1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعاری در مدح حضرت زینب

شروع موضوع توسط Twister ‏9/8/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    صبر را معنا و مفهومی به نام زینب است


    احترام عشق هم از احترام زینب است


    شهر بی میخانه و ساقی نباشد شهر عشق


    نشئگان عشق را مستی زجام زینب است


    فرش را تا عرش پیمودن نه کار هر کسی است


    این مسافت هر چه باشد زیر گام زینب است


    کیست زینب علم اول علم آخر پیش اوست


    متن عاشورا مدون با پیام زینب است


    کیست زینب در صواب شاهدان حق شریک


    ثبت در اسناد عاشورا سهام زینب است


    عشق یعنی سز فرازی سر شکستن پیش یار


    شیوه از سر گذشتن در مرام زینب است


    دستهایش بسته سر بشکسته مغرد چو شیر


    وحشت حکام جور از انتقام زینب است


    بغض زینب در گلو یعنی مهیب انفجار


    انفجار نسلها با اهتمام زینب است


    می زند فریاد فریادی که حیدر گونه است


    ازدحام اهل کوفه از کلام زینب است


    داوری بنگر که در بیدادگاه شهر شام


    با حسین همدست گشتن اتهام زینب است


    مشت را کرده گره با هیبت و احساس گفت


    این حسین فرماده عالم امام زینب است


    گرچه جایز نیست از بهر زنان امر جهاد


    چادرو پوشش نمادی از قیام زینب است


    افتخار سید خوش زاد می دانی ز چیست


    افتخار او همین بس که غلام زینب است


    گرچه بین بانوان زهرا مقام اول است


    بعد زهرا رتبه برتر مقام زینب است
     
  2. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاری در مدح حضرت زینب

    آنکه بد گوهر دریای حیا زینب بود


    در حیا نایبة خیر نساء زینب بود


    آنکه دانشگده سینه زهرا پیمود


    گشت علامه شد انگشت نما زینب بود


    دختری که بجهان زین ابش نام آمد


    دختر شاه عرب شیر خدا زینب بود


    تالی حضرت صدیقه و اخت الحسنین


    سینه¬اش آینة صدق و صفا زینب بود


    آنکه پیمود ره مهر و وفا شد نامی


    زیب دیباچه دیوان وفا زینب بود


    آنکه مبهوت زصبرش شده ایوب صبور


    معدن صبر به صحرای بلا زینب بود


    آنکه بعد از شه لب تشنه بهنگام بلا


    قد علم کرد بمیدان وفا زینب بود


    آنکه در جای حسینش ز وفاداری شد


    ملجأ و دادرس آل عبا زینب بود


    آنکه با شرکت اطفال یتیمان حسین


    بست در قتلگه اش عقد عزا زینب بود


    آنکه افراشت پس از قتل حسین رایت دین


    کرد در کرب و بلا شقه گشا زینب بود


    آنکه با شوق بیاری برادر برخاست


    پیروی کرد از او پای بپا زینب بود


    آنکه همدست حسین گشته و بر خلق رساند


    صورت و معنی قرآن خدا زینب بود


    آنکه بر اهل جهان موی به مو کرد اعلان


    اصل منظور شه کرب و بلا زینب بود


    آنکه در حال اسیریش به نهضت پرداخت


    شت خاتون ظفر با اسرا زینب بود


    هرکجا بر سر نی رفت سر پاک حسین


    بروی ناقة عریان ز قفات زینب بود


    آنکه نشکست وقارش باسارت اما


    با سکینت به شکست اهل جفا زینب بود


    آنکه در ناقه عریان بدیار کوفه


    حق را کرد ز ناحق جدا زینب بود


    آنکه با منطق شیرین و بگفتار فصیح


    م***** کرد در آن شهر بپا زینب بود


    آنکه از کثرت احساس به محمل زده سر


    گیسویش کرد مخصب به دما زینب بود


    آنکه در بارگه زادة مرجانة پست


    تنگ کرد عرصه بر آن شوم و ذغا زینب بود


    آنکه در مجلس شامات به میر شامات


    گفت با طعنه که ابن الطلقا زینب بود


    آنکه بی باک و دلیرانه به ارکان یزید


    لرزه افکند در آن دار جفا زینب بود


    آنکه نام امویها به فضاحت ها برد


    کرد رسوازده ، با بانگ رسا زینب بود


    آنکه وارونه شد از همت او تخت یزید


    کند آن سلطنت از بیخ و بنا زینب بود


    ثائبا آنکه بویرانة شام اندر شام


    نصب یا نام حسین کرد لوا زینب بود
     
  3. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاری در مدح حضرت زینب

    خودم دیدم که صحرا لاله گون بود


    زمین از خون یاران غرقه خون بود


    خودم دیدم فضاى آسمانها


    پر از انا الیه راجعون بود


    خودم دیدم که نور چشم زهرا


    جراحات تنش از حد فزون بود


    خودم دیدم که بر هر برگ لاله


    نوشته این سخن با خط خون بود


    گلى گم کرده ام میجویم او را،


    به هر گل میرسم میبویم او را


    خودم دیدم گلوى اصغرش را


    خودم در بر کشیدم اکبرش را


    اگر چه از کنار نهر علقم


    زگریه منع کردم خواهرم را


    خودم دیدم که زهرا ناله میکرد


    خودم دیدم سرشک مادرم را


    مکن منعم اگر با اینهمه داغ


    زنم بر چوبه محمل سرم را


    گلى گم کرده ام میجویم او را


    ، به هر گل میرسم میبویم او را


    خودم دیدم که دلها مرده بودند


    خودم دیدم همه افسرده بودند


    خودم دیدم کبوترهاى معصوم


    همه در زیر پر، سر برده بودند


    خودم دیدم که گلهاى نبوت


    زبى ابى همه پژمرده بودند


    همان جایى که فرزندان زهرا


    بجرم عشق سیلى خورده بودند


    گلى گم کرده ام میجویم او را


    ، به هر گل میرسم میبویم او را


    گل من یک نشان در بدن داشت


    ، یکى پیراهن کهنه به تن داشت





    تا خیمه زد به ساحل خطبه کلام تو


    خوابید موج های خروشان به نام تو


    از کوفه تا به شام فقط سنگ می زدند


    مدفون کنند تا همه جا سیر گام تو


    جز با عنایت تو به چوب کجاوه ات


    دست که می رسید به بالای بام تو


    خطبه مخوان به مرم از سنگ پست تر


    اینجا نمی دهند جواب سلام تو


    ما را سوار ناقه غمگین خویش کن


    شاید شویم زائر زلف امام تو





    دارد از روز ازل دیده بینا زینب


    عشق را کرده به نه کنگره معنا زینب


    اولین صابره ارض و سما باشدو بس


    علم پیغمبری آموخت ز طاها زینب


    بود او عالمه مکتب فرهنگ علی


    پرورش یافته در دامن زهرا زینب


    همچنان کمه به نبی ام ابیها زهراست


    با شد از بهر علی ام ابیها زینب


    گشت قربانی کعبه به منای شهدا


    هستی اش را به خدا می کند اهدا زینب


    در اسارت سخن از غیرت و آزادی گفت


    اه و زاری نکند در بر اعدا زینب

     
  4. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاری در مدح حضرت زینب

    طبع می خواهد كه وصف زینب كبری كند

    لیك قطره كی تواند صحبت دریا كند؟

    هر جا سخن آید زعشق حرف از پیام زینب است

    پر می كشد سوی دمشق قلبی كه رام زینب است

    مجنون كجا لیلا كجا ،زینب گل زهرا كجا

    پر می زند دلها كجا،آنجا كه دام زینب است

    دلدادگی دلداده اش آزادگی آزاده اش

    میخانه مست باده اش ،مستی زجام زینب است



    او كه بود نور دو عین ،محتاج مهرش عالمین

    هركس بود مست حسین ،عبد مدام زینب است

    گر در جهان باشد به پا ،یاد غم كرببلا

    شیعه اگر مانده به جا ، از ذكر نام زینب است

    هر لحظه بوده با حسین ،یارش نبود الا حسین

    ذكر قشنگ یا حسین ،حسن ختام زینب است

    هر كس عبادت می كند یاد از ولایت می كند

    دل گر زیارت می كند ،مست سلام زینب است

    سجاده اش محراب خون ،از روز اول تا كنون

    بر دل دهد درس جنون ،اینسان مرام زینب است

    كربلا می مرد اگر زینب نبود

    شیعه می پژمرد اگر زینب نبود

    آیه های صبر در قر آن تمام

    شرح صبر ناتمام زینب است

    انكه بر حق هست خاتم زینب است

    ناخدایه كشتی غم زینب است

    تا نفس در سینه روز و شب بود
    دم حسین و بازدم زینب بود​
     
  5. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاری در مدح حضرت زینب

    تو کیستی فروغ چراغ هدایتی
    تـو لنگر سفینۀ نـوح ولایتـی
    ناخوانده درس، عالمه علم عالمی
    مکتب نـرفته، بـحر وسیع روایتی
    با چادرت بـه دایرۀ حشر، سایبان
    بـا معجرت بـه معرکۀ صبر، رایتی
    بودی ز خردسالی خود یاور حسین
    هم خواهر حسینی و هم مادر حسین
    فُلک نجات را به خدا ناخدا تویی
    بال و پر عروج به سوی خدا تویی
    هم سنگر امام شهیدان قدم قدم
    از ابتدا تو بودی و تا انتها تویی
    روز جهاد همره و همگام فاطمه
    هنگام خطبه هم نفس مرتضی تویی
    ماهِ دو مهرِ فاطمه و کوکب علی
    آیینۀ حسین و حسن، زینب علی
     
  6. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاری در مدح حضرت زینب

    بر عزم و غیرت تـو خدا گفت آفرین
    وقتی که خلق کرد تـو را، گفت آفرین
    وقتی به قتلگاه گشودی زبان بـه شکر
    زهرا گشود لب بـه دعا، گفت آفـرین
    تا شد ز خطبۀ تو نفس‌ها به سینه حبس
    بـر نیـزه سیدالشهدا گفت آفـرین
    نطقت بـه کوفه معجزۀ ذوالفقار کرد
    بر چون تو شیر دخت، علی افتخار کرد
     
  7. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاری در مدح حضرت زینب

    ای مانده کوه درد و غمت روی شانه‌ها
    از کعبِ نی بـه پیکر پـاکت نشانـه‌ها
    داغت شراره‌ای بـه همه آشیانه‌ها
    ذکر تـو و حسین تو قرآنِ خانه‌ها
    تنها ز تـازیـانه تن تـو نشد کبود
    بـر قلب ماست آن اثـر تازیانه‌ها
    ایمان و عشق وغیرت ودین را چو آب برد
    دشمن تو را بـه جانب بـزم شراب بـرد
     
  8. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاری در مدح حضرت زینب

    زلف عفاف، رشتۀ دامان زینب است
    آیات صبر، پایۀ ایمان زینب است
    ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار
    این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است
    حبل المتینِ قافـله سالار عاشقان
    تا روز حشر، موی پریشان زینب است
    گل زخم‌های پیکر صد پارۀ حسین
    آیـات بی‌شمارۀ قرآن زینب است
    هر کس که پا نهد به عزا خانۀ حسین
    بر او کرم کنید که مهمان زینب است
     
  9. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاری در مدح حضرت زینب

    سرهای نوک نیزه همه دسته‌های گل
    تن‌های پاره پاره، گلستان زینب است
    آن نیزه‌ای که خصم به قلب حسین زد
    زخمش هنوز بر دل سوزان زینب است
    بـا یـاد صبح یازدهم، صبح بی حسین
    هر روز صبح، شام غریبان زینب است
    وقتی که گفت بـا سپه کوفـه «اُسکُتوا»
    دیـدند کائنات بـه فرمان زینب است
    وقتی رقیـه را بـه ره شام می‌زدنـد
    دیدم حسین، دست به دامان زینب است
    یاللعجب مگر که قیامت بـه پا شده
    بر نیزه آفتاب درخشان زینب است
     
  10. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏24/4/11
    ارسال ها:
    10,504
    تشکر شده:
    689
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : اشعاری در مدح حضرت زینب

    ای زینت جان علی

    ای زیب دامان علی

    ای مهر تابان علی

    ماه درخشان علی

    ای عشق زهرا زینبا

    ساقی غمها زینبا

    ای دلبر ما زینبا

    محبوب طه زینبا

    محبوبه طه تویی

    دردانه زهرا تویی

    نور دل مولا تویی

    ساقی جان ما تویی

    ای یادگار فاطمه

    تنها بهار فاطمه

    بودی تو یار فاطمه

    رمز قرار فاطمه

    ای آبروی عالمین

    نام تو دارد شور و شین

    ای مرتضی را نور عین

    پیغمبر عشق حسین

    تو دلربای مادری

    عشق و صفای حیدری

    در عشق تو پیغمبری

    ثانی نور کوثری

    بر جان رسد چون بوی تو

    مرغ دلم در کوی تو

    پر می زند رو سوی تو آید به جستجوی تو

    محمد علی شهاب