تو آسمون عاشقی ستاره پیدانكنی / مدیون اشكای منی اگه فراموشم كنی بس که در تدبیر فردا مانده ایم/با همیم اما چه تنها مانده ایم/در کلاس جمع و تفریق زمان/عاشقیم اما تنها مانده ایم اندکی آهسته تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند سودای دلم قسمت هر بی سر و پا نیست / خوش باش که یک لحظه دلم از تو جدا نیست من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ، ولی با خفت و خواری ، پی شبنم نمیگردم... با خون غم نوشتم غربت مکان ما نیست / از یاد بردن دوست ، هرگز کار ما نیست . . . جفایت با وفایت هر دو نیکوست / تو را هر جا که باشی دارمت دوست . . زدی تیری به قلبم رد نکردم / جدائی را تو کردی ، من نکردم . . . در انتظار دیدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بیا که دل شکسته ام . . . به دریائی گرفتارم که موجش عالمی دارد / که من با دل و دریا و موجش عالمی دارم . . . یادت همیشه سبز است در خلوت خیالم / خوبم به خوبی تو ، هرچند نپرسی حالم . . . در غمگین ترین لحظات زندگیم شادم که کسی نمیداند که چقدر غمگینم . . . زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت / زندگی تکرار پائیز است باید دید و رفت . . . هر دو بالم را شکستی باورم را پس بده / مانده خالی خالی هستی ام را پس بده دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک های بیت بیت دفترم را پس بده به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست نه از قایق نه از قایق مینویسم ، نه از زخم شقایق مینویسم به یاد لحظه های با تو بودن ، به یاد آن دقایق مینویسم . . . در تنور عاشقی سرد مکن ، در مقام عشق نامردی مکن حرف مردی میزنی مردانه باش ، در سرای عاشقی افسانه باش . . . سکوت یعنی یه حرف که رو دلمه ، یه اسم که رو لبمه ، یه شرم که تو چشامه و یه ارزو که تو قلبمه ، سکوت یعنی ....... خاک شد هرکه بر این خاک زیست ٬ خاک چه داند که در این خاک کیست سرانجام که باید در خاک رفت ٬ خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت . . . صفائی بود دیشب با خیالت خلوت من را / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . . عمر من غارت شد ، و غارتگر من دور شد ، من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد . . . دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست ، جای چشم ابرو نگیرد ، گرچه او بالاتر است . هر رهگذری محرم اسرار نگردد ، صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد هرجا که رسیدی مکش طرح رفاقت ، هر کس که به تو یار وفادار نگردد . . . دم هرچی رفیقه گرم، کمر هرچی نا رفیقه خم، روی هرچی بی مرامه کم، برای دشمنات آرزوی زلزله بم زیر چشم دشمنات نم، ایشالا نبینی غم . . . امروز رفتم دکتر ، گفت رگهای قلبت بسته شده ! شرمنده دیگه راهی برای بیرون اومدنت نیست تنها داروئی که 2 خاصیت داره چشم های قشنگ توست که هم آرومم میکنه هم داغون ! باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت ، ولی میشود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت...