1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•●من اينجا بس دلم تنگ است...!●•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏21/11/10 در انجمن زمزمه های آشنا

  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,717
    تشکر شده:
    4,395
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    Telegram: vahid_yakamoz instagram: vahid_yakamoz
    اي غصه مرا دار زدي خسته نباشي
    آتش به شب تار زدي خسته نباشي

    اي غصه دمت گرم که در لحظه ي شادي

    بـــــا رگ رگ من تـار زدي خسته نباشي
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  2. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏24/1/11
    ارسال ها:
    259
    تشکر شده:
    30
    امتیاز دستاورد:
    28
    جنسیت:
    زن
    بگذار سپیده سر زند
    چه باک که من بمیرم و شبنم فروخشکد
    و شبگیر خاموش شود و شباهنگ گنگ گردد .
    و مهتاب رنگ بازد و ستاره ی سحری بازگردد .
    و راه کهکشان بسته شود ...
    بگذار سپیده سر زند و پروانه به سوی آفتاب پر کشد .
    نزدیک تر به خدا
    من باید فرود آیم
    نباید بنشینم
    سال هاست ازآن لحظه که پربر اندامم رویید
    واز آشیان از بام خانه پرواز کردم
    همچنان می پرم . هرگز ننشسته ام
    ودیگر سری نیز به سوی زمین و به سواد پلید شهرها
    وبامهای کوتاه خانه ها بر نگرداندم
    چشم به زمین ندوختم
    پروازی رو به آسمان
    در راه افلاک
    و هر لحظه دورتر و بالاتر ا ز زمین
    و هر لحظه نزدیک تر به خدا !
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    دلم نه لرزید نه شکست

    وقتی که پشت کردی

    وقتی که از رفتن گفتی

    یا حتی وقتی که رفتی

    دلم نه لرزید نه شکست

    همراهت بود وقتی که رفتی

    چه کمکی از دست من بر می آید

    وقتی که خودم در کوچه انتظار سالهاست که منتظرم

    چه کمکی از دست من بر می آید

    وقتی خودم مانده ام در این ساعتها و دقایق تنهای تنها

    چه کمکی از دست من بر می آید

    وقتی خودم سرگردان بودنم

    اصلا تو خودت بگو چه کمکی از دستت بر می آید؟!

    هر چه سعی می کنم که نباشم نمی شود

    هر چه تلاش برای ننوشتنم بی فایده است

    انگار که باید نوشت

    از تو از خاطرات فراموش شده

    از عشق از نفرت از مرگ و از هستی

    هر چه تلاش برای نبودنت نیز راه به جایی نمی برد

    انگار که همیشه حاضری

    اگر که نه همزادت برای عذابم خواهد آمد

    سخت است درد خود رااز ديگران شنيدن

    از عاشقي نگفتن از عشق دل بريدن

    سخت است از پرستو پرواز را گرفتن

    يک تکه از جهان را بر دوش خود کشيدن

    سخت است از ستاره با نور ماه گفتن

    از پود دل گسستن در تار دل تنيدن

    سخت است با شقايق از کوچ لاله گفتن

    با لاله ها نشستن با قاصدک پريدن

    سخت است مهرباني از اشنا نديدن

    سخت است مهرباني از اشنا نديدن

    سخت است .............................
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,717
    تشکر شده:
    4,395
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    Telegram: vahid_yakamoz instagram: vahid_yakamoz
    [​IMG]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    روزی دل من که تهی بود و غریب
    از شهر سکوت به دیار تو رسید
    در شهر صدا که پر از زمزمه بود
    تنها دل من قصهُ مهر تو شنید
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,717
    تشکر شده:
    4,395
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    Telegram: vahid_yakamoz instagram: vahid_yakamoz
    [​IMG]
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    شکست لاله را جدی بگیریم
    اگر نیلوفری دیدیم زخمی
    برای قلب پر دردش بمیریم
    بیا در کوچه های تنگ غربت
    برای هر غریبی سایه باشیم
    بیا هر شب کنار نور یک شمع
    به فکر پیچک همسایه باشیم
    بیا ما نیز مثل روح باران
    به روی یک رز تنها بباریم
    بیا در باغ بی روح دلی سرد
    کمی رویا ی نیلوفر بککاریم
    بیا در یک شب آرام و مهتاب
    کمی هم صحبت یک یاس باشیم
    اگر صد بار قلبی را شکستیم
    بیا یک بار با احساس باشیم
    بیا به احترام قصه عشق
    به قدر شبنمی مجنون بمانیم
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  8. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏22/2/11
    ارسال ها:
    178
    تشکر شده:
    7
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانشجو
    ولی من دلم برای محمدم تنگ شده بود که پیداش کردم دیگه دلم تنگ نیست...:hey:
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  9. Founder

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    13,002
    تشکر شده:
    13,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    فالگیری پیر تو را در فنجانم یافته بود
    گفت:
    اولین برف که ببارد او می رود و دیگر از او خبری نخواهی یافت
    اما...
    برف که آمد رد پاهایت روی دلم جان گرفت
    .........و تو ماندی
    نه فقط برای این زمستان
    برای زنده ماندنم در همه ی زمستان ها
    آن هم بی تو
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  10. Founder

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    13,002
    تشکر شده:
    13,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    ه گوش خدا برسانید
    !آدم این حوا ،سالهاست که رفته است
    این حوای تنها را برگرداند پیش خودش
    بهشتش را نمیخواهم
    !به جهنمش هم راضی ام
    ......هرجایی باشد به جز این دنیا
    !!!این دنیا زیادی بوی آدم گرفته است
     
    یک شخص از این تشکر کرد.