده است. نام برده، طرح هاي پژوهشي متعددي را در دست انجام دارد كه «شناسايي جهش هاي ژن آنزيم G6PD در كشور» است كه نتايج ارزشمند آن در چندين سمينار ارايه و در نشريات معتبر به چاپ رسيده است؛ «مطالعه چندشكلي در شماري از ژنهاي مهم در بيماران مبتلا به كمبود G6PD و رابطه آن با مالاريا» و «بررسي افتراقي خزانه mRNA در سلولهاي دو ناحيه طاس و غيرطاس با الگوي مردانه به روش miRNA» و «تجزيه و تحليل پيوستگي ژنتيكي جهت شناسايي لوكوس هاي عامل ناشنوايي غير نشانگاني با وراثت مغلوب اتوزومي در جمعيت ايراني» نمونه هايي از طرح هاي جاري نام برده است. «بررسي مولكولي و تعيين نقش SiRNA در مسير ژندرماني مبتلايان به اسكيزوفرني»، نيز نمونه ي ديگري از طرح هاي جاري ملي پژوهشي ايشان است كه به موفقيتهايي دست يافته است و اميد مي رود كه با اين تلاش، اين روش فوق العاده مهم و راهبردي در ژن درماني كه در جهان سابقه يي كمتر از ده سال دارد و دو تن از پيشگامان آن (اَندره فاير و كريگ مِلو) در سال 2006 جايزهي نوبل پزشكي را دريافت كردند، در كشور مستقر شده و در مسير ژندرماني با كارآمدترين روشهاي روز گامهاي اساسي برداشته شود. از دكتر نوريدلويي تاكنون 81 مقاله ي پژوهشي در نشريات معتبر داخلي و خارجي چاپ شده است. افزون بر اين، در كنفرانس ها و همايش هاي علمي ـ پژوهشي داخلي و بين المللي، بيش از 111 مقاله با اكثريت بسيار بالايي از آن ها در شكل سخنراني، پذيرفته و ارايه شده است، نيز 90 مقاله ي تحليلي، مروري علمي ـ آموزشي و تأليفي در نشريات علمي چاپ گرديده است. همچنين در خلال 27 سال گذشته (1387ـ1360) افزون بر شركت در شمار زيادي (بيش از 90) برنامه ي علمي، اجتماعي و فرهنگي در صدا و سيما، از نام برده چند صد مقاله ي علمي ـ اجتماعي، علمي ـ فرهنگي، علمي ـ ترويجي، علمي ـ كاربردي و علمي ـ آموزشي، هم چنين مصاحبه و گفتوگو در نشريات فراوان كشور اعم از روزنامه، هفتهنامه، ماه نامه يا فصل نامـه چاپ شده است. دكتر نوري دلويي در سال 1362، ازدواج كرده است. همسر ايشان پزشك هستند. وي داراي دو فرزند (يك دختر و يك پسر) است كه هر دو در رشته ي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران به تحصيل مشغول اند. در پي انباني از قيل و قال مدرسه اي ، كه برسبيل عرف جاري دانشگاهي و براي انتقال تجربيات معلمي كه شايد موثر واقع شود، ارايه شد؛ دكتر نوري دلوئي براين باور است كه در نزد هر سعادتمندي كه دلش خنكاي يقين را چشيده باشد؛ هيچ معرفت ، توفق خدمت ، هدايت و رستگاري جز به تفضل، رحمت و ارزاني پروردگار حاصل نشود؛ كه به فرموده حافظ: گرانگشت سليماني نباشد چه خاصيت دهد نقش نگيني و نيز به بيان خواجه عبدا... انصاري: "فرياد از معرفت رسمي، و از عبادت عادتي و از حكمت تجربتي و از حقيقت حكايتي ." از اين رو، اگر اندك توفيقي در اداي بخشي از وظيفه نصيب شده است، همه از اوست، اين بنده ي كم ترين كه باشد؟ كه طلب عشق، بايد از خداي عشق باشد. به راستي خوشا به آنان كه باعشق به نيكويي ، حقيقت و زيبايي ؛ با سلوك معنوي ،زندگي اخلاقي و اخلاق علمي، در حيات معقول پيوسته دغدغه اطاعت از خدا را دارند و با وارستگي و اشتياق عميق در مسير كمال مطلوب و رستگاري و رسيدن به آرامش حقيقي ، چندروزه ناپايدار عمر را به نيك نامي مي گذرانند. و توفيق از خداست.به تعبير خواجه عبدا... " الهي همه تو، ما هيچ؛ سخن اين است ، برخود مپيچ." اينك اجازه دهيد سري به كعبه دل بزنيم، كه "اصل وصال دل است"، و با گشت و گذاري در هواي تازه ، جان را جلا دهيم. سربلند باشيد. هواي تازه(1) " تمام عالم را براي انسان و انسان را براي خود آفريدم . " "قرآن مجيد" *** " خدارا بخوانيد و به اجابت دعاي خود يقين داشته باشد و بدانيد كه خداوند دعا را از قلب غافل بي خبر نمي پذيرد". "پيامبراكرم (ص) " *** "زيانكار كسي است كه از آباد كردن آخرت غافل ماند." "حضرت محمد(ص)" *** " بر امت خويش بيش از هر چيز از هوس و آرزوي دراز بيم دارم". "پيامبر اكرم (ص) " *** " خداوند تعالي دوست دارد كه هر گاه فردي از شما كاري كند آن را محكم و بي عيب انجام دهد". "پيامبراكرم (ص)" "كنزالعمال، حكمت 9128" *** "چه سعادت بزرگي دارد كسي كه دلش خنكاي يقين را چشيده باشد." "امام علي (ع)" *** " جوري دعا كن كه انگار همه چيز به خدا وابسته است، جوري كاركن كه انگار همه چيز به تو وابسته است". " اگوسيتن قديس" *** "با رفتار نجيبانه مي توان برهمه چيز فائق آمد، حتي بر بدبختي " . "بتهوون" *** "پرسيدم چه چيز انسان شما را متعجب مي سازد ، گفت : كودكي آنان براي اينكه از كودكي خسته مي شوند، عجله دارند كه بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو مي كنند كه كودك باشند... و اينكه آنان سلامتي خود را ازدست مي دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست آورند. ديگر اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش كرده اند . بنابراين نه درحال زندگي مي كنند و نه در آينده ". "تاگور" *** " يك پرنده كوچك كه در زير برگها نغمه سرايي مي كند براي اثبات وجود خدا كافي است". "ويكتور هوگو" *** " دوكس رنج بيهوده بردند و سعي بي فايده كردند، آن كه اندوخت و نخورد و ديگر آنكه آموخت و نكرد". "سعدي" *** رَوَد كشتي آن جا كه خواهد خدا وگرجامه برتن دَرَد ،ناخدا "سعدي" *** "مشكلات را نمي توان با همان ميزان هوشي كه به وجود آورده ايد ، حل كنيد. "آلبرت انيشتين" *** "نيكي، همه چيز را مغلوب مي كند و خود هرگز مغلوب نمي شود." (تولستوي) *** " به ياد داشته باش كه امروز، طلوع ديگري ندارد." "دانته" *** " تنها گنجي كه به جستجو كردنش مي ارزد، هدف است." "استيونس" *** "زندگي كوتاه تر از آن است كه آن را به باطل بگذرانيم." "ارنست همينگوي" هواي تازه(2) حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتراز همين لحظه وجود ندارد. اگر اين لحظه نه، پس كي؟واقع امرآن است كه زندگي همواره پر از چالش است. بهتر نيست كه به واقعيت درست نگاه كنيم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل ، شاد و خوشبخت زندگي كنيم. *** خيالمان مي رسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه ، موقعي شروع مي شود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار روند: مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم مي كنيم ، كاري كه بايد تمام كنيم، زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي هايي كه بايد پرداخت كنيم و... پس از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود! پس از آنكه همه اينها را تجربه كرديم ، تازه مي فهيم كه زندگي ، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي شناسيم . اين بصيرت به ما ياري مي دهد تا دريابيم كه جاده اي به سوي خوشبختي وجود ندارد. خوشبختي ، خود همين جاده است. *** پس بياييم از هر لحظه لذت ببريم. براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم. *** خوشبختي يك سفراست، نه يك مقصد. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شادبودن وجود ندارد. زندگي كنيد و از حال لذت ببريد. *** روزهاي تشويق به پايان مي رسد! نشانهاي افتخار خاك مي گيرند! برندگان به زودي فراموش مي شوند! *** كمي بيانديشيد. زندگي بسيار كوتاه است. و ناگهان چه زود، دير مي شود! *** مهمترين چيز در زندگي ، كمك به سايرين براي برنده شدن است. حتي اگر به قيمت آهسته تر رفتن و تغيير در نتيجه مسابقه اي باشد كه ما در آن شركت داريم . *** اگر اين پيام را با عزيزانمان در ميان بگذاريم ، شايد موفق شويم تا قلبمان را تغيير دهيم، شايد هم قلب شخص ديگري را، .... " شعله يك شمع با افروختن شمع ديگري خاموش نمي شود" *** آدم ها مانند كتاب ها هستند برخي جلد زركوب دارند برخي جلد ضخيم دارند برخي جلد نازك دارند .................................... ................................... برخي فتوكپي آدم هاي ديگرند .................................... .................................... ازروي برخي آدم ها بايد مشق نوشت ......................................... برخي از آدم ها را بايد چندبار بخوانيم تابفهميم و برخي از آدم ها را بايد نخوانده دورانداخت *** هواي تازه (3) "وقتي خواستي كاري را انجام دهي، تامل كن تا خدا راه آن رابه تو نشان دهد." رسول اكرم (ص) (كنزالعمال ، ج 3، ص99، ح5677) *** "پيروزي در گرو اراده قاطع و دورانديشي است ." رسول اكرم (ص) *** "وقتي خشمگين شدي خاموش باش . " رسول اكرم (ص) ( مسند احمد، مسند بني هاشم،ح 2425) *** " دانايي سرآمدهمه خوبي هاست و ناداني سرآمد همه بدي ها." رسول اكرم (ص) *** "آرام باش ، توكل كن، تفكر كن و آستين ها را بالا بزن ،خواهي ديد كه خداوند زودتر دست به كار شده . " امام علي (ع) *** " الهي :آنان كه به تو دل داده اند انيسي مهربان و ياري روشن مهر و نازنين يافتند؛ و كساني كه برتو توكل دارند بناي اميدشان برپايه هاي محكم و متين استوار است." امام علي (ع) *** "يا چنان نماي كه هستي،يا چنان باش كه مي نمايي." "بايزد بسطامي" " هنگام پيروزي جوانمرد و هنگام شكست آرام واميدوار باش." " با تحقير ديگران سستي و تزلزل خود را نشان مي دهيم ." " به همه عشق بورز،به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچ كس بدي نكن. " "معاش خود را چنان تامين كن كه موجب قطع معاش شخص ديگري نشود". " اسپينوزا" *** " اگر مي داني پايداري كن و اگر نمي داني بگو نمي دانم، نشان دانش اين است". "كنفوسيوس" *** "به جاي آن كه به تاريكي لعنت بفرستيد، يك شمع روشن كنيد." "كنفوسيوس" *** " اگر پياده هم شده سفر كن ، در ماندن مي پوسي". دكتر علي شريعتي *** " خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت كند". روشنوكولد *** در نخستين ماه بهار ، پاسدار طبيعت باشيم و از مواهب خدا دادي- درخت، شكوفه و گل ، بهره برگيريم: "تو قامت بلند تمنايي اي درخت وقتي بادها، در برگ هاي درهم تو خانه مي كنند گيسوي سبز فام تو را شانه مي كنند غوغايي اي درخت " . *** " گويند حرف عشق مگوييد و مشنويد مشكل حكايتي است كه تقريرمي كنند." "حافظ" *** "دست عشق از دامن دل دورباد! مي توان آيا به دل دستور داد؟" "قيصر امين پور" *** " مرا به جشن تولد فراخوانده بودند، چرا سراز مجلس ختم در آورده ام." "قيصر امين پور" *** " چه غربتي است عزيزان من كجارفتند؟ تمام دور وبَرم پُرزجاي خالي ها" "قيصر امين پور" *** " دردهاي من جامه نيستند تازتن درآورم ....................دردهاي من نگفتني است ......... دردهاي من گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست دردمردم زمانه است ......... دردهاي آشنا دردهاي بومي غريب دردخانگي دردهاي كهنه لجوج" "قيصر امين پور" 6 هوای تازه (4) " از همه پرهیزگارتر کسی است که حق را بگوید، چه به نفعش باشد ، چه به ضررش". (حضرت محمد(ص)) " هیچ فقری چون نادانی نیست". (امام علی (ع)) "شگفتا از متکبر فخر فروش که دیروز نطفه ای بود و فردا مرداری است". (امام سجاد(ع)) "وقتی بود به آن چه می کردند ریا نمی کردند، اکنون به آن چه نمی کنند، ریـــــــا می کنند". (عطار) همه عالم ، جمال و آواز است چشم کور و گوش کر چه کنم. (عطار) " اگر دعا و عبادت نبود مدت ها پیش من دیوانه شده بودم". (گاندی) "اگر می خواهی هستی را بشناسی خود را بشناس". (سقراط) "بشر وقتی امید و رویا نداشته باشد ، مرده ای بیش نیست". (سقراط) " زندگی مانند دوچرخه ای است . برای حفظ تعادل خود باید همواره در حرکت باشیم". (البرت انیشتن) " دانش اندک خطرناک است". (الکساندر پوپ) " درختی که بارداره ، سنگ وچماق زیاد داره ". "مصائب خودتان را مانند لباسهاي خودتان با كمال بي اعتنايي تحمل كنيد". (شكسپير) " حقيقت را دوست بدار ولي اشتباه را عفو كن". (ولتر) " بسياري از مردم در بيست و پنج سالگي مي ميرند اما تا 75 سالگي به خاك سپرده نمي شوند!". (ماكس فريش) " ازبس می خواستم نگاهم را عوض کنم، عینکی شدم!". (محمدرضا نوری دلوئی ) " چشم هایم راشستم ؛نگاهم عوض نشد!". (محمدرضا نوری دلوئی) هواي تازه (5) دمي با خواجه عبدا... انصاري (481-396 هـ ق): " در حق دنيا چه گويم؟ كه به رنج به دست آرند و به زحمت نگه دارند، و به حسرت بگذارند." " اگر درآيي ، درباز است؛ و اگر نيايي ، خدا بي نياز است." "از آموختن عار مدار.بياموزو بياموزان." "اصل وصال دل است ، باقي زحمت آب و گِل است." "فرياد از معرفت رسمي و از عبادت عادتي و از حكمت تجربتي واز حقيقت حكايتي." "بنده آني كه در بند آني، آن نماي كه آني تا درنماني، وگرنه به تونمايند چنان كه سزاي آني." "از اوخواه كه دارد و مي خواهد كه بخواهي ، از او مخواه كه ندارد ومي ترسد كه بخواهي. " اگر توخالق را شناختي به درِمخلوق نپرداختي." "تا برتن و مال لرزي، حقا كه دو جو نيارزي." "دنيا برخلق پاش و زنده باش، درون كس مخراش و بنده باش." "اول، خداي را بايد شناخت كه اوست دهنده بي منت، و اگر همه بستانند او بدهد، و چون او بدهد كس نتواند بستاند. او را نگاهدار تا ترا نگاه دارد. عمر در پرستش او صرف كن كه او جواب از تو خواهد خواست. و دليل راه، علم را دان. و سرمايه عمر توحيد است، و نماينده صراط مستقيم حق است ، و پيغمبران را زنده دان." " منت بدار و منت منه، بي منت را به به خود راه مده، نان هركس مخور و نان به هر كس بده." "حرمت علم را به از مال نگهدار، سود جهان در صحبت دانا شناس." " نفس بت است، و قبول خلق زُنار، حقيقت با تو گفتم به يكبار ." " دوستي گزين كه هيچ ملول نشود، سلطاني گزين كه هيچ معزول نشود." "الهي همه تو، ماهيچ؛سخن اين است، برخودمپيچ." سياهة جزييات سوابق شغلي، اجرايي و مسئوليت هاي دكتر محمد رضا نوري دلويي به ترتيـــب (از سال 1360 تا كنون) به شرح زير است: سمت ونوع كار ، مدت ، نام مؤسسه 1- كارشناس و مسئول گروه زيست شناسي ؛ 1360 تا 1361؛ مركز نشر دانشگاهي، وابسته به ستاد انقلاب فرهنگي سابق 2- معاون آموزشي ؛ 1361تا 1362 ؛ دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي ودرماني ايران 3- مؤسس و سردبير مجله رشد آموزش زيست شناسي؛ 1363تا 1375؛ وزارت آموزش و پرورش 4- معاون دانشجويي؛ 1364 تا 1369؛ دانشگاه تهران 5- مؤسس و مدير گروه ژنتيك ؛ 1364 تا 1378؛ دانشگاه تربيت مدرس 6- عضو شوراي آموزشي و پژوهشي دانشكده علوم پايه؛ 1364 تا 1378 ؛ دانشگاه تربيت مدرس 7- عضو كميته اجرايي، قانون استفاده از خدمت تمام وقت (اعضاء هياّت علمي و غير هيأت علمي)؛ 1365تا 1367؛ دانشگاه تهران 8- عضو شوراي پژوهشي دانشگاه ؛ 1365 تا 1368؛ دانشگاه تهران 9- رئيس دانشكده علوم ؛ 1365 تا 1368؛ دانشگاه تهران 10- عضو كميتة آموزش هيأت نظارت و بازرسي؛ 1365 تا 1368 ؛ شورايعالي انقلاب فرهنگي 11- عضو هيأت تحريرية مجله بين المللي پزشكي جمهوري اسلامي ايران؛ 1365- ادامه دارد؛ مركزملي تحقيقات علوم پزشكي، بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 12- عضو شوراي وام تحصيلي دانشجويان خارج صندوقهاي رفاه دانشجويان و نماينده وزيرعلوم ، تحقيقات و فناوري؛ 1366 تا 1377؛ وزارت علوم، تحقيقات و فناوري 13- عضو كميته رسيدگي به امور انجمنهاي علمي و تشكيل كنفرانسها و گردهمايي علمي كشور؛ 1365 تا 1368 ؛ وزارت علوم ، تحقيقات وفناوري 14- مؤسس و رئيس ؛ 1366 تا 1372؛ مركز ملي تحقيقات مهندسي ژنتيك و تكنولوژي زيستي (پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيك و فناوري زيستي) ؛ وزارت علوم تحقيقات و فناوري 15- مؤسس، مدير مسئول و سردبير مجله بين المللي علوم جمهوري اسلامي ايران ؛ 1366 - ادامه دارد؛ دانشگاه تهران ، وزات علوم، تحقيقات وفناوري 16- عضو شوراي پژوهشهاي علمي كشور؛ 1367 تا 1369؛ شوراي پژوهشهاي علمي كشور – رياست جمهوري 17- عضو هيأت ممتحنه و ارزشيابي رشته بيوشيمي و ژنتيك؛ 1367 تا 1369 ؛ وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي 18- مشاور علمي دفتر هماهنگي سرپرستيهاي دانشجويان خارج از كشور؛ 1368 تا 1369؛ وزارت علوم، تحقيقات و فناوري 19- عضو ستاد بررسي و پي گيري امور رزمندگان؛ 1368 تا 1372؛ دانشگاه تهران 20- عضو كميته علوم پايه پزشكي كشور؛ 1369 تا 1371؛گروه پزشكي شورايعالي برنامه ريزي؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 21- مشاور رئيس دانشگاه تهران ؛ 1369 تا 1372؛ دانشگاه تهران 22- عضو كميتة برگزاري امتحانات دوره دكتراي فرآورده هاي بيولوژيك ؛ 1370 تا 1371؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 23- عضو كميتة برنامه ريزي زيست شناسی ؛ 1370 - ادامه دارد ؛ وزارت علوم، تحقيقات و فناوري - گروه علوم پاية شوراي عالي برنامه- ريزي و معاونت آموزشی وزارت متبوع 24- عضو شوراي آموزشي؛ 1371 تا 1372؛ انستيتو پاستور ايران، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 25- دبير بورد ژنتيك (هيأت ممتحنه و ارزشيابي رشته ژنتيك) تا سال 1373 و سپس عضو بورد وسپس دبير بورد؛ 1371 - ادامه دارد؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 26- عضو هيأت مؤسس و عضو هيأت مديره انجمن زيست شناسي ايران؛ 1371 تا 1379 ؛ انجمن زيست شناسي ايران 27- عضو هيأت مؤسس و عضو شوراي نظارت بر دوره دكتري (Ph.D) فرآورده هاي بيولوژيك ؛1371 تا 1373؛ وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 28- سرپرست رشته ژنتيك؛ 1371 تا 1375 ؛ دانشگاه شاهد 29- عضو هيأت تحريرية خبرنامه انجمن زيست شناسي ايران؛ 1374 تا 1378؛ انجمن زيست شناسي ايران 30- عضو هيأت مؤسس و سردبير مجلة زيست شناسي ايران ؛1374 تا 1384؛ انجمن زيشت شناسي ايران 31- عضو هيأت تحريريه مجله زيست شناسي ايران ؛ 1374- ادامه دارد؛ انجمن زيست شناسي ايران 32- عضو هيأت تحريريه مجله Acta Medica Iranica؛ 1374- ادامه دارد ؛ دانشگاه علوم پزشكي وخدمات بهداشتي و درماني تهران 33- عضو كميتة سياستگزاري پژوهشي و برنامه ريزي علوم پايه پزشكي كشور؛ 1375 تا 1376 ؛ وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 34- عضو كميته تخصصي پزشكي كميسيون بيوتكنولوژي؛ 1376 تا 1377 ؛وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 35- عضو كميسيون ارزشيابي مدارك تحصيلي فارغ التحصيلان گروه پزشكي خارج از كشور؛ 1376 تا 1379؛ وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 36- عضو هيأت تحريريه مجله طب و تزكيه؛ 1376- ادامه دارد ؛ وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 37- عضو هيأت تحريريه مجله علوم پزشكي ايران ؛ 1376 تا 1379؛ دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي و درماني مشهد 38- عضو كميتة تخصصي علوم پايه پزشكي هيأت مميزة مركزي؛ 1376 تا 1379؛ وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 39 - عضو ستاد جمع آوري و تنظيم اطلاعات و مدارك و اسناد دانشگاههاي علوم پزشكي و تدوين طرح هاي پژوهشي مورد نياز لايحه وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي در كميسيون غرامت سازمان ملل متحد؛ 1377 تا 1377؛ وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 40- مؤسس و مدير گروه ژنتيك پزشكي دانشكدة پزشكي ؛ 1377 تا 1382 ؛ دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي و درماني تهران 41- عضو كميتة كشوري پيشگيري از بيماريهاي ژنتيك ؛ 1377 تا 1382 ؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 42- مسئول كميتة تخصصي ژنتيك؛ 1377 - ادامه دارد ؛ انجمن زيست شناسي ايران 43- عضو كميتة كشوري اخلاق در پژوهشهاي علوم پزشكي ؛ 1377 - ادامه دارد ؛ وزات بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 44- استاد مشاور دانشكدة پزشكي ؛ 1377 - ادامه دارد؛ دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي و درماني تهران 45- عضو شوراي عالي برنامه ريزي علوم پزشكي كشور ؛ 1378 تا 1381؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 46- عضو شوراي سياستگذاري و هماهنگي زيست فناوري پزشكي كشور؛ 1378 تا 1382؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 47- استاد راهنماي دانجشويان شاهد و ايثارگر دانشكدة پزشكي؛ 1378 - ادامه دارد؛ دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي و درماني تهران 48- دبير كميتة پيشگيري ، تشخيص و درمان بيماريهاي ژنتيك ؛ 1379 تا 1382 ؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 49- عضو كميتة علمي المپياد زيست شناسي دانشجويي كشور؛ 1379 - ادامه دارد؛ وزارت علوم، تحقيقات و فناوري 50- عضو هيأت امناء انستيتو پاستور ايران؛ 1379 - ادامه دارد ؛ رياست جمهوري اسلامي ايران و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 51- عضو شوراي تحصيلات تكميلي ؛ 1380 - ادامه دارد؛ انستيتو پاستور ايران ، وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي 52- عضو هيأت تحريرية فصلنامه (انگليسي) علمي – پژوهشي بيوتكنولوژي ايران ؛ 1380تا 1383؛ پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيك و فناوري زيستي؛ وزارت علوم، تحقيقات و فناوري 53- مسئول علمی كميته بازنگری برنامه درسی رشته ژنتيک درمقطع کارشناسی ارشد؛ 1381تا 1383؛وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی 54- عضو کميته علمی ژنتيک ؛ 1381 - ادامه دارد ؛ سازمان بهزيستی کشور 55- عضو و نماينده هيأت مؤسس انجمن علمی ژنتيک پزشکی ايران؛ 1382 تا 1383؛ وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی 56- عضو هيأت مديره انجمن علمي ژنتيك پزشكي ايران؛ 1384 - ادامه دارد ؛ انجمن علمي ژنتيك پزشكي ايران 57- عضو کميتة آزمون سازی دورة کارشناسی ارشد علوم زيستی ؛ 1382 - ادامه دارد ؛وزارت علوم، تحقيقات و فناوری 58- عضو هيات امنای مشترک دانشکده های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ودرمانی سبزوار، گناباد، و خراسان شمالي؛ 1383 - ادامه دارد ؛ وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی 59- نماينده وزير و رئيس شورای سياستگزاری ، برنامه ريزی ، نظارت و هماهنگی ژنتيک پزشکی کشور؛1383 - ادامه دارد؛وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی 60- مسئول بازنگری كميته برنامه درسی رشته ژنتيک پزشکی در مقطع دکترا (PhD)؛ 1383 - ادامه دارد؛ وزارت بهداشت ، درمان آموزش پزشکی 61- عضو هيات تحريريه مجله بين المللي شنوايي شناسي ايران؛ 1383- ادامه دارد؛ دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي 62- عضو هيآت مديره انجمن علمي ژنتيك پزشكي ايران ؛1384-ادامه دارد؛انجمن علمي ژنتيك پزشكي ايران 63- عضو كميته راهبردي رشته ژنتيك انساني ؛1385- ادامه دارد؛ وزارت بهداشت ، درمان آموزش پزشکی 64- عضو كميته ملي اخلاق زيستي وابسته به كميسيون ملي يونسكو ؛1385-ادامه دارد؛وزارت علوم تحقيقات و فناوري 65- عضو كميته ارزشيابي دبيرخانه شوراي آموزش پزشكي عمومي ؛1387-ادامه دارد؛وزارت بهداشت ، درمان آموزش پزشکی ● ● ● ● ● ● شركت در گردهمائي ها ، كنفرانسها، انجمن هاو كارگاههاي پيشرفته علمي – پژوهشي منطقه اي و بين المللي(سه صفحه ) ● سوابق و فعاليت هاي آموزشي و آموزش تكميلي و علمي كاربردي به دانشجويان (سه صفحه ) ● فعاليت هاي پژوهشي (يك صفحه ) ● سوابق طرحها و فعاليت هاي پژوهشي ( چهارصفحه ) ● راهنمايي پايان نامه ها به عنوان استاد راهنما (دو صفحه ) ● راهنمائي پايان نامه ها به عنوان استاد مشاور (شش صفحه) ● راهنمائي و مشاوره علمي بيش از 600 سمينار علمي و ارايه سخنراني هاي علمي – پژوهشي در شمار زيادي از دانشگاههاي كشور (يك صفحه ) ● انجام مصاحبه ها ، گفتگوها ، نقد و نظر و شركت در بحث ها و ميزگردهاي علمي و پژوهشي فراوان در رسانه هاي گروهي و انجام هزاران مورد مشاوره ژنتيكي ( سه صفحه ) ● مقاله هاي پژوهشي چاپ شده در نشريات معتبر علمي – پژوهشي داخلي وبين المللي ( هفت صفحه) ● مقاله هاي تحليلي ،مروري ،علمي وآموزشي ( هفت صفحه) ● مقاله هاي پژوهشي ارائه شده در گردهمائي ها و كنفرانس هاي داخلي و بين ا المللي (ده صفحه ) ● مقاله هاي علمي (ترويجي ،فرهنگي،آموزشي ، اجتماعي و كاربردي) (يازده صفحه) ● تاليف يا ترجمه كتاب (يك صفحه ) ● پايان نامه هاي شخصي و تدوين مجموعه هاي درسي(درسنامه*)و تهيه اسلايدهاي آموزشي و Lap top براي دانشجويان(يك صفحه ) ● عضويت در انجمن ها ، مجامع علمي و هيات هاي تحريريه مجلات تخصصي: در حال حاضر (يك صفحه ) ● عضويت در انجمن ها ، مجامع علمي و هيات هاي تحريريه مجلات تخصصي: در گذشته (دو صفحه ) ● نوآوريها ، تأسيسات و مشاركت هاي علمي – پژوهشي و آموزشي (دو صفحه ) ● جوايز و تقدير نامه ها و فعاليت هاي علمي و يا پژوهشي در كشور هاي خارجي (سه صفحه) ●CV فارسي دكتر نوري دلويي (در85 صفحه) ●CV انگليسي دكتر نوري دلويي (در 34 صفحه) ● برنامه هفتگي – محل كار – دكتر نوري دلوئي ●راهنماي دانشجويان رشته پزشكي – درس ژنتيك مرداد 84 ● برنامه گروه A (دانشجويان رشته پزشكي) ● برنامه گروه B (دانشجويان رشته پزشكي) ● برنامه Journal clubs گروه ژنتيك نيمسال اول 85-84 ●مقدمه ي تظاهر و بيان ژن(ده صفحه) ●نكاتي پيرامون مشاوره ژنتيك(يك صفحه) ● پيرامون ژنهاي درگير در سرطان (سه صفحه) ●ژنهاي بازدارنده تومور(Tumor Suppressor genes=TS) و معرفي چند نمونه مهم(چهار صفحه) ● در مسير درمان سرطان (سه صفحه) ● اشاره اي بر چرخة سلولي و رابطه آن با سرطان(سه صفحه) ●چرا برخي از سرطانها پيش هنگام ظاهر مي شوند(سه صفحه) ● اصول و مباني ژن درماني: چالشها و اميدها (سيزده صفحه) ●آسيب شناسي توسعه ي علمي در كشور( چهارده صفحه) ● اصول و مباني ژنتيك سرطان ، بيم ها و اميدها(پانزده صفحه) ● افزايش ترتيب سه نوكلئوتيدي و بيماريهاي ژنتيكي انساني (دوصفحه) ● اشاره اي بر ژنتيك سيستم ايمني (دوصفحه) ● توليد پادتن در گياهان (پنج صفحه) ● چند جمله به يادگار (دوصفحه) ● برنامه درسي كارشناسي ارشد و PhD ژنتيك پزشكي (دوصفحه) ● برنامه گروه A (دانشجويان رشته پزشكي)، نيمسال اول 85-84 ● برنامه گروه B (دانشجويان رشته پزشكي) ، نيمسال اول 85-84 ● برنامه Journal clubs گروه ژنتيك نيمسال اول 85-84 ● برنامه گروه A (دانشجويان رشته پزشكي)، نيمسال دوم 85-84 ● برنامه گروه B (دانشجويان رشته پزشكي) ، نيمسال دوم 85-84 ● برنامه ژنتيك دانشجويان رشته دندان پزشكي، نيمسال دوم 85-84 ● برنامه Journal clubs گروه ژنتيك نيمسال دوم 85-84 ● حيوانات ترانسژنيك (بيست و دوصفحه ) ● سندروم شوگرن ( بيست و يك صفحه) ● نظري بر فارماكوژنتيك سير تحولات و چشم انداز (بيست و سه صفحه) ● ژنتيك مولكولي و ژن درماني در مبتلايان به فيبروزكيستيك (بيست ونه صفحه) ● تكثير ژني - Gene amplification(دوصفحه ) ● ديدگاه دکتر نوري دلويي پيرامون مشکلات و راهحلهاي فراروي توسعه علوم و تکنولوژي در کشور ● شرايط توليد علم در كشور فراهم نيست ● كمتر از 10 درصد شاغلان بخش دولتي تحصيلات دانشگاهي دارند ● ژنتيك مولكولي و ژن درمانی در بيماريهای ميتوکندريايی(در بيست و چهار صفحه) ● گوشه هايي از کاربردها و دستاوردهاي مهندسي ژنتيک و بيوتکنولوژي مولکولي در عصر حاضر ● سرمقاله انگليسي چاپ شده در نشريه بين المللي جمهوري اسلامي ايران (چهارصفحه) ●سرمقاله انگليسي چاپ شده در نشريه بين المللي جمهوري اسلامي ايران (دوصفحه) ● سرمقاله انگليسي چاپ شده در نشريه بين المللي جمهوري اسلامي ايران (يك صفحه) ●سرمقاله انگليسي چاپ شده در نشريه بين المللي جمهوري اسلامي ايران (دوصفحه) ● سرمقاله انگليسي چاپ شده در نشريه بين المللي جمهوري اسلامي ايران (دوصفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 5(4)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 6(4)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 7(1)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 7(2)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 7(3)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 7(4)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 8(1)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 8(2)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 8(4)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 9(3)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 9(4)(يك صفحه) ● چكيده مقاله انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 10(2)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي11(2)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي11(3)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي12(1)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 13(1)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي13(2)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي13(4)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي14(4)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي 15(1)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي16(1)(يك صفحه) ● مقاله هاي انگليسي علمي پژوهشي چاپ شده در نشريه بين المللي علوم جمهوري اسلامي16(4)(يك صفحه) ● هواي تازه (يك صفحه) a