1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

صدو ده قاعده فقهی،حقوقی

شروع موضوع توسط para3to ‏1/8/11 در انجمن حقوق

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    صدو ده قاعده فقهی،حقوقی
    -قاعده ائتمان
    متن : « الامین لا یضمن » یا « لیس علی الامین الاالیمین »
    یعنی: امین ضامن نیست . یا بر امین چیزی جز سوگند لازم نیست .
    ( القواعد الفقهیه ، ج 2، صص 4 تا 16- ماده 614 و613 قانون مدنی )

    2-قاعده اتلاف
    متن: « من اتلف مال الغیر فهوله ضامن »
    یعنی : هر کس مال دیگری را تلف کند ضامن آن خواهد بود.
    ( القواعد الفقهیه ،ج2، صص 17 تا 39- ماده 238قانون مدنی

    3-احترام مال مسلمان
    متن: « حرمه مال المومن کحرمه دمه » ( حد یث نبوی )
    یعنی : مال مومن همانند خون وی محترم است .(اصل 46و47 قانون اساسی )

    4- قاعده احسان
    متن: « ما علی المحسنین من سبی .( سوره توبه/91)
    یعنی بر نیکوکاران ایرادی نیست .
    (دکتر ابوالحسن محمدی ، قواعد فقه ، ص41 – ماده 306 قانون مدنی – ماده 55 مجازات اسلامی )

    5-قاعده ارشاد
    متن : « اعلام الجاهل علی العالم واجب .»
    یعنی : اقدام انسان در جهت ضرر خود ، مسقط ضمان است .
    ( دکتر محمدی، قواعد فقه ، ص235- 1215قانون مدنی )

    7- قاعده اقرار عقلا
    متن : « اقرار العقلا علی انفسهم جائز »
    یعنی : اقرار انسان عاقل به ضرر خود نافذ است .
    (تحریرالجمله ، ج1،ص99 ، ش 64 – ماده 1275 قانون مدنی – ماده 202 آیین دادرسی مدنی مصوب 1379 )

    8- « الاقرب یمنع الا بعد »
    متن: « الزموهم بما الزموا انفسهم .»
    یعنی : به هر آنچه که غیر خودتان ( پیروان مذاهب اسلامی ملتزم هستند ، شما نیز آنان را ملزم کنید .
    (توضیح المسائل، بحث قاعده الزام ، آیه الله خوبی )

    10- « البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر »
    یعنی : آوردن شاهد بر عهده مدعی و سوگند خوردن بر عهده خوانده است .
    ( القواعد و الفوائد ، ج1، قاعده 154 ، ص 417- ماده 1257 و 1325 قانون مدنی – ماده 197 و 272 قانون آیین دادرسی مدنی )

    11- « تصد یق الامین فیما ائتمن علیه »
    یعنی : صاحب مال باید قول امینی را که مال را نزد او امانت گذارده بپذ یرد .

    12- تعیین
    اگر امر دایر بین تعیین و تخییر در انجام وظیفه ای شد، اصل بر حقیقت است .

    13- التلف زمن الخیار من مال من لا خیار له .
    یعنی : تلف شدن مال در زمان خیار ، از کیسه آن که حق خیار ندارد محسوب می شود .
    ( القواعد الفقهیه ، ج2 صص 62 تا 84 – ماده 387 قانون مدنی )

    15- قاعده حل
    متن : کل شی کان مشتبها بین الحلال و الحرام بحمل علی الحلال .»
    یعنی : اگر چیزی مشکوک بین حلال و حرام بود آن را جزء حلال ها محسوب می کنیم .

    16- الدین مقدم علی الارث .
    یعنی ادای دین ، مقدم بر ارث بردن است .( ماده 868 قانون مدنی ) .
    ( القواعد الفقهیه ، ج 1 ، ص 240 – ماده 740 قانون مدنی )

    17الزعیم غارم .( حدیث نبوی)
    یعنی : کفیل باید از عهده مورد کفالت بر آید .( القواعد الفقهیه ، ج 1 ص 240 – ماده 740 قانون مدنی )

    18 قاعده تسلیط
    متن : « الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم .» ( حدیث نبوی )
    یعنی : مردمبر جان و مال خویش ، سلطه و اختیار دارند . ( ترمینو لوژی حقوقی ، ص 258 ، ش 2083 – اصل 46 و 47 قانون اساسی )

    19- قاعده سوق
    یعنی: آنچه در بازار و جامعه مسلمانان عرضه می شود پاک و حلال است مگر خلافش ثابت شود .

    20- اصل صحت
    متن : « حمل فعل المسلم علی الصحه.»
    یعنی : اعمال شخص مسلمان ،محمول بر صحت و درستی می باشد .( القواعد الفقهیه ، ج 1، ص239)

    21 – عدل و انصاف
    یعنی : اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمنصفاته تقسیم می شود .

    22- عدم سماع الا انکار بعد الا قرار .

    ( ماده 1277 قانون مدنی )

    23- قاعد ه تبعیت عقد از قصد
    متن : « العقود تابعه للقصود .»
    یعنی : عقدها تابع قصدهای متعاقدین است .
    ( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، ص 212 – ماده 191 و 194 قانون مدنی )

    24- قاعده علی الید
    متن : « علی الید ما اخذت حتی تودیه .»
    یعنی : بر صاحب ید است تا آنچه را که گرفته به ذی حقش تحویل دهد .
    ( القواعد الفقهیه ، ج 4، ص21 – ماده 308 قانون مدنی )

    25 – قاعده غرور
    متن: « المغرور یرجع علی من غره .»
    یعنی : فریب خورده به کسی که فریبش داده مراجعه می کند ( تا خسارت بگیرد)
    ( القواعد الفقهیه ، ج 1، ص225 )

    26- قاعده فراش
    متن : «الولد للفراش و للعاهر الحجر .»( حدیث نبوی )
    یعنی : فرزند به صاحب فراش ملحق است وزانی باید سنگسار شود .
    ( القواعد الفقهیه ، ج 4 ص25 – التهذیب ، ج 8ص 168 – ماده 1158 قانون مدنی )

    27 – قاعده قرعه
    متن : « لکل امر مشکل قرعه .»
    یعنی : در هر امرغیر قابل حل باید به قرعه متوسل شود .
    ( ناصر مکارم شیرازی ، القواعد فقهیه ، ج 2 ، ص 155 )

    28 – کل رهن فانه غیر مضمون .
    یعنی : در عقد رهن نباید شرط ضمان قرارداد .
    ( ماده 789 قانون مدنی )

    29- قاعده لا یضمن
    متن : « کل عقد لا یضمن بصحیحه لا یضمن بفاسده »
    یعنی: هر عقدی که صحیحش ضمان آور نباشد فاسدش هم ضمان آور نیست .

    30- کل عقد یضمن بصحیحه یضمن بفاسده .
    یعنی : هر عقدی که صحیحش ضمان آور باشد فاسدش هم ضمان آور است .
    ( سبکی ، الا شباه و الانضائر ، ج2، ص 45 )

    31- کلما کان له منفعه محلله مقصوده تصح اجاره .
    یعنی : هر چیزی که دارای منافع حلال مورد نظر باشد اجاره دادنش درست است .
    ( ماده 467و 466 قانون مدنی )

    32- قاعده لا ضرر
    متن : « لا ضرر و لا ضرار فی الا سلام »
    یعنی : حکم ضرری در اسلام وضع نشده است .
    ( القواعد الفقهیه ،ج 6، صص9، 12، 78- اصل 40و بند 5 اصل 43 قانون اساسی )

    33- لا ضمان علی المستعیر .
    یعنی : عاریه گیرنده ضامن نیست .( القواعد الفقهیه ، ج 7 ص 5- ماده 640 قانون مدنی )

    34- الممنوع شرعا کال ممتنع عقلا .
    یعنی : چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلا هم ممکن نیست . ( تحریر الجمله ، ص 43 )

    35- لا مسا محه فی التحد یدات .
    یعنی چیزهایی که شرعاً اندازه خاصی دارند ( آب کر ، مقدار سفر ، بلوغ و ...) قابل مسامحه از جهت کم وزیاد شدن نیستند .

    36- لا میراث للقلتل .
    یعنی : قاتل از ارث مورث ، محروم است . ( ماده 880 قانون مدنی )

    37- اصل لزوم
    متن : « الاصل فی العقود لزوم .»
    یعنی : اصل در عقدها لزوم آنها است ( مگر خلافش ثابت شود ) ( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، ص 163 – ماده 219 قانون مدنی )

    38- من احیی ارضا فهی له .
    یعنی: هر کس که زمینی را اهیا کند از آن اوست .
    ( مواد 140، 141،143 قانون مدنی )
    39- من استخرج ماء فهی له .
    یعنی : هر کس آبی را استخراج کند از آن اوست .( ماده 150 قانون اساسی )

    40- من حاز ملک
    یعنی :هر کس که حیازت ملکی را نماید مالک آن خواهد شد .( ماده 142و 143 قانون مدنی )

    41- قاعده من ملک .
    متن : « من ملک شیئاً ملک الا قراربه .»
    یعنی : هر که مالک چیزی شد می تواند به آن نیز اقرار نماید .
    ( القواعد الفقهیه ، ج 1 ص 78 )

    42- من له الغنم فعلیه العزم .
    یعنی : آن که منافع را می برد ، زیان را هم باید تحمل کند . ( التحریر الجمله ، ص 56 )

    43- نفی سبیل
    یعنی: خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطی نداده است( نساء /141)
    متن :« و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»
    (القواعد الفقهیه ، ج 1 ، ص 157 – اصول 81، 82، 153، بند 5 اصل 3 وبند 8 اصل 43 قانون اساسی )

    44- قاعده نفی عسر و حرج
    متن : « و ما جعل علیکم فی الدین من حرج »
    ( حج / 78) ترجمه : و خداوند در دین کار سنگین و سختی بر شما قرار نداد .
    یعنی : هیچ کمکی نباید موجب عسر و حرج مکلف شود.
    ( دانشنامه حقوقی ، ج 3 ، ص 144 به بعد – ماده 1130 قانون مدنی )

    45- وجوب اعلام الجاهل فیما یعطی .
    یعنی : اگر کسی چیزی را که خطرناک است به دیگری که جاهل بر آن است بدهد ، باید او را از آن خطر آگاه کند و گرنه ضامن است .46- و جوب التخلیه بین المال و ملکه
    یعنی : بایع باید موانع تملک و سلطه مشتری بر مبیع را بر طرف کند .
    ( ماده 362 قانون مدنی )
     
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,234
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : صدو ده قاعده فقهی،حقوقی

    - وجوب دفع الضرر المحتمل
    یعنی : دفع ضرر احتمالی واجب است (و نیز دفع افسد به فاسد جایز است )

    48- الوقف حسب ما یو قفها اهلها .
    یعنی : وقف ها بر اساس آنچه واقفین معین کرده اند عمل می شود .
    ( مستدرک الوسائل ، ج 2 ، ص 511- ماده 61 قانون مدنی )

    49- یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب .

    یعنی : هر آنچه که بر اثر خویشاوندی نسبی حرام است ، تر اثر خویشاوندی رضاعی هم حرام خواهد بود .
    ( وسائل الشعبه ، ج 14، ص 280،- ماده 1046 قانون مدنی )

    50- الزرع للزارع و لو کان غاصبا .
    یعنی : زراعت و کشت از آن زارع است ولو در زمین غصبی باشد .( ماده 33 قانون مدنی )

    51- لا مهرلبغیه .
    یعنی : زن زانیه ، مهریه ندارد ( قیاس اولویت و مفهوم مخالف ماده 1099 قانون مدنی )

    52- الغاصب یوخذ باشق الاحوال .
    یعنی : با غاصب به شدیدترین احکام رفتار می شود .( جواهر الکلام ، کتاب غصب ، ص 10)

    53- لا ینسب للساکت قول .
    یعنی به شخص سکوت کننده چیزی منسوب نمی شود . ( سبوطی ، الاشباه والنظایر ، صص142 و 143- ماده قانون مدنی )

    54-الحاکم ولی الممتنع .
    یعنی دادرس بر شخص امتناع کننده از انجام تکالیف ، ولایت دارد .( ماده 237 و 833 قانون مدنی )

    55- الجاکم ولی من لا وای له .
    یعنی : دادرس بر کسی که فاقد ولی ات ولایت دارد .
    ( ماده 1218 قانون مدنی – ماده 266 قانون مجازات اسلامی )

    56- الجاکم وارث من لا وارث له .

    یعنی : حاکم وارث شخص بدون وارث است . ( ماده 866 قانون مدنی )

    57- الغائب علی حجه .
    یعنی: شخص غائب در دادرسی حق اقامه دلیل دارد .
    ( القواعد الفقهیه ، ج 3 ، ص 86- ماده 305به بعد قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1376 )

    58- البیعان بالخیار ما لم یفترقا .
    ( حدیث نبوی )
    یعنی : متبایعین تا زمانی که از هم جدا نشده اند حق خیار دارند .
    ( مجله الا احکام العدلیه ، ماده 4- کاتو زیان، عقود معین ، ص 46 – ماده 397 قانون مدنی )

    59- الکتاب کالخطاب .
    یعنی: نوشته مثل گفته است .( القواعد و الفوائد ، ج 1 ص 198- دانشنامه حقوق ، ج 4 ، ص 422-437 )

    60- الحرام لا یحرم الحلال .
    یعنی : عمل حرام بعدی ، حلال قبلی را حرام نمی کند (تهذیب الا حکام ، ج 2 ، ص 208 – ماده 1055 قانون مدنی )

    61- الحق القدیم لا یبطله شی
    یعنی: چیزی نمی تواند حق به وجود آمده قبلی را از بین ببرد . ( ماده 97 قانون مدنی )

    62- الحق للمتقدم .
    یعنی : اگرکسی ابتدا اقدام به ایجاد حقی نماید نسبت به آن بر دیگران اولویت دارد .( ماده 142 قانون مدنی )

    63- الخراج با لضمان .
    یعنی: منافع در مقابل ضامن بودن است .( شرح الجمله ، ج 1، ص 56 و 57 )

    64- الساقط لا یعود کما ان المعدوم لا یعود .
    یعنی : حق ساقط شده باز نمی گردد همچنان که چیز از بین رفته حیات نمی یابد .
    ( تحریر الجمله ، ج 1، صص36 و 38 – بند 3 ماده 264 و مواد 289، 290 و 291 قانون مدنی )

    65- الصلح جائز بین المسلمین الا صلحاً احل حراماً و حرم حلالاً .
    یعنی: عقد صلح بین مسلمانان جایز است مگر صلحی که بخواهد حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .
    ( القئاعد الفقهیه ، ج 5 ، صص8 و 39 ماده 754 قانون مدنی )

    66- الشرط جائز بین المسلمین الا شرطاً احل حراماً او حرم حلالاً .
    جایز یعنی : شرط کردن بین مسلمانان است مگر شرطی که حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .
    ( تحریر الجمله ، صص 75 و 76- ماده 232 قانون مدنی )

    67- الشرط الفاسد لیس بمفسد .
    یعنی : شرط فاسد عقد را باطل نمی کند .
    ( القواعد الفقهیه ، ج 4 ، صص 200 ، 217 ، 218 – ماده 232 قانون مدنی )
    68- الطلاق بید من اخذ بالساق .
    ( حدیث نبوی ) یعنی : طلاق به دست کسی است که عقد به دست اوست .( مرد )
    ( حقوق خانواده ، محقق داماد ، صص136 و 137 – ماده 1133 قانون مدنی )

    69- اکل مال به باطل .
    متن : یا ایها الذین امنو لا تا کلو اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم...( نساء /29 )
    یعنی : امال یکدیگر را به ناحق نخورید مگر این که بر اساس تجارتی رضایت آمیز باشد .

    70- المومنون عند شروطهم . ( حدیث نبوی )
    یعنی : مومنان به شرطهایشان پایبندند . ( محقق داماد ، قواعد فقه ، بخش مدنی 2 ، ص 37 )

    71- نهی النبی عن الغرور . ( حدیث نبوی )
    یعنی معامله غرری ( زیان آوری که نتیجه آن نامعلوم است ) باطل است .
    ( دکتر محمدی ، مبانی استنباط حقوق اسلامی ، ص 94)

    72- اوفوا بالعقود . ( متنده /1 )
    یعنی : به پیمانها و قراردادهای خود وفا کنید . ( ماده 10 قانون مدنی )



    قواعد کیفری

    73- لا تقیه فی الدما ء .
    یعنی : جایی که پای جان در میان است تقیه جایز نیست .
    ( وسائل الشعبه ، ج 11 ، ص 483- مکاسب ، ج 4 ، ص 356 )

    74- عمد الصبی بمنزله الخطا-
    یعنی : فعل عمدی کودک همانند فعل خطایی محسوب می شود .
    ( القواعد و الفوائد ، ج 1، ص 223 )

    75- لا کفاله فی الحد . ( حدیث نبوی )
    یعنی : شفاعت کردن و درخواست به تأخیر انداختن ، در حدود جایز نیست .
    ( ترمینو لوژی حقوق ، ش 4508 )

    76- قاعده جب .
    متن : الاسلام یجب ما قبله . ( حدیث نبوی )
    یعنی : مسلمان شدن ، گناهان پیش از آن را پاک می کند .
    ( القواعد الفقهیه ، ج 1 ، صص36،39 ، 46- اصا 169 قانون اساسی – ماده 11 قانون مجازات اسلامی – ماده 4 قانون مدنی )

    77- اقامه الحدود الی من الیه الحکم .
    یعنی : اجرای حدود و مجازلت ها به دست حاکم است . ( اصل 36 قانون اساسی )

    78- الامتناع با لا ختیار لا ینا فی الاختیار .
    یعنی : از روی اختیار و قدرت اگر باعث تحقق چیزی شویم ، موجب نمی شود که فاعل را مسلوب الاختیار تلقی کرد .
    ( دائره المعارف حقوق ، ج 5 ، ص 50، - ماده 53 قانون مجازات اسلامی )

    79- قاعده درا .
    متن : الحدود تدرا بالشبهات .
    یعنی : اجرای حدود با حصول شبهه متوقف می شود .
    ( الا شباه و النظائر ، صص122 و 123- مواد66 و67 قانون مجازات اسلامی )

    80- دم المسلم لا یذهب هدرا .
    یعنی : خون مسلمان نباید پایمال شود . ( مواد 312 و313 قانون مجازات اسلامی )

    81- الضرورات تتقدر تقدرها .
    یعنی : در موارد ضروری باید به حداقل اکتفا کرد . ( ماده 55 قانون مجازات اسلامی )

    82- الضرورات تبیح المحظورات . ( حقوق رم legemetnacessitas non bab )
    یعنی : ضرورتها باعث مباح شدن امور ممنوعه می شود .
    ( سوره مائده /3-سبوطی ، الشباه و النظایر ، ص60- ماده 55 قانون مجازات اسلامی )

    83- قاعده ارش .
    متن :کل جنایه لا مقدر لها ففیها ارش .
    یعنی :بر هر جنایتی که دیه اش معین نشده ، ارش تعلق می گیرد .
    ( ماده 367 قانون مجازات اسلامی )

    84- کل عضو تقتص منه مع وجوده توخذ الدیه مع فقده .
    یعنی : هر عضوی که موجود است باید قصاص شود و در صورت فقدان ، به جایش دیه گرفته می شود .
    ( ماده 293 قانون مجازات اسلامی )

    85- قاعده اضطرار
    متن : کل محرم اضطر ، الیه فهو حلال .
    یعنی : در حال اضطرار ،هر حرامی حلال می شود .( ماده 55 قانون مجازات اسلامی )


    86- کل من لم یباشر بالقتل لم یقتص منه
    یعنی: هر فردی که مباشر قتل نباشد قصاص نمی شود. ( تبصره 1 ماده 269 و ماده 207 قانون مجازات اسلامی )


    87- لا دیه لمن قتله الحد
    یعنی: دیه به کسی که بر اثر اجرای حد کشته شده باشد ، تعلق نمی گیرد. ( ملاک ماده 332 قانون مجازات اسلامی )


    88- لا ربا الا فیما یکال او یزون
    یعنی: ربا جز در اموال مکیل و موزون جاری نیست .( ماده 595 قانون مجازات اسلامی )


    قواعد اصولی و مشترک

    89- قاعده اذن .
    متن : الاذن فی الشیئی اذن فی لوازمه .
    یعنی : اذن دادن در چیزی ،اذن در لوازم آن نیز هست .
    ( القواعد و الفوائد ،ج 2، ص70، قاعده 167 )

    90- قاعده اشتراک
    متن : همه مسلمانان در همه عصرها و زمانها نسبت به تکلیف شرعیه بکسانند .

    91- قاعده تساقط
    متن: اگر دو دلیل با هم معارض بودند هر دو از درجه اعتبار ساقطند.

    92- و ان الظن لا یغنی عن الحق شیئا ً ( سوره نجم /28)
    یعنی: وگمان ، هیچ گاهچیزی از حق را بر ما روشن نمی سازد.

    93- الولد یلحق باشرف الوالدین
    یعنی: فرزند به والد شریف تر (مسلمان) تعلق می گیرد.( از حیث مسلمان بودن )
    94- عدل و انصاف
    متن: اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمناصفه تقسیم می گردد

    95- فحوا
    رعایت مفهوم موافق در جمله یا دستور و سرایت دادن حکم از فرد ضعیف به فرد قوی.
    مثل آیه ( لا تقل لهمااف ) که به طریق اولی ، ضربو شتم والدین را هم نهی می کند .

    96- مقدمه واجب ، واجب است ولی مقدمه حرام ، حرام نیست مگر موصل به حرام باشد.
    97- قاعده تلازم
    متن: کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کاما حکم به الشرع حکم به العقل
    یعنی: بر هر چه که عقل حکم کند ، و بر هر چه که شرع حکم می کند ، عقل هم حکم می نماید .

    98- الممنوع شرعا کالممتنع عقلا
    یعنی: چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلاً هم قابل انجام نیست. ( تحریر الجمله ، ص 34)

    99- اجتهاد در مقابل نص جایز نیست. ( تحریر الجمله ، ج 1، ص21- اصل 167 قانون اساسی )

    100-المیسور لا یسقط بالمعسور
    یعنی: کار قابل انجام دادن به واسطه حدوث کار غیر ممکن ، از گردن ساقط نمی شود .(القواعد الفقهیه ج4، ص 121)

    101- اعمال الکلام اولی من اهماله
    برای کلام و عبارت به کار رفته ، معنی و مفهوم قایل شدن ، بهتر از بیهوده پنداشتن آن است.

    102- الاصل دلیل حیث لا دلیل
    اصل در جایی قابل استناد است که دلیل قانونی موجود نباشد .
    ( عوائد الایام ، ص 73- مواد 197و 198 قانون آیین دادرسی مدنی )

    103- المطلق ینصرف الی فرد شائع
    معنی و مفهوم موضوع مطلق ، به فرد شایع و رایج آن منصرف است .

    104- قبح تأخر بیان در وقت حاجت
    بیان نکردن مراد ومقصود در موقع نیاز بدان ناپسند است ،ولی سکوت در وقت بیان خود نوعی بیان است .

    105- ما من عام الاو قد خص
    هیچ عامی نیست که تخصیص نخورده باشد .

    106- وصف به موصوفنزدیک تر بر می گردد.
    اگر چند موصوف با یک وصف بیان شده باشند آن وصف ، متعلق به موصوف آخر خواهد بود .

    107- مورد ، مخصص نیست .
    اگر چیزی برای مورد خاصی ذکر شده باشد ، دلیل بر آن نیست که فقط به آن مورد خاص اعلق دارد.

    108 - الاجتهاد لا ینقض بمثله
    اجتهاد را اجتهاد دیگر نقض نمی کند . ( الاشبا ه و النظایر ، ص 41- تحریر الجماه ، ج 1 ، ص22 )

    109- اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال
    اگر احتمال به جایی وارد شود استدلال فایده ای ندارد. ( دکتر محمدی ، قواعد فقه ، ص 161 )

    110- اذا زال المانع عادالممنوع
    اگرمانع بر طرف شود موضوع منع شده به جای خود بر می گردد. ( دانشنامه حقوقی ، ج 4 ، صص432-437 )

    موسسه حقوقی هامون __________________