1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعاري در مدح مولا علي (ع)

شروع موضوع توسط Twister ‏9/8/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0

    ای علی، ای آشنا با کوچه های شب زده


    ای علی، ای مایه فخر و مباهات همه


    گامهایت پیک شادی بود و نور


    دستهایت گرم و مهرانگیز بود در اوج شور


    چاه میداند صدای ناله هایت را به شب


    می شناسد غربت دیرینه ات با تاب و تب


    می شناسد اشکهای گرم حیدری


    سینۀ پر درد و نای خسته ای


    چاه خوب میداند غم و درد تو را


    خوب میداند صدای گریه های بی صدا​

    ​
     
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاري در مدح مولا علي (ع)

    شبي در محفلي ذكر علي بود





    شــنيدم عاقـلي فرزانه فرمود:





    اگــر دوزخ بـه زيـر پوســت داري





    نسوزي گر علي را دوست داري





    اگر مهر علي در سينه ات نيست





    بسـوزي گـر هـزاران پوسـت داري
     
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاري در مدح مولا علي (ع)

    یارب این ماه کدامین مه و امشب چه شب است *** که فلک غرق نشاط است، زمین در طربست

    شد مگر چشم مه امشب به جمالی روشن *** کاین چنین خرم و تابنده و پر خنده لبست

    آری از منظره ماه و کواکب پیداست *** که شب سیزده ماه شریف رجب است

    گوش دل باز کن ای بی‌خبر از عالم غیب *** تا منادی دهدت مژده که امشب چه شبست

    مژده جبریل امین از عرش برین *** که مبارک شب میلاد امیر عرب است

    ذات اقلیم ولایت که همایون ذاتش *** مطلع نور حق و آئینه ذات ربست

    مه خورشید و زمین و فلک و لیل نهار *** به ولای علی و آل علی منتسب است

    علی عالی اعلی اسدالله که او *** گردش دایره کون و مکان را سبب است

    با چنین جلوه که از پرده برون آمده‌ای *** که کنم جان به فدای تو نه جای عجب است

    هر که با خط ولای تو رود در دل خاک *** فارغ از محنت و آسوده ز رنج و تعب است

    در پی رزم پی کشتن روبه صفتان *** همچو شیریست که در حالت خشم و غضب است

    نرسد شهد به شیرینی گفتار علی *** که کلامش چو درختی‌ست که غرق رطب است

    خلق را دوستی شاه ولایت روحی است *** که روان در تن و شریان و ورید و عصب است

    دم فرو بند «رسا» قطره به پیش دریا *** عرض اندام نمودن نه طریق ادب است (دکتر قاسم رسا)

    ​
     
  4. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاري در مدح مولا علي (ع)

    نوشته بر در فردوس کاتبان قضا *** نبي رسول و وليعهد حيدر کرار

    ز نام اوست معلق سما و کرسي و عرش *** ز ذات اوست مطبق زمين بدين هنجار

    علي امام و علي ايمن و علي ايمان *** علي امين و علي سور و علي سردار

    علي عليم و علي عالم و علي اعلم *** علي حکيم و علي حاکم و علي مختار

    علي نصير و علي ناصر و علي منصور *** علي مظفر و غالب علي سپهسالار

    علي عزيز و علي عزت و علي افضل *** علي لطيف و علي انور و علي انوار

    عليست فتح فتوح و عليست راحت روح *** عليست راحت روح و عليست کوه وقار

    علي سليم و علي سالم و علي مسلم *** علي قسيم قصور و عليست قاسم نار

    علي نعيم و علي نعمت و علي منعم *** علي بود اسدالله قاتل کفار

    علي ز بعد محمد ز هر که هست به است *** اگر تو مؤمن پاکي بکن به اين اقرار
    (منسوب به حافظ شيرازي)
    ​
     
  5. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاري در مدح مولا علي (ع)

    <h3 align="center">اخلاص عمل
    <h3 align="center">از على آموز اخلاص عمل‏

    شير حق را دان مطهر از دغل‏

    در غزا بر پهلوانى دست يافت‏

    زود شمشيرى برآورد و شتافت‏

    او خدو انداخت بر روى على‏

    افتخار هر نبى و هر ولى‏

    آن خدو زد بر رخى كه روى ماه‏

    سجده آرد پيش او در سجده‏گاه‏

    در زمان انداخت شمشير آن على‏

    كرد او اندر غزااش كاهلى‏

    گشت حيران آن مبارز زين عمل‏

    وز نمودن عفو و رحمت بى محل‏

    گفت بر من تيغ تيز افراشتى‏

    از چه افكندى مرا بگذاشتى‏

    آن چه ديدى بهتر از پيكار من‏

    تا شدستى سست در اشكار من‏

    آن چه ديدى كه چنين خشمت نشست‏

    تا چنان برقى نمود و باز جست‏

    آن چه ديدى كه مرا در عكس ديد

    در دل و جان شعله‏اى آمد پديد

    آن چه ديدى برتر از كون و مكان‏

    كه به از جان بود و بخشيديم جان‏

    در شجاعت شير ربانيستى‏

    در مروت خود كه داند كيستى...

    اى على كه جمله عقل و ديده‏اى‏

    شمه‏اى واگو از آنچه ديده‏اى‏

    تيغ حلمت جان ما را چاك كرد

    آب علمت خاك ما را پاك كرد

    بازگو دانم كه اين اسرار هوست‏

    زآنكه بى‏شمشير كشتن كار اوست‏

    صانع بى‏آلت و بى‏جارحه‏

    واهب اين هديه‏هاى رابحه‏

    صد هزاران مى‏چشاند هوش را

    كه خبر نبود دو چشم و گوش را

    بازگو اى باز عرش خوش شكار

    تا چه ديدى اين زمان از كردگار

    چشم تو ادراك غيب آموخته‏

    چشمهاى حاضران بر دوخته...

    <h3 align="center">راز بگشا اى على مرتضى‏

    اى پس سوء القضا حسن القضاء...

    گفت من تيغ از پى حق مى‏زنم‏

    بنده حقم نه مأمور تنم‏

    شير حقم نيستم شير هوا

    فعل من بر دين من باشد گوا

    ما رميت اذ رميتم در حراب‏

    من چو تيغم و آن زننده آفتاب‏

    رخت خود را من زره برداشتم‏

    غير حق را من عدم انگاشتم‏

    سايه‏اى ام كدخدايم آفتاب‏

    حاجبم من نيستم او را حجاب‏

    من چون تيغم پر گهرهاى وصال‏

    زنده گردانم نه كشته در قتال‏

    خون نپوشد گوهر تيغ مرا

    باد از جا كى برد ميغ مرا

    كه نيم كوهم ز حلم و صبر و داد

    كوه را كى در ربايد تندباد

    آنكه از بادى رود از جا خسى است‏

    زانكه باد ناموافق خود بسى است‏

    باد خشم و باد شهوت باد آز

    برد او را كه نبود اهل نماز

    كوهم و هستى من بنياد اوست‏

    ور شوم چون كاه بادم ياد اوست‏

    جز به باد او نجنبد ميل من‏

    نيست جز عشق احد سر خيل من‏

    خشم بر شاهان شه و ما را غلام‏

    خشم را هم بسته‏ام زير لگام‏

    تيغ حلمم گردن خشمم زده است‏

    خشم حق بر من چو رحمت آمده است‏

    غرق نورم گرچه سقفم شد خراب‏

    روضه گشتم گرچه هستم بوتراب‏

    چون درآمد در ميان غير خدا

    تيغ را اندر ميان كردن سزا

    تا احب الله آيد نام من‏

    تا كه أبغض لله آيد كام من‏

    تا كه أعطى لله آيد جود من‏

    تا كه امسك لله آيد بود من‏

    بخل من لله عطا لله و بس‏

    جمله لله‏ام نيم من آن كس‏

    و آنچه لله مى‏كنم تقليد نيست‏

    نيست تخييل و گمان جز ديد نيست‏

    ز اجتهاد و از تحرى رسته‏ام‏

    آستين بر دامن حق بسته‏ام‏

    گر همى پرم همى بينم مطار

    ور همى گردم همى بينم مدار

    ور كشم بارى بدانم تا كجا

    ماهم و خورشيد پيشم پيشوا

    بيش از اين با خلق گفتن روى نيست‏

    بحر را گنجانى اندر جوى نيست
     
  6. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاري در مدح مولا علي (ع)

    <h3 align="center">افسر ولايت
    <h3 align="center">محمدعلى مردانى - معاصر
    <h3 align="center">هر كه پا در راه پيغمبر گذارد
    <h3 align="center">بر سرش دست خدا افسر گذارد

    هر كسى جوياى حق باشد خداوند

    <h3 align="center">بر دل او مهر پيغمبر گذارد

    آن كه ره جويد به باب علم احمد(ص )

    <h3 align="center">تاابد بر آستانش سر گذارد

    فاش برگو سالك گم كرده ره را

    <h3 align="center">بيهوده عمرى به بحر و بر گذارد

    آن كه مى جويد حريم كبريا را

    <h3 align="center">تا كه سر بر كعبه داور گذارد

    آنكه پوشد جامه احرام بر تن

    <h3 align="center">شب به بالين , سر به چشم تر گذارد

    بانگ لبيكش رود بر آسمانها

    <h3 align="center">تن به خاك گرم در مشعر گذارد

    گر نباشد در دلش نقش تولا

    <h3 align="center">بار پيش سيل ويرانگر گذارد

    از صفا و مروه و سعيش چه حاصل

    <h3 align="center">جان خود را گر در آن معبر گذارد

    تا بجويد باب علم مصطفى را

    <h3 align="center">گو قدم در مكتب بوذر گذارد

    بر كف آرد دامن حبل المتين را

    <h3 align="center">دل بر آن درگاه چون قنبر گذارد

    چو خليل اللّه اگر جويد گلستان

    <h3 align="center">با ولايش جامه در آذر گذارد

    آن كه بهر بندگى بر درگهش سر

    <h3 align="center">صد هزاران ميثم و اشتر گذارد

    آن كه در اجراى امر حى سبحان

    <h3 align="center">پا به جاى پاى پيغمبر گذارد

    تا فنا سازد بت و بتخانه يكسر

    <h3 align="center">پا به روى دوش آن سرور گذارد

    عرش , خم از بهر تعظيمش كند سر

    <h3 align="center">سجده چون بر خالق اكبر گذارد

    مى كند خاموش شمعى را وزين ره

    <h3 align="center">داغها بر سينه كافر گذارد

    تيغ عدلش در احد از دشمن دين

    <h3 align="center">چون احد تلى ز خاكستر گذارد

    آن كه مهر آسمان در پيش عزمش

    <h3 align="center">ماند از رفتار و كروفر گذارد

    آن ابر مردى كه از اشك يتيمى

    <h3 align="center">اشك غم مى ريزد و خنجر گذارد

    آن كه در روز غدير خم پيمبر

    <h3 align="center">از ولايت بر سرش افسر گذارد

    چون كه يك روح اند اما در دو پيكر

    <h3 align="center">با نبى او پاى بر منبر گذارد

    طبع مردانى درين روز مبارك

    <h3 align="center">رخ به خاك آن گران اختر گذارد

    بر اساس نظم , بنيان سخن را

    <h3 align="center">برفراز گنبد اخضر گذار
     
  7. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاري در مدح مولا علي (ع)

    <h3 align="center">تويى كه ذكر جميلت به هر زبان جارى است

    زلال ياد تو در جويبار جان جارى است

    مدام زمزم وصف تو اى سلاله نور

    به باغ خاطر هر طبع نكته دان جارى است

    صداى عدل تو اى خصم اهل جور, هنوز

    بسان صاعقه در گوش آسمان جارى است

    به كام دهر چشاندى ميى ز خم غدير

    كه شور و جوشش آن در رگ زمان جارى است

    ز چشمه سار ولاى تو اى خلاصه لطف

    به جويبار زمان فيض جاودان جارى است

    بود ولاى تو و آل تو چو كشتى نوح

    كه بى مخاطره در بحر بيكران جارى است ..
     
  8. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاري در مدح مولا علي (ع)

    <h3 align="center">حس میلاد
    <h3 align="center">پینه دست توگندمکار بود
    <h3 align="center">زارع دشت تبسم زاربود
    <h3 align="center">هیچ کس هم مخفی ازدیدت نشد
    <h3 align="center">بسکه چشمان تومردم داربود
    <h3 align="center">حس میلادت شکست کعبه بود
    <h3 align="center">بوی این طوفان تلاطم زار بود
    <h3 align="center">گفت تسبیح وشکست وبازشد
    <h3 align="center">جنبه این ظرف کم مقداربود
    <h3 align="center">هرانا الحق لایق شمشیر نیست
    <h3 align="center">سهم بی مغزان طناب داربود
    <h3 align="center">ازتمام ذره ها پرسیده ام
    <h3 align="center">حضرت خورشید شبنم خواربود
    <h3 align="center">قصه روح تو با اطراف خود
    <h3 align="center">غصه آیینه ودیوار بود
     
  9. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاري در مدح مولا علي (ع)

    <h3 align="center">یوسف آه
    <h3 align="center">ای عبورسبز نخلستان به دوش
    <h3 align="center">بازهم از ذهن نخلستان بجوش
    <h3 align="center">تیغ دستت بسکه برصحرا نشست
    <h3 align="center">شد کویر ازدست تو خرما فروش
    <h3 align="center">یوسف آه تو عمری بین چاه
    <h3 align="center">می وزد درخویش ومی گوید خموش
    <h3 align="center">ای بت سجاده آدم ,علی
    <h3 align="center">زین سجود آدم نمی آید به هوش
    <h3 align="center">کودکی دارد صدایت می کند
    <h3 align="center">کفشهای وصله دارت رابپوش
    <h3 align="center">بازهم ازکاسه طفل یتیم
    <h3 align="center">شربت شام تجلی رابنوش
    <h3 align="center">تالباس آینه برتن کنی
    <h3 align="center">آه را افکنده ای ازروی دوش
    <h3 align="center">یک شب ازعمرت هزاران رکعت است
    <h3 align="center">رکعتی ازغشوه های پرخروش
    <h3 align="center">
     
  10. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاري در مدح مولا علي (ع)

    <h3 align="center">حرارت جلوه
    <h3 align="center">می سوخت درحرارت یک جلوه آفتاب
    <h3 align="center">سربرد ازخجالت خود موج زیرآب
    <h3 align="center">دریا شنید نامش وازترس آب شد
    <h3 align="center">خورشید پابرهنه زمین خورد ازشتاب
    <h3 align="center">وصفش کسی نگفت وهزاران کتاب شد
    <h3 align="center">سطری نخوانده هیچ کسی زین همه کتاب
    <h3 align="center">کلی است مثل نور,ولی منحصر به فرد
    <h3 align="center">مجبور روشنیم ونداریم انتخاب
    <h3 align="center">بنت اسد رسید و دعا کردکای خدا
    <h3 align="center">آمد برون زکعبه منادای مستجاب
    <h3 align="center">کی آمد وچگونه؟کجابود وکی رسید؟
    <h3 align="center">ازذات حق سوال مکن هست بی جواب
    <h3 align="center">کعبه نداشت ظرفیت جلوه این همه
    <h3 align="center">تصویر چون بزرگتر آمد شکست قاب
    <h3 align="center">مامست کرده ایم وبه معراج می رویم
    <h3 align="center">ازکاسه های لم یلد سوره شراب
    <h3 align="center">ماراخراب باده توحید کرده اند
    <h3 align="center">جمع نقیض رانگر؛ آبادی خراب
    <h3 align="center">آری بزرگترزعلی نیست آیه ای
    <h3 align="center">آری زلال ترزعلی نیست حق ناب
    <h3 align="center">سیمرغ,بی عنایت تو مرغ خانگی
    <h3 align="center">مرغی که باولایت تو پرزند,عقاب