پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی خیلی تشنه بودم رفتم طبقه پایین پیش مامان بزرگم تا زمان زودتربگذره وقتی منو دید اینو بهم گفت خیلی دلم گرفت گفتم حرف مامان بزرگمو به شما هم بگم وقتی آب می خوردی می گفتی یا حسین(ع)... اما این روزها وقتی آب می بینی و نمی خوری... آرام بگو.. یاابالفضل(ع)..
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی اشکال نداره پرستو خانوم پیش میاد ایشالا دیگه افطار تنها نباشی_ --------------------------------------------------------------------------------- من دیشب افطار انقدر خوردم که بعد چند ساعت شکم درد اساسی گرفتم نزدیک بود کارم به بیمارستان بکشه....
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی به به اقا سجاد افتخاردادین خوشحالم تو این پستم شرکت کردی حالا چی خوردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی سلام فکرکنم این پست شده دفترچه خاطرات من خیلی بدین بابا بیاین یه چی بگین خوب پویا می گه ادم سوسک بشه ولی ض ا ی ع نشه فقط چند تا ازدوستان شرکت کردن واقعا ازشون ممنونم خوب بریم سراصل مطلب سحری پویا رفت ازبیرون جاتون خالی باقالی پلو وماهیچه گرفت هی من گفتم پویا برا من چرااینو گرفتی می دونی که دوست ندارم هی خورد وخندید منم به زور نق نق مامانم خوردم حالا تشنه شدم حسابی پویا هم بدترازمن هی می گه کاش پرستو به حرف می کردم یه چی دیگه می گرفتم اخه مامانم می گه غذای سحرما تشنه می کنه ادمو حالا کو تا ساعت 8 تازه هوس شله زرد هم کردم خدا ازیه جایی برسون برام:ban:
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی آقا مامانم ديشب ساعت 12 وقتي منو بابابم داشتيم فوتبالو مي ديديم مرغ و غوره هرو بار گذاشت واسه سحر 2 كه خوابيدم ساعت 3:30 بيدار شدم و بقيرم بيدار كردم واسه سحر مرغرو كه خوردم تلپ رفتم افتادم چون خيلي خوابم مي اومد واسه افطارم كه آش رشته رو گازه و بوش داره ديوونم مي كنه ..... 8:26 دقيقه اذان مغربه اينجا
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی من دیشب سحر از خواب پا شدم بعد اینکه خوردیم و نمازو خوندیم گفتم برم پشت کامپیوتر بشینم یخورده چون همه خواب بودند از موقعیت استفاده کردم یهو به خودم اومدم دیدم ساعت شده 11 ظهر..نمیدونم چی شد که اینطوری شد الانم خیلی خوابم میاد ولی بیرون کار دارم.... دارم از خستگی داغون میشم...
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی ای خدا تشنه بودم کم بود:afsorde: با حرفهای ایمان گشنه هم شدم :mat:کووووتا ساعت 7:59
پاسخ : خاطرات سحروافطاردوستان تاپ فرومی خوش به حالت که تا 11 خوابیدی بدیش این جاست من خوابم ندارم:asabi: