1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

♥ عشقولانه فلسفی ♥

شروع موضوع توسط ♥ yakamoz ♥ ‏18/12/10 در انجمن پیام کوتاه

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,717
    تشکر شده:
    4,395
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    Telegram: vahid_yakamoz instagram: vahid_yakamoz
    تو آسمون عاشقی ستاره پیدانكنی / مدیون اشكای منی اگه فراموشم كنی[​IMG]

    بس که در تدبیر فردا مانده ایم/با همیم اما چه تنها مانده ایم/در کلاس جمع و تفریق زمان/عاشقیم اما تنها مانده ایم

    اندکی آهسته تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند[​IMG]

    سودای دلم قسمت هر بی سر و پا نیست / خوش باش که یک لحظه دلم از تو جدا نیست

    من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ، ولی با خفت و خواری ، پی شبنم نمیگردم...[​IMG]

    با خون غم نوشتم غربت مکان ما نیست / از یاد بردن دوست ، هرگز کار ما نیست . . .

    جفایت با وفایت هر دو نیکوست / تو را هر جا که باشی دارمت دوست . .

    زدی تیری به قلبم رد نکردم / جدائی را تو کردی ، من نکردم . . .

    در انتظار دیدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بیا که دل شکسته ام . . .[​IMG]

    به دریائی گرفتارم که موجش عالمی دارد / که من با دل و دریا و موجش عالمی دارم . . .

    یادت همیشه سبز است در خلوت خیالم / خوبم به خوبی تو ، هرچند نپرسی حالم . . .

    در غمگین ترین لحظات زندگیم شادم که کسی نمیداند که چقدر غمگینم . . .

    زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت / زندگی تکرار پائیز است باید دید و رفت . . .[​IMG]

    هر دو بالم را شکستی باورم را پس بده / مانده خالی خالی هستی ام را پس بده
    دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک های بیت بیت دفترم را پس بده

    به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست

    نه از قایق نه از قایق مینویسم ، نه از زخم شقایق مینویسم
    به یاد لحظه های با تو بودن ، به یاد آن دقایق مینویسم . . .

    در تنور عاشقی سرد مکن ، در مقام عشق نامردی مکن
    حرف مردی میزنی مردانه باش ، در سرای عاشقی افسانه باش . . .

    سکوت یعنی یه حرف که رو دلمه ، یه اسم که رو لبمه ، یه شرم که تو چشامه و یه ارزو که تو قلبمه ، سکوت یعنی .......

    خاک شد هرکه بر این خاک زیست ٬ خاک چه داند که در این خاک کیست
    سرانجام که باید در خاک رفت ٬ خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت . . .

    صفائی بود دیشب با خیالت خلوت من را / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم

    گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . .

    عمر من غارت شد ، و غارتگر من دور شد ، من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد . . .

    دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست ، جای چشم ابرو نگیرد ، گرچه او بالاتر است .

    هر رهگذری محرم اسرار نگردد ، صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد
    هرجا که رسیدی مکش طرح رفاقت ، هر کس که به تو یار وفادار نگردد . . .

    دم هرچی رفیقه گرم،
    کمر هرچی نا رفیقه خم،
    روی هرچی بی مرامه کم،
    برای دشمنات آرزوی زلزله بم
    زیر چشم دشمنات نم،
    ایشالا نبینی غم . . .

    امروز رفتم دکتر ، گفت رگهای قلبت بسته شده ! شرمنده دیگه راهی برای بیرون اومدنت نیست[​IMG]

    تنها داروئی که 2 خاصیت داره چشم های قشنگ توست که هم آرومم میکنه هم داغون ![​IMG]


    باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست[​IMG]

    شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت ، ولی میشود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت...