و کسی می گوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست... ---------------------------------------- در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام... ---------------------------------------- هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند. هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند. ---------------------------------------- دوری جستن از انسانهایی که دوستشان می داریم بی فایده است. زمان به ما نشان خواهد داد که جایگزینی برای آنها نخواهیم یافت... ---------------------------------------- ویکتور هوگو میگه : اگه همه ی اون چیزایی که تو سرمه بگم 10 کتابه اما اون چیزی که تو دلمه بگم دو کلمه هست : "دوستت دارم" ---------------------------------------- پروانه به دور شمع گشت و پرش سوخت... من به دور تو گشتم جگرم سوخت... ---------------------------------------- تو مرا مي فهمي... من تورا مي خوانم و همين ساده ترين قصه ي يك انسان است. تو مرا مي خواني من تورا ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم ميداني تا ابد در دل من خواهي ماند... ---------------------------------------- سكوتم صداي تو... هوايم هواي تو... دلتنگيم براي تو... تنهاييم بياد تو... زندگيم فداي تو... ---------------------------------------- آنقدر زير لبم نام تورا زمزمه كردم... كه لبم سوخت ولي نام تورا توبه نكردم... ---------------------------------------- اگر سنگ در رود زندگي نمي كرد ، صداي آب هيچ وقت زيبا نبود...! ---------------------------------------- خرج کن ولی ول خرج نشو... بخور ولی پرخور نشو... عاشق باش ولی دیوونه نشو... دوستت دارم ولی پررو نشو!! ---------------------------------------- هروقت پلک میزنی من یه نفس میکشم. پس به کسی خیره نشو که خفه میشم!!! ---------------------------------------- قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله من و تو ماهی تو آبیم که جدائیمون محاله... ---------------------------------------- گفتي که دگر در تو چنان حوصله اي نيست گفتم که مرا دوست نداري گلهاي نيست رفتي و خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئلهاي نيست ---------------------------------------- روزی مردی نزد عارفی رفت و گفت ای عارف جمله ای بگو که وقتی ناراحتم خوشحالم کند و وقتی خوشحالم ناراحتم کند! عارف گفت : "این نیز بگذرد" ---------------------------------------- حال من خیلی عجیبه دوست دارم پیشم بشینی... من نگاهت کنم و تو تو چشام عشقو ببینی... اولش گفتم یه حسه یا یه احترام ساده... اما بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده... ---------------------------------------- به حق ساقی کوثر وجودت بی بلا باشد... سر دستت علی گیرد نگهدارت خدا باشد...