فکر میکردم آدم خودخواه یعنی اون کسایی که میگن: بله من با فکر خودم تونستم، بله من با تکیه بر تواناییهای خودم تونستم، خدا چیکاره بود؟ برای همین سعی میکردم پیش خودم توی فکر خودم همیشه خودم رو متقاعد کنم که کار ، کار خداس و البته اراده ی من هم بعد از خدا مهمه! الان خوب میدونم ، این که باید برای خودم دلیل بیارم به دلیل خود خواهیمه! وگرنه اگر خود خواه نبودم انقدر از اینکه همه ی تعریف و تمجیدا مال من نیس ناراحت نمیشدم! مزاحمتان نمیشوم، خودتان را متقاعد کنید که خود خواه نیستید...
گاهی فکر میکردم چرا باید نماز بخونم؟ چرا باید جلوی خدا دولا و راست بشم؟ بعد مدتی نماز نخوندن یه روز بین خواب و بیداری خودمو دیدم! دیدم دارم به یه جعبه شیرینی خامه ای سجده میکنم! از اون روز فهمیدم ما آدما همیشه یه چیزی توی دلمونه، چون خلقتمون اینجوریه و در واقع ما بنده ی اون چیزی هستیم که توی دلمونه یعنی داریم میپرستیمش بهترین راه برای این که یادمون نره ما همیشه در حال پرستشیم اینه که با بدنمون دولا و راست بشیم تادقیقا یادمون نره... پیام بازرگانی تمام شد مزاحمتان نمی شوم غرورتان را حفظ کنید و به جای این ادا و اطوار ها به عرفان پردازید...