پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی قربون مامان های خونه داربرم من که ازحالا به فکرافطارخانوادشون هستنددددددد:gift:
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی ولی پرستوی عزیزم اگر دکتر گفتن روزه نگیرین حتما یه چیزی میدونستن . این درست نیست که روزه بگیرید و حالتون بدتر بشه . به خودتون رحم نمی کنید به خواهر گل من حداقل رحم کنید ivar: ivar: راستی ساعت اذان رو فراموش کردم اعلام کنم اذان صبح 4:50 و اذان مغرب 20:16
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی پرستو اينجارو چقد شلوغش كردي من واس افطاري امسال تا حالا فقط اش خوردم چوووون عاشقشم به مامانم ميگم برام درس كنه اگرم نباشه ميرم از بيرون ميگيرم واي كه ميميرم برا اش اونم با سير چيز ديگه يي دوس ندارم بخورم اخه از عيد تا حالا پشت اين كاميمو زياد بيرون نميرم يكم شكم اوردم ميخوام ابش كنم :zabon:از چاق شدن بدم مياد واس سحريم دوست دارم اگه غذايي باشه كه توش سبزيجات باشه بخورم اگرم نباشه يه تيكه ماهي يا يه گوشت مرغ بر ميدارم ميخورم چون اصلان گرسنم نميشه ولي دوم رمزون سحر خاب موندم وقتيم كه بلند شدم از اذانم گذشته بود برا همين با شكم خالي خواستم بگيرم البته افطار روز قبلشم فقط يه كاسه اش خورده بود برا همين ديگه بعدازظهر حالم بدجور بد شد نتونستم دوووم بيارم ساعت 2 يكم زرشك پلو خورد يكم حالم خوب شد رفتم تا افطار خوابيدم البت اينو هم بگم من غذام جداست با بقيه چون يطورايي تو رژيمم سعي ميكنم غذاهايه ساده بخورم تالا دو كيلو وزن كم كردم شدم 76 كيلو ميخوام تا اخر ماه رمضونم6 كيلو كم كنم وزنم رو 70 ثابت باشه البتم اون دوكيلو هم تو ده روز كم كردم ههههههه بعد وقت اذان اينجام اذان سحر : 04:38 ظهر : 13:18 واس افطارم: 20:43 ها اينم ا روزه گرفتن من دوس دارم امسال همشو بگيرم درسه يكي از دس دادم ولي اونم جبران ميكنم اخه تالا روز هامو كامل نگرفتم حداقل هرسال از 30 تا روزه 5 الي 15 تاشو خوردم :nazi:
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی ممنون از خواهرگلم اسانا جون وافشین جان روزه هاتون قبول باشه می گم افشین فکرکنم دوران سربازی بس اش دادن بهت اش خورشدی ههههههههه عذرمی خوام شوخی کردم منم خیلی اش دوست دارم خصوصا ازنوع رشته اینم اش رشته برای دوستداران اش رشته
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی پرستو جالبش اينكه من ارزو بدل موندم يه بارم شده اش سربازي به دهنم مزه كنم ولي نشد هههههههههه از شانسه من جمعه ها اش ميدادن هههههه منم چون خونمون يكم نزديكتر بود ميزدم تو فاز مرخصي جمعه ها خونه بودم بعد من منظورم اش رشته نبود چون دوس ندارم نميخورم ولي از اش محلي كه با دوغ درس ميشه خيلي خوشم مياد اين اشه يه چيز ديگست مزش كني ميفهمي چي ميگم:khodeshe:
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی به هرحال اش اشه دیگه حالا اینو واسه افطاربخور درضمن اینم یاداوربشم دست پخت مامانای خونه داربیسته بیسته اگه اسم اشی که دوست داری می گفتی عکسشو واست می زاشتم***
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی سلام داداشی دیدم آش دوست دارین رفتم براتون آش گرفتم ببخشید دیر شد تا اومدم بیام بفـــــــــــــــرمایید نـــوش جـــان
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی ممنون اجي اسانا اين يكيش خيلي خيلي خوشمزست :gol3: پرستو بفرما تا سرد نشده :gol:
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی به به چه جمعی شده اینجامن بیخبرم نمازروزه هاهمتون قبول والتماس دعا خوب قراره خاطره تعریف کنیم امسال که ماه رمضونمون سوت وکورشده ولی من دوست دارم یه خاطره ازرمضان سال قبل بگم رمضان پارسال مایه مهمون عزیزمهمونمون بودالبته تمام ماه رو.واقعاسحراوافطاریامون حرف نداشت همیشه باخاطره هایه اون شخص میگذروندیم این اقامعلم بودیه مدت هم مناطق محروم تدریس کرده بودواسه همین کلی خاطرات بامزه ازبچه هایه ابتدایی داشت یکی ازخاطراتش میگفت:سرکلاس نقاشی بودم بچه هاخیلی شیطنت میکردن واقعاسرسام اوربودن گلاب به روتون منم دستشویی داشتم گفتم بهشون بچه هانقاشیاتونوبکشیدمن برم دستشویی وزودبرگردم چشمتون روزبدنبینه دستشویی درکه نداشت یه پلاستیک سرتاپاشوپوشونده بودمن رفتم نشستم داشتم کارموانجام میدادم یدفعه باهمون حالت یکی ازبچه هاپریدتو که اقااجازه نقاشیمون خوب شدههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خشکم زده بود دادزدم گم شووووووووووووووو بیرووووووووووووووون هههههههه یادش بخیراون سحری رواینقدرخندیدیم من دیگه نتونستم هیچی بخورم هنوزکه هنوزه سحری که بیدارمیشیم یادخاطره هاش میفتیم یادش بخیر ایشاالله بهترین سحرهاوافطارهاوعبادات روداشته باشید
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی نـــــوش جان داداشی ___________________________ سلام توتیا جان طاعات و عباداتتون قبول باشه انشاالله خیلی خوشحالم شما هم در این تایپک شرکت کردین :gol3: وای بیچاره آقای معلمivane: :soali: