الا فرزند دلبندم محمد پارسا الا فرزند دلبندم اميد و آرزويم در تو ميجوشد افق سرد است و خون گرم ميخواهد من اکنون راهي، راه دراز و سرخ آفاقم شهادت را در اين ره آرزومندم الا...اي ميوه عمرم شکرخندم الا فرزند دلبندم شود آيا تو هم مثل پدر گردي؟ اگر دل از هواي خانه برکندم به سوداي حيات جاوداني بود فرزندم اگر در اوج سختيهاي جانکاه و توانفرسا اگر در آستان مرگ و در ميدان اگر در سنگر پيکار و زير بارشي از ترکش و رگبار نميگردد جدا از چهره لبخندم عجب مشمار فرزندم که من همواره در راه مسلماني به آن ايمان محکمتر ز کوه خويش پايبندم زمين را سرخ از خونم اگر سازند از آنجايي که با راه خدا هم عهد و سوگندم از آنجايي که با روح خداوند است پيوندم محال است که از يادم رود آن عهد و سوگندم من اي فرزند، خشنودم من اي فرزند خرسندم الا....اي ميهنم اي خانه اسلام اي ايران الا.....همسنگران رزمآوران شيران! منبع: كتاب شهيدان شاعر