1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعار شب قدر،شهادت امام علی

شروع موضوع توسط MiTra ‏20/8/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113

    [​IMG]​
    …​
    شب قدر است و قدر آن بدانیم
    نماز و جوشن و قرآن بخوانیم
    ​
    به درگاه خدا غفران و توبه
    به شرطی که سر پیمان بمانیم
    ​
    برای پاکی نفس و سعادت
    همیشه بهر خود شیطان برانیم
    ​
    شب تقدیر و ثبت سرنوشت است
    دعا بر مومن و انسان بخوانیم
    ​
    برای صیقل روح و روان ها
    به دل دریائی ازایمان رسانیم
    ​
    برای اولین مظلوم عالم
    بسی خون دل ازچشمان چکانیم
    ​
    هزاران لعنت و نفرین بسیار
    به قاتلهای مولامان رسانیم
    ​
    دراین شبهاتومهدی(عج)راصدا کن
    چو یوسف غایب است حیران چنانیم
    ​
    دعای اول وآخر ظهور است
    که بیش ازاین دراین هجران نمانیم
    ​
    ؛مسافر؛ را بگو ایمان قوی دار
    که تاوصلی به این دامان امانیم
    ​
    شاعر: سید مسیح شاهچراغی​
    …​
    تسبیح زخم های تو تصویر می شود​
    تا دانه دانه اشک تو زنجیر می شود​
    اندوه کعبه بود، ترک خورد از غمت​
    دارد به شکل قلب تو تصویر می شود​
    آیینه در برابر منشور گریه هات​
    در غربت نگاه تو تکثیر می شود​
    از سیر تا پیاز غمت سیر گریه کرد​
    آن دختری که از همه کس سیر می شود​
    آن قدر خون گریست که افتاد بر زبان​
    دارد به پای غصّه ی تو پیر می شود​
    دنیا بدون فاطمه یک جور دیگریست​
    خیلی برات سرد و نفس گیر می شود​
    تا دست های حیدریت بسته می شوند​
    روباه هم به یک دو نفس شیر می شود​
    این سفره های نان و نمک بعد رفتنت​
    لبریز شیر و گندم و تزویر می شود​
    یعنی علی نماز نمی خواند؟… وای من​
    روح اذان به مأذنه تکفیر می شود​
    شب های قدر وقت نزول کبود تو​
    فزت و رب…، به خون تو تفسیر می شود​
    این قلب های سنگیمان خیبری شدند​
    تنها به دست مهر تو تسخیر می شود​
    …​
    یا علی یا علی مالک ملک دلی​
    نام زیبای تو شد رافع هر مشکلی​
    یا علی یا مولا ای نگار زهرا​
    یا حیدر یا حیدر یا مرتضی​
    ای به گل رنگ و بو وز تو بلبل نغمه گو​
    ساقیا یک دم بیا همره مستان بگو​
    یا علی یا مولا ای نگار زهرا​
    یا حیدر یا حیدر یا مرتضی​
    یا علی یا علی دست ما دامان تو​
    ای سخا ای کرم چشم ما احسان تو​
    یا علی یا مولا ای نگار زهرا​
    یا حیدر یا حیدر یا مرتضی​
    …​
    مولای ما نمونهء دیگر نداشته است​
    اعجاز خلقت است و برابر نداشته است​
    وقت طواف دور حرم فکر می کنم​
    این خانه بی دلیل ترک برنداشته است​
    دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی​
    آیینه ای برای پیمبر نداشته است​
    سوگند می خورم که نبی شهر علم بود​
    شهری که جز علی در دیگر نداشته است​
    طوری ز چارچوب در قلعه کنده است​
    انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است​
    یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود​
    یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است​
    چون روز روشن است که در جهل گمشده است​
    هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است​
    این شعر استعاره ندارد برای او​
    تقصیر من که نیست برابر نداشته است​
    شاعر :سید حمیدرضا برقعی​
    …​
    دلم تا از مسیر عشق رد شد​
    به اشعارم نظر بی حصر و حد شد​
    کسی که گفت ذکر یا علی را​
    امین قل هو الله احد شد​
    که مولا عشق رب العالمین است​
    فقط حیدر امیر المومنین است​
    اگر از عشق او بیگانه باشم​
    ضرر کردم پی میخانه باشم​
    اگر عشاق را دیوانه خوانند​
    همان بهتر که من دیوانه باشم​
    مساوی نام مولا با یمین است​
    فقط حیدر امیر المومنین است​
    علی در مکتبش صد یاس دارد​
    طلا ، یاقوت ، دُر ، الماس دارد​
    مگو سقای لب تشنه محال است​
    ابالفضل از علی میراث دارد​
    علی ذکر یل ام البنین است​
    فقط حیدر امیرالمومنین است​
    کتاب مرتضی صدها ورق داشت​
    فلق از عشق او رنگ شفق داشت​
    همین روح القدس که هست مشهور​
    به ذکر یا علی روح و رمق داشت​
    نگارم زینت عرش برین است​
    فقط حیدر امیرالمومنین است​
    اگر خواهی که یابی احترامی​
    میان مردمان باشی گرامی​
    بیا و بر در این خانه بنشین​
    غلامی کن غلامی کن غلامی​
    بدان ارباب ما شاه زمین است​
    فقط حیدر امیرالمومنین است​
    می افتد قیمت یاقوت و گوهر​
    می افتد هیبت طوفان و تندر​
    می افتد کاخ هر شاه ستمگر​
    نمی افتد تلاطم های حیدر​
    چرا ؟ چون عشق مولا آتشین است​
    فقط حیدر امیرالمومنین است​
    الا که مست عین و شین و قافی​
    اگر قبر شهیدان را شکافی​
    از آنان هم بپرسی رمز ایمان​
    فقط گویند یک جمله ست کافی​
    تمام اعتقاد ما همین است​
    فقط حیدر امیر المومنین است​
    منم ریزه خور دربار زینب​
    سلامم بر همه انصار زینب​
    نمی خواهم پزشک و قرص و دارو​
    خوشم چون که شدم بیمار زینب​
    تمام حرف این علامه این است​
    فقط حیدر امیر المومنین است​
    …​
    من از ازل به مهر علی خو گرفته ام​
    درس خداشناسی ونیرو گرفته ام​
    ار مرشد طریقت خود شاه لافتی​
    خوی محبت از کرم او گرفته ام​
    در پرتو هدایت و نور ولایتش​
    با دست وی زدامن یاهو گرفته ام​
    تفسیر و شرح آیة والشمس والضحی​
    من از جمال یار نکو رو گرفته ام​
    نازم برشتةکه میان من و علیست​
    به به عجب طریقة نیکو گرفته ام​
    مشق صفا و صدق و محبت به جز علی​
    اندر جهان من از که و از کو گرفته ام​
    من بوی عطر گلشن توحید را ازل​
    از روی عطر این گل خوشبو گرفته ام​
    با کشتی شکسته ز گرداب یا علی​
    در ساحل نجات تو پهلو گرفته ام​
    ایدست حق بگیر زدستم کاروان​
    وامانده ام بسوی درت رو گرفته ام​
    شاهان نیازمند در تو من گدا​
    از دامن شهنشه دلجو گرفته ام​
    واهب بهوش باش علی کان رحمت است​
    من حل مشکلات خود از او گرفته ام​
    تا بر لب خویش نام حیدر داریم​
    کی بیم ز دشمن ستمگر داریم​
    از مهر علی و یازده فرزندش​
    ما، گِردِ دیار خویش سنگر داریم​
     
  2. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعار شب قدر،شهادت امام علی

    [​IMG]​
    من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست​
    این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست​
    این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است​
    به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست​
    منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او​
    پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست​
    آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است​
    بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست​
    لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد​
    که جهان، آینه در آینه حیران علی ست​
    کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است​
    تا بدانیم کلید در این خانه علی ست​
    از دم صبح ازل نام علی را می خواند​
    دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست​

    شاعر: محمد حسین صفاریان​
    …​
    مولا برای از تو سرودن غزل کم است​
    تلمیح و استعاره، مجاز و بدل کم است​
    قرآن ناب لایق وصف مقام توست​
    شعر و حدیث و قصه و ضرب المثل کم است​
    آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است​
    شیرینی شکر که چه گویم، عسل کم است​
    باید برای مدح تو از صبح بَدر گفت​
    هیجای نهروان و شکوه جمل کم است​
    ای دست اقتدار خدا، فارس العرب​
    اصلا برای شأن تو تعبیر «یل» کم است​
    هر قدر هم که دم بزنم ای امیر عشق​
    از شوکت و جلالت تو، ما حَصَل کم است​
    شهره شده میان عرب تک سواری ات​
    آوازه های صاعقه ی ذوالفقاری ات​
    ای آفتاب علم و یقین یا ابوتراب​
    همواره در مدار تو دین یا ابوتراب​
    صبح نگات، شمس ضحی یا ابالحسن​
    تار عبات حبل متین یا ابوتراب​
    از ابتدای خلقت خود کسب فیض کرد​
    در محضر تو روح الامین یا ابوتراب​
    مولای من ولایت تو از ازل شده​
    با روح و جان شیعه عجین یا ابوتراب​
    الطاف بی کران تو ای قبله گاه جود​
    می بارد از یسار و یمین یا ابوتراب​
    در رستخیز صبح قیامت برای ما​
    عشق تو است حصن حصین یا ابوتراب​
    با عطر و بوی هر نفست در مشام شهر​
    جاری شده ست خلد برین یا ابوتراب​
    چشمان روشن تو بهشت پیمبر است​
    اصلاً سرشت تو ز سرشت پیمبر است​
    تفسیر کن برای همه محکمات را​
    اسرار ناب آیه ی صبر و صلات را​
    مصداق بی بدیل «أولی الامر» روشن است​
    معلوم کرده ای یؤتون الزکات را​
    مولای من تمام صفاتت الهی است​
    آئینه ای تلألؤ انوار ذات را​
    شرط حیات طیبه نور ولایت است​
    از ما مگیر حضرت عشق این حیات را​
    با نعمت ولایتت آقا خود خدا​
    بی شک گشوده بر همه باب النجات را​
    یک لحظه در ولایت تو شک نمی کند​
    هر کس شنیده زمزمه ی کائنات را​
    تو آمدی کمی به زمین آسمان دهی​
    تا که تجلّیات خدا را نشان دهی​
    تسبیح انبیاء معظم علی علی ست​
    نقش لب پیمبر خاتم علی علی ست​
    رمز نجات حضرت موسی میان نیل​
    فریاد استغاثه ی آدم علی علی ست​
    هر گوشه را که می نگرم ذکر خیر توست​
    آقای من عبادت عالم علی علی ست​
    رمز تقرب همه ی اهل کائنات​
    آوای هر فرشته دمادم علی علی ست​
    لبیک کعبه و حجر و مسجد الحرام​
    زیبا ترین ترنّم زمزم علی علی ست​
    وقتی علی تجلی اسماء اعظم است​
    بی شک تجلیات خدا هم علی علی ست​
    تو آمدی و عزّت توحید پا گرفت​
    نور خدا زمین و زمان را فرا گرفت​
    مستیم از زلالی جام غدیر خم​
    هستیم شیعیان امام غدیر خم​
    مولا شدن فقط وَ فقط شأن حیدر است​
    این است لحظه لحظه، تمام غدیر خم​
    بر مسلمین تمام شده نعمت خدا​
    در خطّه ای شریف به نام غدیر خم​
    آری نظام ناب ولایت بنا شده​
    آری بنا شده ست نظام غدیر خم​
    معنا شده ولایت عام و ولی خاص​
    در واژه واژه خطبه ی تام غدیر خم​
    راه علی ست راه ولی فقیه مان​
    این است سرّ ناب پیام غدیر خم​
    ای نائب امام زمان! جان فدای تو​
    آقا طنین فکنده در عالم صدای تو:​
    پویا ترین طریق حقیقت بصیرت است​
    گویا ترین پیام ولایت بصیرت است​
    ای تشنگان فیض حقیقی آفتاب!​
    تنها صراط صبح سعادت بصیرت است​
    جوینده ی حکومت مولای متّقین!​
    شرط حلول روح عدالت بصیرت است​
    اینجاست سرّ معجزه ی خون هر شهید​
    شیوایی شکوه شهادت بصیرت است​
    در این غروب غیبت خورشید، ضامنِ -​
    پیروزی حقیقی امّت بصیرت است​
    در فتنه خیزِ عصر حوادث، طلیعه ی -​
    صبح ظهور حضرت حجّت بصیرت است​
    دل های ماست گوشه ی محراب جمکران​
    «عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان»​